تحقیق درمورد معنای اصلی و زبان عربی

دانلود پایان نامه
«تعلیل» در زبان عربی:
« تکاد تمیّز من الغیظ » ( ملک: 8 )
{نزدیک است که از خشم، شکافته شود.}
در این آیه ی شریفه، حرف جر «من» علت وقوع فعل ( پاره پاره شدن دوزخ )،را بیان می کند و آن، غضب خداوند است؛ خداوند از میان دیگر حروف مفید معنای تعلیل از حرف جر «من» استفاده کرده است در حالی که می توانست ازحرف اضافه ی «لام » یا از مصدر قلبی منصوبی که بر علت وقوع فعل دلالت می کند، استفاده کند؛ حقیقت امر این است که در حالت کلی، هر یک از این حروف، به نوبه ی خود معانی خاصی را افاده می کنند بنابراین همیشه و همه جا نمی توان به جای هر کدام از این ها، دیگری را به کار برد؛ چرا که هر یک از این حروف، در افاده ی معانی فرعی خود، در قالب معنای اصلی شان می آیند، بر این اساس، این حروف هرگز از معنی و دلالت اصلی خود به دور نیستند؛ در این آیه نیز، خداوند از آوردن حرف جر «من» در افاده ی معنای تعلیل، هدف خاصی را دنبال می فرماید، و در حقیقت حق تعالی با آوردن این حرف، به ابتدا و اساس پاره پاره شدن دوزخ اشاره می فرماید، در این حالت، غضب خداوند فراتر از این که علت و سبب پاره پاره شدن دوزخ باشد، اساس و پایه ی آن می باشد، چان که در آیات پیش از این نیز خداوند به فراهم شدن پیشاپیش دوزخ برای کافرین و تکذیب کنندگان، اشاره فرموده است ( * و اعتدنا لهم عذاب السعیر * ) و در همه ی این آیات خداوند به آن ها گوشزد می کند که هیزم های آتش جهنم به وسیله ی اعمال آن ها فراهم شده است و عامل اصلی بدبختی ایشان را خود آن ها می داند که اگر حرف دیگری به جای آن می آمد نمی توانست مقصود خداوند را به بندگان، این گونه القا کند.
و معادل آن در حرف اضافه ی «از » فارسی:
با دلی پر درد و جانی با دریغ
ز اشتیاقت اشک می بارم چو میغ
( عطار، 1372: 4 )
در بیت مذکور، شاعر علت گریه های فراوان و اشک های پی در پی اش را، با بیان یک علت می آورد و برای افاده ی این معنا، از حرف اضافه ی «از » کمک می گیرد در حالی که می توانست از حروف دیگر مفید این معنا استفاده کند، اما از این رو که حرف اضافه ی «از» در قالب معنای اصلی خود – ابتدای غایت – مفید معنای تعلیل گشته است، رنگ و بوی دیگری به این بیت می دهد؛ شاعر اساس و پایه ی وقوع فعل(گریه های فراوان) را غم هجران محبوب و اشتیاق وی می داند و این ابتدا و اساس بودن، به مراتب، اشتیاق شاعر و درد و غم او را در فراق محبوبش در ذهن مخاطب شدیدتر جلوه می دهد.
3-2-1-1-5- تعویض
«تعویض»، مصدر ثلاثی مزید عربی (باب تفعیل) ازریشه ی (ع و ض)، در لغت به معنای « عوض دادن » و در اصطلاح نحویان نیز به معنای «عوض کردن و بدل کردن» به کار می رود؛ که گاه به جای اصطلاح تبعیض، لفظ «بدل» را به کار می برند؛ و در ترجمه معمولا معنای «به جای» می دهد.
_ تعویض در زبان عربی:
در عربی مانند این بیت از ابن برد:
یا لیتنی کنتُ تفاحاً مفلجهً
أو کنت من قُضب الریحانِ، الریحانا
( إبن برد، 1998: 608 )
{ای کاش سیب بودم و یا این که به جای ساق های ریحان، برگ ریحان بودم.}
در این بیت، حرف جر «من» معنای « به جای » می دهد ( کاش به جای ساقه های ریحان، خودِ ریحان بودم )، از این رو گفته می شود که حرف جر «من» مفید معنای تبعیض و یا بدل می باشد؛ اما چرا شاعر از میان دیگر حروف مفید معنای تبعیض از حرف جر «من» استفاده کرده است؟
با توجه به دیگر قرائن موجود در بیت که همگی حاکی از یک آرزوی ناممکن و دست نا یافتنی شاعر می باشد –مانند حرف «لیت» که به عنوان یک حرف تمنی در بیان آرزوهای ناممکن به کار می رود– دلیل حرف جر «من» آشکارتر می گردد و آن این که، حرف جر «من» در قالب معنای اصلی اش به اصل و ماهیت ساقه بودن اشاره دارد که غیر قابل تغییر به برگ گیاه ریحان می باشد و این آرزوی شاعر – که کاش به جای ساقه ی گیاه ریحان، خود گیاه یعنی برگ های خوشبو و معطرش بودم – تقریبا محال است.
معادل آن در حرف اضافه ی «از » فارسی:
باده در ده چند از این باد غرور
خاک بر سر نفس نافرجام را
( حافظ، همان: 13 )
که مقصود شاعر از ابیات قبل و بعد ازاین بیت نیز پیداست، شاعر در تمامی این ابیات از رخوت و یکنواختی روز و شب که جز غم و هجران چیز دیگری نیست، به تنگ آمده است و خواهان تغییر و تحولی است تا غم دل را فرونشاند، از این رو از محبوب خویش می خواهد که برای چند صباحی، ترک عادت مألوف – غرور- نماید و غم درون سینه اش را تسکین دهد؛ حرف اضافه ی «از » در قالب معنای اصلی اش، بر سر « این باد غرور » آمده و نمایان گر عادت مألوف و همیشگی محبوب می باشد.
3-2-1-1-6-استعلا