تحقیق درمورد زبان و ادبیات عربی و شاهنامه ی فردوسی

دانلود پایان نامه
1-5-سؤالات تحقیق
_ حروف جر عربی و حروف اضافه ی فارسی، چه شباهت ها و چه تفاوت هایی با هم دارند؟
_ آیا حروف جر و اضافه، در بیان یک معنای خاص، رابطه ی یک به یک و برابر دارند؟
_ معادل حروف جر عربی با معانی گوناگون آن در زبان فارسی چگونه است؟
1-6-روش تحقیق
این پژوهش با تکیه بر مطالعات انجام شده در حوزه ی حروف جر و حروف اضافه و با اتخاذ روش تحلیلی – تقابلی، وجوه افتراق، اشتراک این حروف و به دنبال آن اثرپذیری دو زبان از یک دیگر را مورد بررسی قرار داده است؛ بدین گونه که پژوهش گر پس از بررسی کوتاهی در جایگاه حروف اضافه در زبان فارسی و حروف جر در زبان عربی، به بررسی و تبیین ویژگی های هر یک از این حروف می پردازد و در تطبیق این حروف با هم، ابتدا نماینده ی اصلی مفید یک معنای خاص را در کنار هم می آورد سپس به بیان شواهدی از متون نظم و نثر دوره های پیشین می پردازد و به دنبال آن، به بررسی حروفی پرداخته می شود که چنین معادلی در زبان مقابل ندارند و به منظور برجسته تر ساختن نقش حروف جر عربی و حروف اضافه ی فارسی، به بررسی تفاوت های هر یک از این حروف در افاده ی یک معنای مشترک می پردازد.
به دلیل اهمیت و مشخصه های آثار دوره های پیشین زبان فارسی و عربی و به این دلیل که کاربرد این حروف و گستردگی معانی شان، در متون این دوره ها بیشتر می باشد، شواهد و مثال های این تحقیق، از متون نظم و نثر این دوره ها برگزیده شده است که در زبان فارسی از آثار ارزنده ی قرن چهارم تا دهم هجری و در زبان عربی، از متون برجسته ی دوره ی جاهلی تا دوره ی عباسی، می باشد و در این راستا از منابع گرانقدری چون قرآن کریم، نهج البلاغه و آثار شاعران بزرگی چون امرؤالقیس، ابوالعتاهیه، شریف رضی در زبان عربی و در زبان فارسی از آثار ارزنده ای چون شاهنامه ی فردوسی، غزلیات و گلستان سعدی، دیوان حافظ، کلیات شمس، استفاده شده است.
فصل دوم

حروف جر عربی و حروف اضافه ی فارسی
2-1-حروف
یکی از اقسام کلمه در زبان است که زبان شناسان و دستورنویسان از دیرباز تا کنون بدان پرداخته اند و با توجه به گستردگی دامنه ی آن ها، جنبه های مختلف آن ها را مورد بررسی قرار داده اند. مثلا مفسرین و علمای بلاغت به کشف معانی اصلی و فرعی آن ها مبادرت ورزیده اند و دستورنویسان، موارد استعمال این حروف و خصوصیات نحوی آن ها را مورد بررسی قرار داده اند.
2-2-قرابت میان دو زبان عربی و فارسی و بررسی علت آن
بین دو زبان عربی و فارسی که سابقه ی دیرین و قدمت و شکوهمندی ادب آن ها غیر قابل انکار است قرابتی دیده می شود که ممکن است در نگاه اول، چنین تصور شود که این دو زبان از یک خانواده ی زبانی هستند، اما بر اساس پژوهش های انجام شده توسط زبان شناسان، زبان فارسی یکی از شاخه های زبان هند و اروپایی است و با زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی هم خانواده است؛ در حالی که زبان عربی از خانواده ی زبان های سامی است و با زبان های عبری و آرامی هم خانواده است.
«گرچه هنوز رابطه ای دقیق میان این خانواده های زبانی که بتواند ما را به یک زبان واحد و نخستین برساند به دست نیامده است ولی بر اساس پژوهش های اخیر زبان شناسان، مسلّم گشته است که برخی از ویژگی های زبانی در تمامی زبان های موجود دنیای امروز وجود دارد و همین امر سبب شده است تا زبان شناسان به وجود نوعی “دستور جهانی” معتقد باشند و به کشف ویژگی های آن بپردازند» ( صفوی، 15: 1367)
شاید یکی از دلایل قرابت این دو زبان اشتراک ریشه ای آن ها در خط باشد چرا که هر دو خط عربی و فارسی از ریشه ی آرامی بوده اند و به یک شیوه تحریر می شده اند.
