تحقیق درمورد امام علی (ع) و معنای اصلی

دانلود پایان نامه
«استعلا» مخففف « استعلاء »، مصدر ثلاثی مزید عربی ( باب استفعال ) از ریشه ی ( ع ل ی)، در لغت به معنای «بالا رفتن از جایی و قرار گرفتن بر روی چیزی» می باشد؛ در اصطلاح نحویان نیز، استعلا به معنای برقرار گرفتن چیزی بر فراز دیگری می باشد. (ابن الرسول و کاظمی، 1389: 157)
علمای نحو در زبان عربی ، استعلا را بر اساس معانی و کاربرد آن به دو دسته ی « حقیقی و مجازی » تقسیم نمودهاند.(إبن هشام،بی تا: 225)و آن جا را که حروف نمایانگر استعلا، بر سر اسم مکان، استعلای حقیقی خوانده اند و بقیه را استعلای مجازی؛ جز در مواردی خاص که این حروف بر سر غیر مکان – اسم زمان – آمده است و آن را، استعلای حقیقی خوانده اند؛ اما به نظر می رسد که این تعریف آن ها از استعلا، یک تعریف جامع و مانع نمی باشد که اگر می بود، دلالت «علی » در این جمله از امام علی (ع) نیز، استعلای حقیقی به شمار می آمد:
« حَمَلوا بصائرَهم علی أسیافهم » (خطبه ی 50، همان: 460)
این جمله، وصف حال مردم زمان جاهلیت می باشد؛ که اگر صِرف دلالت بر مکان در مجرور، برای حقیقی بودن استعلای آن کافی می بود پس این جمله نیز باید استعلای حقیقی به شمار می آمد چرا که “سیف” به نوبه ی خود می تواند اسم مکان واقع شود، اما با اندکی تأمل می توان دریافت که این استعلا نمی تواند حقیقی باشد بلکه مجازی است، چرا که اساسا درک و تصور افراد در حالی که چشمهایشان را بر روی شمشیرهایشان حمل می کنند و به جنگ می روند، از طریق حواس امکان پذیر نمی باشد؛از این رو، از سیاق این جمله این گونه بر می آید که این استعلا، مجازی است.
در این پژوهش نیز، استعلای حقیقی بر اساس سیاق جمله از استعلای مجازی تفکیک داده شده است؛ که حروف جر متعددی می توانند مفید این معنا واقع شوند که در رأس آن ها و نماینده ی اصلی آن ها، حرف جر « علی » می باشد.
در میان این حروف ، حرف جر «من» نیز می تواند در قالب معنای اصلی خود، مفید این معنا واقع شود، گرچه این دلالت از حرف «من» به ندرت دیده شده است، به خصوص در استعلای حقیقی که به رغم مطالعه و جستجوی فراوان در متون و نوشته های جدید و قدیم، نمونه ای از آن یافت نشد؛ جز در مواردی که حرف «من» همراه با ظرف مکان «فوق » به کار رفته است و ترکیبی از این دو، افاده ی معنای استعلا می کنند؛ مانند این جمله از قرآن کریم:
*لهم من جهنمٍ مِهادٌ و من فوقهم غواشٌ * (اعراف: 41 )
{برای آنان از جهنم، بستری و از بالایشان، پوششهاست.}
اما دلیل این که حق تعالی به جای به کاربردن ترکیبی از یک حرف و یک اسم مفید معنای استعلا، از یک جزء آن – اسم یا حرف – استفاده نکرده است، این است که در هر یک از ساختارهای صرفی و نحوی در قرآن کریم، بلاغت ها و ظرافت های خاصی نهفته است؛ در زبان عربی، اصطلاحی رایج است به این مضمون: « زیاده المبنی، زیاده المعنی » یعنی این که تعدد حروف و یا کلمات دلالت بر افزایش معنا و مفهوم آن دارد؛ از این رو خداوند در این آیه ی شریفه – بمثابه آن چه در کل این سوره هویداست – از تمامی اسالیب تهدید و تخویف کافران استفاده کرده است؛ صحنه ای از دوزخیان را به تصویر می کشد که در آتش جهنم غوطه ورند و آتش، آن ها را از هر سو احاطه کرده است، بگونه ای که هیچ راه فراری برای آن ها نیست؛ این چنین حق تعالی به قصد تأکید بیشتر، از دو جزء، کنار هم استفاده کرده است و باعث تخویف و تهدید بیشتر کافرین شده است.
این استعلا، یک استعلای حقیقی می باشد چرا که حقیقتا، قرار گرفتن پوششی از آتش بر بالای سر کسی، در عالم خارج امکان پذیر است و با حس قابل ادراک است.
واما زمانی که حرف جر «من» به تنهایی مفید این معنا واقع می گردد:
*نصرناه من القوم* ( انبیاء: 77 )
{و او را در برابر قومی که…پیروزی بخشیدیم.}
تا کنون در کتاب ها و پژوهش های مختلف قرآنی، دلالت های متفاوتی از حرف جر «من»، در این آیه آمده است و یکی از این دلالت ها، استعلا ست؛ و بر اساس آن چه از سیاق این جمله پیداست، استعلای مجازی می باشد چرا که اساسا قرار گرفتن پیروزی بر افراد، یک مفهوم است و گرچه با عقل قابل دریافت است اما قابل ادراک حسی نیست؛ حق تعالی از میان دیگر حروف مفید معنای استعلا، از حرف جر «من» استفاده کرده است و با آوردن حرف «من» بر سر « القوم »، به این نکته اشاره می فرماید که دلیل اصلی مقابله ی نوح با آن قوم، خود آ ن ها – قوم – بودند و اگر به این عذاب دچار شدند اصل و منشأ آن، خود آن ها بودند.
و معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی:
در زبان فارسی نیز، معنای «استعلا» در لغت و در اصطلاح، به مثابه آن چه در عربی به کار رفته است به کار می رود و به دو قسم حسی و عقلی » تقسیم می شود و نماد اصلی آن در میان حروف، حرف اضافه ی «بر» می باشد؛ حرف اضافه ی «از» نیز در قالب معنای اصلی خود، می تواند مفید این معنا واقع گردد، هر چند که دلالت «از » در این معنا در میان آثار ادبی به دست آمده در زبان فارسی، اندک به چشم می خورد.
تا کنون بر خلاف پژوهش ها و جست و جوهای فراوان، این حقیر، این دلالت از حرف «از» را در میان کتب شعر و نثر ادب فارسی نیافته ام؛ اما در ترکیبش با اسمی دیگر، شواهد فراوانی از آن به دست آمده است؛ مانند “از روی”؛ در این ترکیب حرف اضافه ی «از» در کنار یک پایه ی واژگانی ، گروه حرف اضافه ای را تشکیل داده اند که مفید معنای استعلا می باشند:
این سفره ز پشت بار برکش
وین پرده ز روی کار برکش
( نطامی، بی تا: 23 )
این ترکیب هم در گذشته و هم در فارسی امروز کاربرد فراوانی دارد، و در این بیت مفید معنای استعلای عقلی می باشد، چرا که پرده از روی کار برکشیدن، اصطلاحا به معنای فاش کردن یک امر می باشد و این نوع قرارگرفتن – قرارگرفتن پرده بر روی کار- در عالم واقع، امکان پذیر نیست گرچه با عقل قابل دریافت است.
بدون ترکیب و به صورت حرف اضافه ی ساده:
خطیب رهبر در کتاب “حروف اضافه و ربط” خود برای دلالت حرف اضافه ی «از» در معنای استعلا، به این مثال استناد کرده است:
در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیادش از این شیوه ی رندانه نهادیم