تحقیق درمورد فارسی باستان و زبان گفتاری

دانلود پایان نامه
در کتاب دستور پنج استاد با صرف نظر از ساده و مرکب بودن حروف اضافه، به ذکر رایج ترینِ آن ها در زبان فارسی و کم کاربردترین آن ها می پردازند؛ رایج ترین آن ها: “ب، به، با، از، بر، تا، در، اندر، نزد، نزدیک، بیش، برای، روی، زیر، زبر، سوی، بسوی، میان، بی”؛ و کم کاربردترین آن ها: “اندر، از بهر، از جهت، از دست، از راه، از روی، از سر، از قبل، از میان، الا، باز، برِ، بعد از، بهر، بیرونِ، جهت، جدا از، چون، چو، سوی، غیر، فا، فرا، فراز، فرود، فرو، کسره ی اضافه، گذشته از، مگر، نزد، واو، وا، ورای “. (قریب و همکاران، همان: 68)
این چنین ملاحظه می شود که بر خلاف حروف اضافه ی ساده که تعداد آن ها محدود است، تعداد حروف اضافه ی مرکب چشمگیر است و این کثرت در زبان گفتاری بیشتر نمود می یابد، آن جا که به جای حروف اضافه ی ساده ی نوشتاری، حروف اضافه ی مرکب به کار می رود؛ از سوی دیگر، «حروف اضافه ی مرکب مجموعه ای کاملا بسته نیست یعنی ممکن است در هر زمان بر حسب احتیاج، حروف اضافه ی مرکب جدیدی وضع شود زیرا این حروف، روابط و معانی دقیق تر و عینی تری را بیان می کنند». (صادقی، همان: 244)؛ بر همین اساس در این پژوهش تنها به بررسی حروف اضافه ی ساده پرداخته می شود.
هم چنان که این زبان، در طول دوره های مختلف شاهد این کاستن ها و افزودن ها و تغییر و تحولات بوده است، حروف نیز به عنوان یکی از عناصر زبان – این پدیده ی اجتماعی که زاییده ی اجتماع است و در بستر زمان حرکت می کند – از این دگرگونی ها، چه در شکل ظاهری شان و چه در نحوه ی عملکردشان و چه در معانی خود، مصون نمانده اند؛ برای نمونه، برخی از حروف اضافه در فارسی باستان به اختصار آمده است:
Antar اندر anuv سراسر
Upa تحت haca از
Tara از وسط abiy بسوی
Paisiya در حضور upariy بالای
Para ماورا nipadiy ضد
Patiy ضد patis ضد
Pasa سپس . ( نبی لو، 1389: 47 )
اما اکنون دیده می شود که چگونه استعمال بسیاری از این حروف تحت عنوان حروف اضافه، به کلی متروک شده اند؛ مانند: سراسر، ماورا و …
هم چنین در قدیم، اقسام دیگری هم از گروه های گسسته ی حروف اضافه بوده است که از دو حرف اضافه ساخته می شده است، یکی پیشین و دیگری پسین؛ یعنی یک حرف اضافه یکی پیش از کلمه یا گروه و دیگری پس از آن می آمده است. مانند : “به… بر”؛ “به… بر”؛ “بر … بر”؛ “از… را”؛ “از برای …را”.
به سر بر نهاد آن پدر داده تاج که زیبنده باشد بر آزاده تاج
(فردوسی، 1381: 647)
گاهی حرف اضافه ی پیشین این گروه های گسسته حذف می شده و تنها حرف اضافه ی پسین باقی می مانده است؛ مانند: “پس اندر” که در اصل “به پس اندر” بوده است، یا “زیراندر” که در اصل “به زیر اندر” بوده است.
همان بارکش رخش زیر اندرش
ز پیکان نبود ایچ پیدا بَرش|
(فردوسی، 1374: 70)
گاهی به جای حرف اضافه ی پسین، اسم هایی از قبیل “اندر” و”اندرون” و “درون” می آمده است.
مثال:
به یزدان هرآنکس که شد ناسپاس
بدلش اندر آمد ز هر سو هراس
( فردوسی،همان: 14)
همان طور که پیش از این گفته شد، امروزه حرف اضافه پیش از متمم قرار می گیرد، مگر حرف اضافه ی “را” که پس از آن قرار می گیرد؛ اما در قدیم، حروف “در، اندر، بر” نیز بعد از متمم می آمده اند؛ “را” در قدیم گاهی با “مر” تأکید می شده است و با آن گروه اضافه ی گسسته می ساخته است.
مثال :