پس از ورود اعراب به ایران، ایرانیان با دو نوع خط از جانب اعراب روبه رو شدند: کوفی و نسخ؛ که خط کوفی برگرفته از خط نبطی بود و قرآن نیز به این خط نوشته می شد، از آن جا که ایرانیان مسلمان در خواندن آن دچار مشکل بودند و نمی توانستند آن خط را بخوانند – به این دلیل که در آن ابهام فراوانی بود-، سعی در بهبود بخشیدن آن نمودند تا آن جا که با اعمال تغییراتی بر روی این خط، برای نگارش زبان فارسی مناسب شد و از آن پس، خط فارسی نام گرفت. (ذکاء، 1329: 4-5)
گرچه خط کنونی فارسی از عرب وام گرفته شده است اما ایرانیان در شکل گیری آن، سهم بسزایی داشته اند و آن چه که گفته شد هرگز به این معنی نیست که ایرانیان، زبان و فرهنگ خود را نیز از اعراب وام گرفته اند؛ چنان که از کتب تاریخی هویداست پس از حمله ی اعراب به ایران، ایرانیان بر خلاف دیگر سرزمین های تحت سلطه ی اعراب، زبان و فرهنگ خود را حفظ کردند و اعراب نتوانستند فرهنگ و زبان خود را بر آنان چیره کنند.
بر اساس آن چه گفته شد،این قرابت، دلایل منطقی و علمی دیگری را می طلبد که یکی از آن، همین اشتراک ریشه ای در خط می باشد و از دیگر دلایل آن این است که هر چند در دستور زبان فارسی تا کنون تحقیقات ارزنده ی فراوانی در حیطه ی زبان شناسی و دستورنویسی شده است اما به جهت پرداختن زبان شناسان به زبان و ادبیات عربی، تا این اواخر دستور و کتاب قواعد منسجمی تدوین و تألیف نشده است و تا مدت ها دستور زبان فارسی، متأثر از نحو عربی بوده است و زبان شناسی به طور عموم و پرداختن به تدوین قواعد زبانی به طور خاص برای دانشمندان و محققان ایرانی غالبا تابع پژوهش های ادبی بوده در درجه ی دوم اهمیت قرار گرفته است و به عنوان یک رشته ی مستقل جلب توجه نمی کرده است، در برخی موارد نیز محصول نیاز فردی و خصوصی بوده است. (شفائی ، 1363: 1) ولی خوشبختانه در این اواخر عده ای از ادباء و دستورنویسان فارسی درصدد تجدد در شیوه های دستورنویسی برآمده اند و از شیوه های کهن دست کشیده اند و کوشیده اند تا دستور زبان فارسی را با طبیعت این زبان منطبق سازند؛ در این میان، عوامل دیگری چون دین را نمی توان نادیده گرفت؛ اما از آن جا که فراگیری زبان عربی در ایران در جایگاه زبان دوم، پس از زبان فارسی، بر اساس یکی از مصوبه های قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برای فهم متون دینی و شناخت فرهنگ اسلامی، الزامی می باشد، در این میان، اثرپذیری زبان فارسی از عربی به مراتب، بیشتر از اثرپذیری زبان عربی از فارسی می باشد.
به دنبال این اثرپذیری ها، می توان شاهد کثرت واژه های وارد شده از عربی به فارسی بود که بنا به محدودیت های واژگانی در فارسی، زبان شناسان از عربی وام گرفته اند؛ فریده رازی در کتاب خود تحت عنوان “فرهنگ واژه های فارسی سره برای واژه های عربی در فارسی معاصر” با کار تحقیقاتی طولانی و استخراج واژه های کم کاربرد یا از یاد رفته ی فارسی از فرهنگ های معتبر قدیمی، نشان داده است که برای اغلب لغات عربی که اکنون در فارسی متداول است برابری های رسا و شیوای فارسی وجود دارد. ( رازی،1389: 10)
این کتاب، قدمت و شکوه مندی زبان و ادب فارسی را روشن تر می سازد و بیان می دارد که این زبان، در انتخاب و استعمال واژه ها نیز می توانست مانند دیگر عرصه ها خودکفاتر عمل کند؛ اما از آن جا که زبان یک پدیده ی اجتماعی است و در اجتماع نفس می کشد نمی تواند بی تعامل با دیگر زبان ها باشد و از اثرپذیری از دیگر زبان ها در امان بماند.
2-3-حروف اضافه در زبان فارسی
2-3-1-وجه تسمیه ی حروف اضافه
دلیل نام گذاری حروف و وجه تسمیه ی آن را باید در لابه لای قواعد نحو عربی جست و جو کرد، چرا که که حرف در زبان فارسی به سه معناست:
الف: یکی از حروف الفبا