تحقیق درمورد فرهنگ فارسی و معنای اصلی

دانلود پایان نامه
(حافظ، همان: 239)
وی، حرف اضافه ی «از» در مصرع دوم این بیت را، مفید معنای استعلا می داند. (خطیب رهبر، 1367: 87) و بسیاری از پژوهشگران نیز به آن اذعان دارند؛ اما با اندکی تأمل می توان پی برد که حرف اضافه ی «از» در این بیت به معنای «مطابقت» نزدیک تر است؛ گرچه در ظاهر، حرف اضافه ی «از» مترادف با حرف اضافه ی «بر» می باشد (بنیاد بر این شیوه ی رندانه نهادیم)؛ اما این تنها معنای تحت اللفظی حرف «از» می باشد و در حقیقت، مقصود شاعر این بوده است که “بنا را بر اساس این شیوه ی رندانه نهادیم” در این صورت حرف اضافه ی «از» مفید معنای مطابقت می باشد.
3-2-1-1-7- مجاوزت
« مجاوزت »، مصدر ثلاثی مزید عربی ( باب مفاعله ) از ریشه ی ( ج و ز ) در لغت، به معنای « گذشتن و عبور کردن از مکانی » می باشد و در اصطلاح نحویان نیز به همان معنای « گذشتن از جایی و یا چیزی و یا ترک کردن آن » است؛ بر اساس کاربرد این دلالت در زبان عربی می توان آن را به دو دسته ی « حقیقی و مجازی » تقسیم نمود، که بر اساس سیاق جمله می توان این دو را از هم تفکیک داد؛ نماینده ی حروف جر در افاده ی این معنی، حرف جر «عن» می باشد، اما در کنار آن حروف دیگری نیز هستند که می توانند مفید این معنا واقع گردند؛ حرف جر «من» از این دست حروف می باشد.
_ مجاوزت حقیقی در حرف جر «من»:
و این زمانیست که فعل گذشتن از یک مکان و ترک کردن آن، به معنای واقعی رخ نمی دهد؛ مانند:
*ثم أنتم هؤلاء تقتلون انفسکم و تخرجون فریقا منکم من دیارهم * (بقره: 85 )
{ولی باز، همین شما هستید که یک دیگر را می کشید و گروهی از خودتان را از دیارشان بیرون می رانید.}
این آیه ی شریفه، اشاره دارد به بیرون راندن گروهی از سرزمین و دیارشان؛ از این رو ترک یک مکان، خود نوعی مجاوزت به شمار می آید و از این جهت که این نوع ترک کردن و بیرون رفتن قابل ادراک حسی می باشد، مجاوزت از نوع حسی به شمار می آید.
و خداوند از بین دیگر حروف مفید معنای مجاوزت، حرف جر «من» را به کار برده است؛ چنان که خداوند در چندین آیه قبل و بعد این آیه، به سرزنش قوم بنی اسرائیل می پردازد، در این آیه نیز تمامی عناصر و ارکان – نوع جملات، حروف، همه و همه در بیان مقصود خداوند به نوع خاصی به کار گرفته شده اند؛ خداوند در این آیات، بنی اسرائل را به خاطر شکستن پیمان اخوت و برادری شان نکوهش می کند؛ آمدن حرف جر «من» نیز به گوشه ای از این پیمان شکنی اشاره دارد؛ از آن جا که معنای اصلی حرف «من»، ابتدای غایت می باشد، خداوند با آوردن آین حرف در کنار مجرورش –من دیارهم– درحقیقت به مسلمانان یادآوری می کند که با بیرون راندن برادرانتان از سرزمین خودشان که سرزمین همیشگی شان و حق مسلم ایشان بوده است، در حقیقت حق آن ها را پایمال نموده و پیمان خود را با خدای خود شکسته اند.
معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی:
«مجاوزت» در زبان فارسی نیز بمعنای « گذشتن از جایی و یا ترک کردن آن مکان »می باشد؛ در فرهنگ فارسی معین، مجاوزت بر “از جایی گذشتن و عقب انداختن کسی را و گذشتن از وی” اطلاق می گردد. (معین، 1353: 3869 .ج3) و در اصطلاح دستورنویسان نیز به معنای گذشتن از جایی و یا کسی و یا ترک آن، می باشد و به دو نوع – عقلی و حسی – تقسیم می گردد که بر اساس سیاق جمله می توان این دو را از هم تفکیک نمود و نماینده ی حروف اضافه در زبان فارسی، حرف «از» می باشد.
مجاوزت حسی در زبان فارسی مانند:
بگفتی بی وفا یارا که دلداری کنی ما را
الا گر دست می گیری بیا کز سر گذشت آبم
(سعدی، 1357: 26 )
در این بیت، « آب از سر گذشتن » گرچه یک ضرب المثل است و مقصود شاعر به هلاکت و به پایان رسیدن عمر می باشد اما منطوق و مفهوم جمله تناقضی با یک دیگر ندارند؛ زمانی که آب از سر بگذرد و راه تنفس بسته شود منجر به مرگ و هلاکت می شود و گذشتن آب از سر نوعی مجاوزت به شمار می آید که قابل ادراک حسی می باشد و به آن مجاوزت حسی گفته می شود.
مجاوزت مجازی در حرف جر «من»:
و ما بالله دخولی و قد رأی
خروجی من أبوابه و یدی صفر
(بحتری، بی تا: 135)
به خدا سوگند دیده نشده است که من به آن جا داخل شوم و دست خالی، خارج شوم.}
در این قسمت از بیت – خروجی من أبوابه – دلالت بر ترک یک مکان را دارد و حرف جر «من» در قالب معنای اصلی خود مفید معنای مجاوزت می باشد و چنان که از سیاق جمله برمی آید- خروج از درگاه الهی – این مجاوزت نمی تواند قابل ادراک حسی باشد، گرچه عقل، قادر به درک و دریافت آن می باشد؛ و اما خداوند از میان دیگر حروف مفید معنای مجاوزت، از حرف جر «من» استفاده کرده است چرا که «من» در قالب معنای اصلی خود –ابتدای غایت– در القای مقصود شاعر ارجحیت دارد؛ شاعر با آوردن حرف «من» به اصل و ابتدای بشر -جوار حق تعالی– اشاره کرده است؛ در سراسر این بیت، تحسر حاکم است، تحسر از دست دادن جایگاه اصلی و حقیقی اش و خروج از آن، و قطعا بدون افاده ی معنای اصلی «من» القای مقصود شاعر امکان پذیر نمی بود.
و معادل آن – مجاوزت عقلی – در حرف اضافه ی «از»:
خواهی که سخت و سست جهان از تو بگذرد