تحقیق درمورد حقیقت و مجاز و معنای اصلی

دانلود پایان نامه
شاعر از میان دیگر حروف مفید معنای مجاوزت، از حرف جر «باء» استفاده کرده است؛ شاعر در این بیت از محبوب خویش می گوید که وی را از خیمه اش بیرون برده است و با آوردن حرف جر «باء» که معنای اصلی آن، الصاق می باشد، صحنه ای را به تصویر می کشد که دوشادوش معشوقه اش درحالیکه دستان وی را گرفته است او را از خیمه اش بیرون می آورد و این خود، از اعجاز حروف است که در نهایت اختصار، صحنه ها را با بیان جزئیات به تصویر می کشد.
مجاوزت مجازی در حرف جر «باء»:
*و لَو رَحَمناهم و کَشفنا بهم مِن ضُرٍّ للجَّوا فی طغیانهم یَعمهون * ( مؤمنون: 75 )
{و اگر اینان را ببخشایم و آن چه از صدمه بر آنان –وارد آمده- است برطرف کنیم، در طغیان خود، کورکورانه اصرار می ورزند.}
در این آیه، خداوند از کافرانی سخن می گوید که اگر به آن ها رحم کند و مشکلات و گرفتاری ها را از آن ها دور کند نه تنها هدایت نمی شوند بلکه بیش از پیش در طغیان خویش لجاجت می ورزند.
حرف جر «باء» در “کشفنا بهم” از دور ساختن و برطرف کردن مشکلات، حکایت می کند از این رو نوعی مجاوزت به شمار می آید اما قابل ادراک با حس نمی باشد و به معنای واقعی مجاوزت نیست ولی دور شدن مشکلات از کسی، با عقل قابل دریافت می باشد؛ اما این که حق تعالی به جای دیگر حروف مفید این معنی از حرف جر «باء» استفاده کرده است به این منظور است تا بیان دارد که مشکلات و ناراحتی ها گلاویز آن هاست و جز با خواست و اراده ی حق تعالی از آن ها رفع نخواهد شد.
3-2-2-1-7-انتهای غایت
در مبحث مقایسه ی حرف «من» و «از»، ابتدای غایت و تعریف لغوی و اصطلاحی آن آمده است، اما ابتدای غایت بدون در نظر گرفتن انتهای آن امکان پذیر نمی باشد اگر چه یکی ازاین دو از جمله حذف شده باشد اما در تقدیر، لحاظ می گردد چرا که هر آغاز، پایانی دارد.
«انتها» مخفف «انتهاء»، مصدر ثلاثی مزید عربی ( باب افتعال ) از ریشه ی (ن ه ی) در لغت به معنای « به فرجام رسیدن و به پایان رسیدن » می باشد.
« انتهای غایت » در اصطلاح نحویان بر مقصد، پایان و نهایت وقوع فعل دلالت دارد. (ابن الرسول و کاظمی، 1390: 3)
خودِ لفظ « غایت » حکایت از یک مسیری دارد که بسته به نوع این مسیر – مکانی، زمانی، اشخاص، رویدادها – ابتدای غایت و انتهای آن به گونه های مختلفی تقسیم می شود، همانند آن چه پیش از این در مبحث حرف جر «من» و «از» گذشت.
چنان که گفته شد، اساسا ابتدای غایت با انتهای آن در نوع مسیر خود هماهنگ هستند؛ به عنوان مثال اگر ابتدای غایت، مکانی باشد انتهای آن نیز بر مکان دلالت می کند.
انتهای غایت در حرف جر «باء»:
انتهای غایت در زبان عربی به دو دسته ی حقیقی و مجازی تقسیم می شود؛ حقیقت و مجاز ابتدا و انتهای یک غایت بسته به غایت و مسیر طی شده می باشد که اگر طی یک مسیر به معنای واقعی آن صورت گرفته باشد و در عالم خارج، امکان پذیر باشد، در این صورت غایت حقیقی خواهد بود و در غیر این صورت مجازی می باشد.
در زبان عربی نماینده ی حروف جر در زبان عربی، حرف «إلی» می باشد به عبارت دیگر می توان گفت که قسمت اعظم معنای انتهای غایت در حرف جر «إلی» تجلی یافته است سپس در حرف جر «حتّی» و بعد از این دو دیگر حروف در رده های پایین تری قرار گرفته اند؛ مانند حرف جر «باء».
انتهای غایت اشخاص در حرف جر «باء»:
مانند زمانی که گفته می شود: « أعوذ بالله من الشیطان الرجیم »
پیش از هر چیز لازم به ذکر است که در این نوع غایت، خداوند متعال نیز در یک قیاس مع الفارقی، به عنوان یک شخص در نظر گرفته شده است.
در این جمله حرف جر «باء» در برابر حرف جر «من» آمده است و حکایت از یک سیر مجازی دارند؛ در آغاز این سیر، نماد اصلی ابتدای غایت – من – به کار رفته است اما در انتهای آن به جای نماد اصلی انتهای غایت از حروف فرعی مفید آن استفاده شده است و اما به چه دلیل؟
این جمله از زبان بندگان خداوند می باشد و یکی ازدلایلی که معمولا، متکلم از میان حروف اصلی و فرعی ابتدای غایت، یک حرف اصلی را انتخاب می کند این است که وی می خواهد هر چه سریع تر و بدون هیچ تعلّل و درنگی به هدف موردنظر دست یابد؛ در این جمله نیز، متکلم تعجیل خود را برای رهایی از شر شیطان ، با بکاربردن نماد اصلی ابتدای غایت – حرف جر «من» – بیان می دارد؛ در افاده ی معنای انتهای غایت نیز از میان حروف اصلی و فرعی از یک حرف جر فرعی استفاده کرده است؛ چرا که حرف جر «باء» از تلفیق معنای اصلی اش با معنایی که در جمله افاده می کند رنگ و بوی تازه تری به معنای موردنظر می دهد، مانند آن چه در این جمله دیده می شود، بندگان خداوند برای استئناس هرچه بیشتر خود، حرف جر «باء» را که از نوعی تماس و قرابت حکایت می کند به کار می برند، این چنین خدا را به خود نزدیک تر می بینند و آرامش آن ها افزون می شود.
و معادل آن در حرف اضافه ی «به»:
در زبان فارسی، نماینده ی حروف اضافه در افاده ی این معنی، حرف «تا» و «به» می باشد؛ یعنی برخی از انواع انتهای غایت در حرف «تا» و برخی دیگر در حرف «به» تجلی یافته است.
دامنه ی کاربرد حرف اضافه ی «به» در زبان فارسی بسیار پرکاربردتر از حرف جر «باء» در عربی ست؛ چرا که حرف جر «باء» در میان اقسام چهارگانه ی انتهای غایت – زمانی، مکانی، اشخاص، رویدادها – تنها می تواند مفید معنای انتهای غایت در اشخاص گردد اما در حرف اضافه ی «به» قسمتی از انتهای غایت در این حرف تجلی یافته است؛ مانند:
-انتهای غایت حسی مکانی در حرف «به»:
گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب