تحقیق درمورد عوامل محیطی و معنای اصلی

دانلود پایان نامه
3-2-1-1-3- بیان جنس
از دیگر دلالت های فرعی حرف جر «من»، بیان جنس می باشد که در اصطلاح، «من بیانیه » نیز نامیده می شود و از شاخصه های آن، این است که مجرور «من» ما قبلش را توضیح می دهد و جنس و ماهیت آن را مشخص می کند؛ مالقی، بر این باور است که بسیار پیش می آید که «من» تبعیضیه با «من» بیانیه قرابتی خاص دارد به طوری که تفاوتی بین آن ها به چشم نمی آید مگر این که بگوییم «من» تبعیضیه یک «بعض» در تقدیر دارد و «من» بیانیه نوعی تخصیص به مدخول خود می دهد و آن را از اجزای جنس خود می سازد. ( مالقی، 1975: 323)
«من» تبعیضیه در بیشتر مواقع، بعد از یکی از این دو اسم شرط – ما، مهما – می آید از آن جهت که این دو کلمه با نوعی از ابهام همراهند، و حرف جر «من» از آن رفع ابهام می کند.
( ابن هشام، همان: 128 )
مانند این آیه از قرآن کریم:
*و قالوا مَهما تَأتنا من آیهٍ لِتَسحَرنا*(اعراف: 132)
{و گفتند هر گونه پدیده ی شگرفی که به وسیله ی آن، ما را افسون کنی برای ما بیاوری.}
در این آیه ی شریفه حرف جر «من» و مجرورش (آیه) از ماقبل آن (مهما) رفع ابهام می کنند، از این رو که تا قبل از آمدن حرف جر «من »، در مصدر فعل « تأتی » ( الإتیان ) نوعی ابهام وجود دارد و می تواند شامل بسیاری از موارد شود که با آمدن حرف «من» از آن رفع ابهام می گردد.
یا مانند زمانی که قبل از حرف «من»، مای شرطیه می آید:
« ما ننسخ من آیه » ( بقره: 106)
{هر حکمی را که نسخ کنیم.}
در این آیه ی شریفه، به دلیل شمولیتی که «مای شرطیه » به فعل می دهد، فعل «نسخ» می تواند شامل بسیاری از موارد شود که با آمدن حرف جر «من» و مجرورش، این ابهام از آن برطرف می گردد.
و این از اسرار بلاغت کلام خداوند در کتاب خود می باشد که ابتدا با آوردن «ما و مهما »، ذهن مخاطب را به کنکاش وا می دارد سپس با آوردن «من» و مجرورش، پرده از این حقایق برمی دارد و از آن گره گشایی می کند.
و گاهی نیز قبل از حرف جر «من »، ما و مهما نمی آید؛ مانند:
« و یُطافُ علیهم بانیهٌ من فِضَّه » (انسان: 15 )
{و ظروف سیمین، پیرامون آنان گردانده می شود.}
در این آیه ی شریفه، مجرور حرف «من» بیان گر جنس و اصل ما قبل آن –بانیه– می باشد از این رو گفته می شود که حرف جر «من» مفید بیان جنس ما قبل خود می باشد و چان که ملاحظه می شود قبل از حرف جر«من»، دو اسم شرط «ما و مهما» نیامده است اما با توجه به آن چه که گفته شد، این هرگز بدین معنی نمی باشد که این سخن حق تعالی، خالی از بلاغت است، چرا که خداوند هدف خاص دیگری را دنبال می کند و آن، تعجیل در بشارت به مؤمنین است که بدون واسطه از پاداش اعمال نیک آنها سخن می گوید.
و معادل آن در حرف اضافه ی « از » فارسی:
چو دیگ از زر بود او را سیه رویی چه غم آرد
که از جانش همی تابد به هر زخمی حکایت ها
( مولانا، 1374: 72 )
در این بیت، حرف اضافه ی «از» بیان گر جنس و اصل ماقبل خود –دیگ– می باشد و متمم آن، در حقیقت توضیحی است برای روشن شدن ماهیت کلمه ی «دیگ»؛ اما حرف اضافه ی «از» تنها برای بیان جنس دیگ نیامده است بلکه بیان گر اصل آن نیز می باشد که با قرار گرفتن در برابر عوامل محیطی، اصل آن مخدوش نمی شود واز بین نمی رود.
3-2-1-1-4- تعلیل
«تعلیل» مصدر ثلاثی مزید عربی ، (باب تفعیل) از ریشه ی (ع ل ل) در لغت به معنای «دلیل آوردن» می باشد؛ در اصطلاح نحویان نیز، به معنای «بیان سبب و علت وقوع فعل» است، که برخی بر آن اصطلاح دیگری اطلاق نموده اند به نام «سببیت»، و «سبب» در اصل به معنای «حبل و ریسمان» است و از آن جا که به کمک ریسمان می توان به هدفی دست یافت، مجازا به آن چه ما را در رسیدن به هدفی یاری رساند «سبب» می گویند. (ابن الرسول و کاظمی، 1391: 28) و گاه نیز الفاظ دیگری چون « غایت، علت و…» به جای این اصطلاح به کار رفته است؛ نماینده ی حروف جر در افاده ی معنای تعلیل، حرف جر «لام » می باشد اما حروف دیگر نیز می توانند در قالب معنای اصلی خود، مفید این معنا واقع گردند.
«تعلیل » در زبان فارسی نیز به مثابه آن چه در زبان عربی گفته شد بر بیان علت و سبب وقوع فعل دلالت می کند، در لغت نامه ی دهخدا معانی متعددی از «تعلیل » آمده است –به چیزی مشغول کردن، سیراب کردن بعد از سیرابی، بیان علت و سبب، سبب نهادن چیزی را– ( دهخدا، 6821: 1377. ج5)، اما در اصطلاح دستورنویسان بر «سبب و علت وقوع فعل»، اطلاق می گردد؛ نماد اصلی معنای تعلیل در میان حروف اضافه حرف «برای» می باشد؛ و در کنار آن، حروف دیگری نیز هستند که می توانند به نوبه ی خود، مفید معنای تعلیل واقع گردند.