تحقیق درمورد خرید و فروش و معنای اصلی

دانلود پایان نامه
{و از آنان، کسی است که اگر او را بر دیناری، امین شمری، آن را به تو نمی پردازد.}
در این آیه ی شریفه، حرف جر «باء» به معنای استعلا گرفته شده است؛ چرا که مجرور آن –دینار– به منزله ی تکیه گاهی گرفته شده است که به آن تکیه شده است، که این نوع قرار گرفتن تنها با عقل قابل دریافت می باشد از این رو استعلای مجازی به شمار می آید.
-معادل آن در حرف اضافه ی «به» فارسی:
«استعلا »، چنان که پیش از این در مبحث مقایسه ی دو حرف «من» و «از» نیز بیان شده است به دو نوع حسی و عقلی تقسیم می شود؛ حرف اضافه ی «به » از آن جمله حروفیست که می تواند هم بر استعلای حسی و هم بر عقلی دلالت کند.
استعلای حسی در حرف اضافه «به»:
بیامد به تخت پدر برنشت
به شاهی کمر بر میان برببست
( فردوسی، همان: 11)
در مصراع اول این بیت، حرف اضافه ی «به» از قرار گرفتن و نشستن بر روی تخت حکایت می کند که این استعلا از آن جهت که با حواس، قابل ادراک می باشد بر آن استعلای حسی اطلاق می گردد؛ اما چرا شاعر از حرف اضافه ی «به» در افاده ی این معنا استفاده کرده است؟ بر اساس آن چه گفته شد حرف اضافه ی «به» با توجه به معنای اصلی اش –الصاق– مفید این معنی واقع می گردد؛ از آن جا که نشستن بر روی تخت و قرار گرفتن بر آن بدون تماس و برخورد با تخت امکان پذیر نمی باشد، شاعر از تلفیق دو معنای استعلا و الصاق، هدف خاصی را دنبال می کند و آن، تثبیت موقعیت آن جانشینی می باشد که رسما به جای پدر به تخت شاهی نشسته است.
استعلای عقلی در حرف اضافه «به»:
ناصح به طنز گفت حرام است می مخور
گفتم به چشم و گوش به هر خر نمی کنم
( حافظ، همان: 244)
حرف اضافه ی «به» در “به چشم” به معنای “بر” می باشد یعنی “اوامر شما را بر روی دیده می گذارم” که این خود اصطلاحیست برای نشان دادن پذیرفتن اوامر مخاطب؛ اما آن چه آشکار است این است که قرار دادن اوامر کسی بر روی دیده، در عالم واقع غیر قابل ادراک حسی می باشد و به معنای واقعی استعلا نمی باشد از این رو بر آن استعلای مجازی اطلاق می گردد؛ شاعر در افاده ی این معنی از حرف اضافه ی «به» استفاده کرده است چرا که «به» در قالب معنای اصلی اش که الصاق می باشد، پذیرفتن از جان و دل را به مخاطب القا می کند که البته دراین بیت شاعر از روی تمسخر، اظهار اطاعت بی چون و چرا می نماید.
3-2-2-1-4-تعویض و بدل
پیش ازاین در مبحث مقایسه ی حرف «من» و «از» تعریف لغوی و اصطلاحی این دلالت آمده است.
-«تعویض و بدل» در حرف جر «باء»:
در زبان عربی نمونه های فراوانی از این دلالت حرف جر «باء» دیده می شود؛ مانند این آیه از قرآن کریم:
*اولئک الذین اشتَروا الضلالهَ بالهُدی فما رَبحَت تجارتُهم* (بقره: 16)
{همین کسانند که گمراهی را به –بهای- هدایت خریدند، در نتیجه داد و ستدشان سودی به بار نیاورد.}
در این آیه ی شریفه، خداوند از زیانکارانی سخن می گوید که گمراهی را در عوض هدایت خریده اند و در چندین آیه قبل و بعد این آیه به غوطه ور شدن آن ها در گمراهی و ضلالت اشاره می کند؛ ابتدا خداوند، این عمل زیان کاران را که از بین هدایت و گمراهی، گمراهی را انتخاب کرده اند به خرید و فروش و معامله تشبیه می کند ومشبه عقلی را به مشبه به حسی تشبیه کرده است تا فهم آن را برای مخاطب آسان تر سازد؛ سپس برای افاده یمعنای بدل و تعویض، حرف جر «باء» را به کار برده است، چرا که حرف «باء» در قالب معنای اصلی خود- الصاق – در تماس بودن و دست و پنجه نرم کردن زیان کاران را با گمراهی به تصویر می کشد.
-معادل آن در حرف اضافه «به»:
در زبان فارسی نیز این دلالت از حرف اضافه ی «به» به وفور به چشم می خورد؛ از آن شواهد می توان به این بیت از غزلیات سعدی اشاره کرد:
گو به سلام من آی با همه تندی و جور
وز من بی دل ستان جان به جواب سلام