تحقیق درمورد معنای اصلی و ادراک حسی

دانلود پایان نامه
ز کشور به کشور گرفتی شتاب
(فردوسی، همان: 13)
در این بیت، شاعر از یک سیر حقیقی سخن می گوید که فاصله ی میان ابتدای مسیر تا انتهای آن – از کشور به کشور – در عالم خارج وجود دارد؛ شاعر از حرف اضافه ی «به» در افاده معنای افاده ی معنای انتهای غایت استفاده کرده است چرا که حرف «به» در قالب معنای الصاق، این امکان را به شاعر می دهد تا به مخاطب خویش القا کند که هرمز، حقیقتا به آن مقصد موردنظر – کشور – رسیده است و به آن داخل شده است.
-انتهای غایت عقلی در مکان:
به یزدان هر آن کس که شد ناسپاس
به دلش اندر آمد ز هر سو هراس
( فردوسی، همان: 14 )
در این بیت، شاعر، سیر ترس و وحشت را به دل انسان ناسپاس به تصویر می کشد، که در عالم خارج چنین سیری محسوس نیست گرچه با عقل قابل دریافت است؛ شاعر از حرف اضافه ی «به» در بیان انتهای غایت استفاده کرده است تا در قالب معنای اصلی اش که الصاق می باشد، ترس و تشویشی را به تصویر بکشد که سراسر وجود آن افراد ناسپاس را فراگرفته است آن چنان که گویی به آن ها چسبیده است و آنان را احاطه کرده است.
-ابتدای غایت حسی در اشخاص:
گر مرگ رسد چرا هراسم
کان راه به توست می شناسم
( نظامی، همان: 10 )
در این بیت، شاعر جهت استئناس خویش از حرف اضافه ی «به» در افاده ی معنای انتهای غایت استفاده می کند چرا که حرف اضافه ی «به» با تلفیق معنای اصلی خود – الصاق و انتهای غایت – با احساس قرابت و نزدیکی به خداوند، وحشت مرگ را از دل خویش می زداید، این چنین حرف «به» به گفته های شاعر رنگی از امید و آرامش می زند.
انتهای غایت حسی در رویدادها:
حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده
ماتم زده را داعیه ی سور نمانده است
( حافظ، همان: 65 )
در این بیت، شاعر روند تکامل یافته ی یک رویداد را به تصویر می کشد – از گریه به خنده پرداختن -، از آن جا که طی این مسیر، قابل ادراک حسی می باشد و در عالم خارج طی این مسیر امکان پذیر می باشد، انتهای غایت در این رویداد، حسی است؛ شاعر در افاده ی معنای انتهای این غایت از حرف اضافه ی «به» استفاده کرده است، چرا که می خواهد عدم پرداختن خویش به خنده را این گونه بیان دارد که هرگز خنده را لمس نکرده است تا شدت اشتیاق خود به محبوب را به مخاطب القا کند.
-انتهای غایت عقلی در رویدادها:
در این دلالت از حرف «به» می توان به این بیت اشاره کرد که در مبحث ابتدای غایت نیز آمده است:
همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها
( حافظ، همان: 5 )
در این بیت که تلفیق دو حرف «از و به» حکایت از سیر یک رویداد دارد –از خودکامی به بدنامی- که با حواس قابل ادراک نیست؛ با اندکی توجه به مصراع دوم این بیت می توان دلیل این که شاعر از حرف اضافه ی «به» در افاده ی این معنا استفاده کرده است را فهمید؛ زمانی که حرف «به» در قالب معنای اصلی خود برای افاده ی این معنی بیاید دو مفهوم الصاق و انتهای غایت در نهایت اختصار، مفاهیم وسیعی را به مخاطب القا می کند؛ شاعر از بدنامی سخن می گوید و با آوردن حرف «به» این گونه اظهار می دارد که این بدنامی وصله ی او شده است و از دیگران پنهان نمانده است و او را رسوای خلق کرده است.
-انتهای غایت زمانی: