تحقیق درمورد فرهنگ فارسی و معنای اصلی

دانلود پایان نامه
{ کسی که بر مردم، به خاطر داشته هایشان حسادت ورزد، غم را با همه ی سنگینی اش به دوش کشیده است.}
در این بیت ، حرف جر «باء» در “بِاعبائه” بر همراهی و ملازمت دلالت دارد “به دوش کشیده است غم را با تمام سنگینی اش”؛ شاعر در میان دیگر حروف مفید این معنا از حرف جر «باء» استفاده کرده است چرا که به خاطر قرابت مفهومی معنای اصلی حرف «باء» – الصاق – و این معنای فرعی اش – مصاحبت -، تلفیق این دو مفهوم، تأکید بیشتری می باشد بر این که انسان حسود تنها به خودش آسیب می رساند، غم و غصه ی وی مضاعف می گردد و زندگی را به کام خود تلخ می کند.
و یا مانند این آیه از قرآن کریم:
*فابعثوا أحدَکم بورقکم بهذه المدینه * ( کهف: 19 )
{اینک یکی از خودتان را با این پول خود، به شهر بفرستید.}
حرف جر «باء» در “بورقکم” در این آیه بر نوعی مرافقت و همراهی دلالت دارد چرا که این گونه معنا می شود “اکنون یک نفر از خودتان را همراه با این سکه ای که دارید به شهر بفرستید”؛ و از آن جا که حرف جر «باء» در این جا در قالب معنای اصلی خود، مفید معنای مصاحبت گشته است، اشاره ای دارد به این که منظور حق تعالی همان سکه ای می باشد که در اختیارشان و در دستشان بوده است؛ چنان که ملاحظه گشت، حرف «باء» از یک رابطه ی دو سویه حکایت می کند که یک طرف آن “أحدکم” و طرف دیگر آن “ورقکم” می باشد.
و معادل آن در حرف اضافه ی «به»:
در زبان فارسی، نماینده ی حروف اضافه در افاده ی این معنی، حرف «با» می باشد و بر خلاف زبان عربی که حروف جر نقش بسزایی در افاده ی این معنا ندارند در زبان فارسی، حوزه ی اصلی افاده ی معنی، در حروف اضافه می باشد.
در زبان فارسی نیز نام های مختلفی بر آن اطلاق می شود؛ مانند “معیت”، ” مصاحبت “، “ملازمت” و غیر از این ها( ابن الرسول و کاظمی، 1389: 123)
حرف اضافه ی «به» نیز می تواند با حفظ معنای اصلی خود مفید این معنی واقع گردد.
مانند این بیت از حافظ:
ببین که رقص کنان می رود به ناله ی چنگ
کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع
(حافظ، همان: 194 )
در این بیت، حرف اضافه ی «به» در “به ناله ی چنگ ” بر همراهی و ملازمت دلالت می کند یعنی ( همراه با ناله ی چنگ، رقص کنان می رود )
شاعر در این دلالت، از حرف اضافه ی «به» استفاده کرده است چرا که حرف اضافه ی «به» در قالب معنای اصلی اش – الصاق -، هماهنگی و هم سازی دقیق و موزون رقص و ناله ی چنگ را به مخاطب القا می کند.
3-2-2-1-12- مقابله
«مقابلت»، مصدر ثلاثی مزید عربی، (باب مفاعله) از فعل « قابَلَ»، در لغت به معنای « در مقابل چیزی درآمدن » و از آن جا که این باب از یک رابطه ی دوسویه حکایت می کند، در اصطلاح به معنای « عوض کردن چیزی با چیز دیگر » و یا « آوردن چیزی در مقابل چیز دیگر » می باشد.
مصاحبت در حرف جر «باء»:
نماینده ی اصلی حروف جر در افاده ی این معنی، حرف جر «لام» می باشد اما حروف دیگری نیز هستند که می توانند مفید این معنا واقع گردند؛ حرف جر «باء» از این دست حروف می باشد. مانند:
*و السارق و السارقه فاقطعوا أیدیهما جَزاءً بما کَسبَا نکالا و الله عزیزٌ حکیم * (مائده: 38)
{و مرد و زن دزد را به –سزای- آن چه کرده اند، دستشان را به عنوان کیفری از جانب خدا ببرید و خداوند، توانا و حکیم است.}
در این آیه ی شریفه، حرف جر «باء» در “بما کسبا” می تواند بر معانی متعددی نظیر تعلیل و مقابلت دلالت داشته باشد اما به دلایلی چند، دلالت بر مقابلت، ارجحیت قرار دارد؛ چرا که قرائن موجود در جمله نیز این مطلب را تأیید می کنند؛ هم چنان که حق تعالی در آخر این بیت نیز به حکمت خویش اشاره دارد و حکمت وی این گونه ایجاب می کند که در پاداش و مجازات بندگان خویش در چارچوب عدالت خود عمل می کند؛ از آن جا که عمدتا در سرقت و دزدی، میان دیگر اعضای بدن، دست ها نقش اصلی را ایفا می کنند، خداوند در مجازات کسی که دزدی کرده است قطع دستانش را فرمان داده است؛ به کارگیری دست در حین عمل دزدی و در مماست با مورد دزدی شده، بیان گر معنای اصلی حرف «باء» -الصاق– است و مجازاتی که حق تعالی دستور داده است – قطع دستها در ازای دزدی نیز بیانگر معنای فرعی حرف «با» – مقابلت -در این آیه می باشد.
معادل آن در زبان فارسی:
« مقابلت » در فرهنگ فارسی معین به معنای « عوض کردن » آمده است. ( معین، 1353: 4279. ج4) و در اصطلاح نیز به همان معنای مذکور در زبان فارسی می باشدو اصل این معنا را در میان حروف اضافه ی مرکب نظیر “در برابرِ، در مقابلِ” می توان جست و جو کرد؛ اما در میان حروف اضافه ی ساده نیز حروفی هستند که می توانند مفید این معنی واقع شوند؛ حرف اضافه ی «به» از این دست حروف می باشد؛ مانند: