تحقیق درمورد امام علی (ع) و نهج البلاغه

دانلود پایان نامه
می رود آب دیده ام که مپرس
(حافظ، سابق: 180)
در این بیت، حرف اضافه ی «در»، بیانگر علت وقوع فعل –اشک ریختن – می باشد و متمم آن –هوای درش-، که مقصود شاعر از هوای درش، اشتیاق وی برا ی وصال معشوق می باشد.
شاعر، شدت اشتیاقش را به مثابه ظرفی گرفته است که وی را در خود احاطه کرده است و وی غرق در اشتیاق اوست؛ این چنین از حرف اضافه ی «در» در القای شدت اشتیاقش به محبوب کوشیده است.
3-2-6-1-3-انتهای غایت
کاربرد حرف «فی» در عربی و حرف «در» در فارسی در این معنا بسیار اندک است، از این رو تنها به شواهدی که از آن به دست آمده است اشاره نموده و از تقسیم بندی آن مانند آن چه در مقایسه ی حروف پیشین گذشت، صرف نظر می شود.
_ انتهای غایت در حرف جر «فی»:
مانند این جمله از نهج البلاغه:
« و لا تَسرعُ فیهم الغیبه » (خطبه ی 205، 1379: 676)
{غیبت و بدگمانی نزد آن ها نمی شتابد.}
در این جمله، حرف جر «فی» انتهای غایتی را به تصویر می کشد که طی این مسیر در عالم خارج، امکان پذیر نمی باشد “شتافتن غیبت به سوی آن ها”، از این رو بر آن غایت مجازی در اشخاص، اطلاق می گردد؛ امام علی (ع) این افراد را به ظرفی مانند کرده است و این ظرف به گونه ای شکل و قالب گرفته است که قابلیت گنجایش غیبت در آن امکان پذیر نمی باشد؛ امام با آوردن حرف «فی» به گوشه ای از الطاف خداوند به ایشان اشاره نموده است و در ادعای خویش –راه نیافتن غیبت به سوی آن ها– محکم کاری نموده است که اگر از حرف « إلی » یا « حتی » استفاده می کرد، این مقصود امام، به مخاطب القا نمی شد.
معادل آن در حرف اضافه ی «در»:
در هر چه نظر کنی به تحقیق
آراسته کن نظر به توفیق
( نظامی، همان: 28 )
در این بیت، حرف اضافه ی «در» بیانگر انتهای یک مسیر و غایت است؛ شاعر، سیر امتداد یک نگاه را به تصویر می کشد که مجرور «در» – هرچیزی – انتهای آن غایت است و از آن جهت که این بیت در خطاب به پروردگار می باشد درک و دریافت این مسیر، تنها با عقل، ممکن می باشد؛ شاعر، موجودات روی زمین را به مثابه ظرفی گرفته است و زمانی که خداوند به آن ها نگاه می کند به عمق آن نفوذ می کند؛ از این رو حتی ذره ای از دید وی پوشیده نیست و از کُنه موجودات روی زمین آگاه است؛ این مقصود شاعر را تنها حرف اضافه ی «در» می توانست القا کند.
3-2-6-1-4-توضیح:
_ توضیح در حرف جر « فی »:
مانند این جمله از نهج البلاغه:
« و قدَّمَه فی الإصطفاء » (خطبه ی 204، همان: 647)
{او را در برگزیدن، مقدم داشت.}
در این جمله، ضرورت و اهمیت حرف جر «فی» زمانی آشکار می شود که جمله بدون آن و مجرورش در نظر گرفته شود، یعنی “قدَّمَه”، در این صورت جمله مبهم می گردد و مخاطب از خود می پرسد “او را در کدام زمینه، مقدم کرده است؟” اما با آمدن حرف جر «فی» و مجرورش – فی الاصطفاء – از جمله رفع ابهام می شود؛ این جمله در وصف پیامبر (ص) می باشد، امام (ع)، برگزیدن را به مثابه ظرفی گرفته است که تنها برای گنجایش پیامبر، قالب ریزی شده است و از این طریق، ایشان برگزیدن وی به عنوان پیامبر مسلمین را درخور و شایسته ی وی می داند که کسی جز او شایستگی آن را نخواهد داشت.
_ معادل آن در حرف اضافه ی «در»:
در زبان فارسی نیز چنین معنایی در حرف اضافه ی «در» وجود دارد؛ مانند زمانی که گفته می شود “او در شجاعت بی همتاست”؛ در این مثال ساده نیز، اهمیت و ضرورت حرف اضافه ی «در» زمانی خود را نشان می دهد که این جمله، بدون آن و متممش در نظر گرفته شود، یعنی “او بی همتاست”، در این جمله نوعی ابهام وجود دارد که مخاطب را به وهم می اندازد که “وی از چه نظر بی همتاست؟” و با آمدن حرف اضافه ی «در» و متممش – در شجاعت – از جمله رفع ابهام می شود که حکم «تمییز» در زبان عربی را دارد.
3-2-6-1-5- بیان حالت