تحقیق درمورد عطار نیشابوری و زبان فارسی

دانلود پایان نامه
از دو عالم تا ابد یکتا بود
( عطار، همان: 265)
در این بیت از عطار، حرف اضافه ی «از» معنای «در» می دهد و متمم آن نیز –دو عالم– بر مکان دلالت می کند؛ شاعر از میان دیگر حروف، حرف اضافه ی «از» را برگزید به این دلیل که وی می خواهد در لابه لای القای این معنی، اشاره ای نیز به ابتدای آفرینش دو عالم داشته باشد و این خاصیت منحصر به فرد حرف اضافه «از» را می رساند که در آنِ واحد هم می تواند افاده ی معنای زمانی کند و هم مکانی؛ که در کمتر مواردی تلاقی زمان و مکان را در یک دلالت می توان دید.
تا کنون هفده دلالت ذکر شد که همگی بین دو حرف جر «من» در عربی و حرف اضافه ی «از» در فارسی مشترک بودند و جالب تر و زیباتر این که هر دو در دلالت اصلی خود – ابتدای غایت – در تمامی انواع و فروع خود مشترک بوده اند و این اندازه اشتراک در دو زبان نمی تواند حاصل یک تداخل واژگانی ساده در زبان باشد بلکه خود، گویای وسعت دامنه ی تأثیر و تأثر این دو زبان از یک دیگر است.
3-2-1-3-معانی غیر مشترک موجود در حرف اضافه ی «از»
از این جهت که این دو زبان از دو خانواده ی متفاوت زبانی می باشند، جای تعجب نیست اگر به دلالت هایی برخورد کنیم که در میان حروف یکی از این زبان ها وجود داشته باشد و دیگری فاقد آن باشد؛ مانند این دلالت ها از حرف اضافه ی «از» که در زبان فارسی وجود دارد اما در حرف جر «من» عربی دیده نشده است؛ مانند:
3-2-1-3-1-اختصاص
« اختصاص »، مصضدر ثلاثی مزید عربی ( باب افتعال ) از ریشه ی (خ ص ص) در لغت به معنای « اختصاص دادن چیزی به کسی و یا چیز دیگر » و در اصطلاح نیز به معنای « اختصاص دادن یک ویژگی به کسی یا چیزی می باشد » و یکی از دلالت های حرف اضافه ی «از» در زبان فارسی می باشد که کاربرد آن را در متون فارسی می توان دید که برخی دسنورنویسان بر آن « وظیفه » اطلاق نموده اند چرا که در برخی شواهد به دست آمده از این دلالت حروف اضافه ی مفید این معنی، معنای وظیفه برداشت می شود اما همیشه این گونه نیست و گاهی به کار بردن این اصطلاح شایسته نیست؛ مانند این بیت از نظامی:
ای عقل مرا کفایت از تو
جستن ز من و هدایت از تو
( نظامی، همان: 4 )
در مصراع دوم این بیت که در گفتگوی عارفانه ی شاعر با معبود خویش می باشد، دو حرف اضافه ی «از» آمده که هر دو بر اختصاص دلالت می کند – جستن ز من و هدایت از تو – که بر اولین حرف اضافه – «ز» من – می توان اصطلاح «وظیفه» اطلاق نمود اما بر حرف اضافه ی دوم – «از» تو – نمی توان، چرا که آن چه از حق تعالی به بندگان می رسد لطف است و عنایت، و اطلاق وظیفه بر آن صحیح نمی باشد؛ اما جستن، وظیفه ی بندگان می باشد و از آن جا که در میان دیگر مخلوقات خداوند، تنها انسان ها به مدد نعمت عقل، قادر به این نوع جستن –که مورد نظر شاعر می باشد– هستند بنابراین اطلاق اصطلاح «اختصاص» نیز بر آن صحیح می باشد.
در زبان عربی، افاده ی این معنی با حروفی نظیر « علی و لام » و برخی دیگر از حروف می باشد و تا کنون این دلالت از حرف جر «من» در کتاب های صرفی و نحوی و پژوهش های اخیر دیده نشده است.
3-2-1-3-2-احتوا
« احتوا »، کوتاه شده ی « احتواء »، مصدر ثلاثی مزید عربی ( باب افتعال ) از ریشه ی (ح و ی) در لغت به معنای « چیزی را در برگرفتن » می باشد و در اصطلاح نحویان نیز به همین معنی به کار می رود؛ که معمولا حرف اضافه ی «از» در این دلالت، معنای “پر از، مملو از” می دهد و گاه مستقیما در این ترکیب و گاه به تنهایی می آید؛ نمونه هایی از آن را در لابه لای متون فارسی می توان دید.
زمانی که حرف اضافه ی «از» به تنهایی می آید، مانند این بیت از عطار نیشابوری:
تیغ را از لاله خون آلود کرد
گلشن نیلوفری از دود کرد
( عطار، همان: 5 )
در مصراع دوم از این بیت، حرف اضافه ی «از» نیابت می کند از ترکیب « پر از، مملو از » و معادل آن در عربی، ترکیب « ملی ءٌ ب » می باشد و این یکی دیگر از دلالت هایی است از حرف جر «من» که معادلی برای آن دیده نشده است؛ برخی دیگر از دستورنویسان، اصطلاح دیگری به نام « تضمین » بر آن اطلاق نموده اند که به همان معنای “چیزی را در بر گرفتن” می باشد.
کاربرد حرف اضافه ی «از» در ترکیب با صفت “پُر” ( پر از ):
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی
هم سینه پر از آتش هم دیده پر آب اولی
(حافظ، همان: 291)
3-2-1-3-3-تکثیر در وصف