تحقیق درمورد زبان فارسی و زبان عربی

دانلود پایان نامه
« تکثیر »، مصدر ثلاثی مزید عربی (باب تفعیل ) در لغت به معنای « زیاد کردن چیزی » می باشد و در اصطلاح نحویان نیز به همین معنی به کار می رود.
خطیب رهبر در کتاب حروف اضافه و ربط خود، یکی از دلالت های حرف اضافه ی « از » را به این نام آورده است و برای آن یک نمونه از دیوان ناصرخسرو آورده است که به حق نتیجه ی پژوهش های سخت کوشانه ی وی در این راستا می باشد:
یکی مرکبی داده بودم رمنده
از این سرکشی ، بدخویی ، بدلگامی
(به نقل از خطیب رهبر، همان: 82)
چنان که در این بیت ملاحظه می گردد، مصرع دوم، بیان ویژگی های مرکب می باشد، که در حقیقت حرف «از» نیابت می کند از ترکیب “موصوف به” یعنی (موصوف به سرکشی، بدخویی، بدلگامی).
معادل این دلالت در دلالت های حرف جر « من » دیده نشده است.
3-2-1-4-معنای غیر مشترک موجود در حرف جر «من»
اما برخی دلالت ها نیز در حرف جر «من» دیده می شود که معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی دیده نشده است؛ مانند:
3-2-1-4-1-مشابهت
« مشابهت »، مصدر ثلاثی مزید عربی ( باب مفاعله ) از ریشه ی (ش ب ه) در لغت به معنای « برابری و هم شکل بودن دو چیز » می باشد و از آن جا که این باب از یک رابطه ی دوسویه حکایت می کند، در اصطلاح به معنای «همانند بودن و هم شکل بودن چیزی با دیگری» است.
در زبان عربی، نماینده ی حروف جر در افاده ی این معنی، حرف جر «کاف » می باشد؛ اما در کنار آن، برخی دیگر از حروف نیز می توانند مفید این معنا واقع گردند؛ در مورد دلالت حرف «من» بر این معنی در میان علمای نحوی اختلاف است و بعضی این دلالت از «من» را می پذیرند و برخی دیگر رد می کنند؛ آنان که این دلالت را می پذیرند به این آیه از قرآن استناد می کنند:
*و ما عَلمتم مِن الجَوارح مُکلّبین تُعلّمونَهنّ مِمّا علّمکم الله * ( مائده: 4 )
{به عنوان مربیان سگ های شکاری، از آن چه خدایتان آموخته به آنان تعلیم داده اید.}
بر اساس دیدگاه این گروه، ترجمه این آیه این گونه می شود: “آموزش می دهید سگان را مانند آن چه خداوند به شما تعلیم می دهد”؛ اینان حرف جر «من» را به معنای ” مثل و مانند” می دانند؛ اما عده ای نظیر طبری این دلالت از حرف «من» را رد می کنند به این دلیل که این دلالت از حرف «من» در کلام عرب دیده نشده است. (الطبری، 1992: 328) که البته صرف این که این دلالت از حرف جر «من» در کلام عرب دیده نشده است برای رد کردن این دلالت کافی نمی باشد چرا که همان طور که پیش از این نیز گفته شد، دلالات و معانی یک حرف، مجموعه ی کاملا بسته ای نیست و در تفسیرهای مختلف از یک حرف، دلالت های مختلف و متعددی از آن دیده می شود و گاه ممکن است پژوهشگری، دلالت جدیدی از یک حرف بیاورد که تا کنون در کتاب و یا پژوهشی ثبت نشده باشد.
در این آیه شاید از لحاظ علمی، افاده ی معنای مشابهت از حرف «من»، صحیح باشد اما از لحاظ اعتقادی، اگر در مقام تشابه خداوند متعال با بندگانش و از جهتی دیگر، تشابه تعالیم مقدس وی با آموزه های انسان ها به سگان خود برآییم، پسندیده نمی باشد؛ این چنین دلالت حرف «من» بر معنای تبعیض شایسته تر است.
تا این جا از دو حرف پربسامد -«من» در زبان عربی و «از» در زبان فارسی- سخن به میان رفت و دلالت های مشترک و غیر مشترک آن دو مورد بررسی قرار گرفت؛ اما این بدان معنی نمی باشد که این ها، همه ی دلالت های موجود در این دو حرف هستند؛ گرچه این پژوهش، سعی بر آن داشته است تا دلالتی را از نظر دور نگرداند اما ممکن است دلالت های دیگری نیز بتوان از لابه لای متون فارسی و عربی در از این دو حرف پیدا کرد که جای بحث و گفتگوی بسیار داشته باشد.
3-2-2-حرف جر «باء » در عربی و حرف اضافه ی «به» در فارسی
دلالت اصلی این دو حرف در زبان خود، «الصاق » می باشد از این رو ابتدا به بررسی معنای الصاق و سپس به دیگر معانی فرعی مشترک و غیر مشترک این دو حرف پرداخته می شود.
3-2-2-1- معانی مشترک حرف جر «باء» و حرف اضافه ی «به»
3-2-2-1-1-الصاق
– الصاق در زبان عربی
« الصاق »، مصدر ثلاثی مزید عربی (باب افعال ) در لغت به معنای « چسبیدن و چسبانیدن » می باشد؛ در اصطلاح علم نحو به معنای « برخورد و تماس با یک شخص و یا یک شی ء» به کار می رود. ( رادمنش، 1371: 25 )
این دلالت که دلالت اصلی حرف «باء» می باشد به دو قسم حقیقی و مجازی تقسیم می شود.
الصاق حقیقی در «باء» :