تحقیق درمورد اثرات نامطلوب و ارتباط میان

دانلود پایان نامه
حروف جر، بسته به نوع اصالت و عدم اصالت آن ها به سه دسته تقسیم می شوند:
_ حروف جر اصلی و شبه اصلی:
که مهمترین حروف جر هستند و از نظر کاربرد و تعداد، بیشتر آن ها را در بر می گیرند؛ این ها پدیدآورنده ی معنایی خاص و جدید در جمله هستند که در این حالت، همراه با اسم مجرور پس از خود، نیازمند فعل و یا شبه فعلی هستند که پیش از آن ها به کار رفته است و در این حالت به خاطر وجود رابطه بین حروف جر و آن افعال یا شبه افعال، به جار و مجرور، شبه فعل می گویند.
_ حروف جر زائد:
این دسته از حروف، بیان گر معنای خاصی نیستند بلکه صرفا بر مفهوم تاکید دلالت دارند، این چنین نیازمند متعلق نیستند؛ مانند حرف «باء» در ” لستُ بمعلمٍ “.
_ حروف جر شبه زائد:
حروفی هستند که مانند حروف جر اصلی، بیان گر معنایی خاص در جمله هستند اما بر خلاف آن ها نیازمند متعلقی از افعال یا شبه افعال پیش از خود نیستند به همین دلیل به آن ها شبه زائد می گویند؛ مانند: “رُبّ”. (حسن، 1425: 404)
در زبان فارسی نیز، حرف در لغت به معانی متعددی چون “لبه، کناره و طرف” به کار می رود و در اصطلاح:
_ یا واحد گفتار که همان سخن است، می باشد.
_ و یا قسیم اسم و فعل است.
و زمانی که حرف، قسیم اسم و فعل باشد:
الف. یا حروف الفبا ست.
ب. و یا «کلماتی هستند که خود به خود معنای مستقلی ندارند اما برای پیوستن اجزای یک جمله به یک دیگر یا نسبت دادن یا اضافه ی کلمه ای به کلمه ی به جمله و یا ربط دادن دو جمله به ی کدیگر به کار می رود.» (عدنانی، 1382: 14) بر اساس این تعریف از منوچهر عدنانی، حروف به سه قسم “حروف ربط، حروف اضافه و حروف نشانه” تقسیم می شود.
در این پژوهش، در مقابل حروف جر عربی، حروف اضافه ی فارسی انتخاب شده است از این رو که دامنه ی اشتراک معنایی این دو حرف، بسی وسیع تر از انواع دیگر حروف می باشد.
حروف اضافه، حروفی هستند که اثر فعل را به مفعول می رسانند تا معنی را کامل گردانند؛ مانند زمانی که گفته می شود “منافق از کافر خطرناک تر است”؛ معمولا فعلی که از فاعل سر می زند، گاه بدون واسطه، اثرش به مفعول می رسد مانند زمانی که گفته می شو د “خدا جهان را آفرید” که در این جمله، اثر فعل “آفریدن”، بدون واسطه به جهان رسیده است و معنی هم کامل است؛ علامت مفعول بی واسطه غالبا حرف اضافه ی “را” می باشد اما گاهی هم لازم است اثر فعل با واسطه ی حرفی به مفعول برسد و بدون آن حرف، مقصود، رسا نباشد مانند زمانی که گفته می شود: “علم از مال بهتر است”». ( مرزبان راد، 1368: 96 )؛ بر همین اساس است که بر حرف اضافه، اصطلاح دیگری به نام “متمم ساز” اطلاق نموده اند چرا که این حروف، گروه اسمی و یا اسم را وابسته و متمم کلمه ی دیگری می کند؛ از این رو اسمی را که پس از آن می آید «متمم» می نامند؛ این چنین حرف اضافه، ارتباط میان اجزای جمله را مشخص می کند و می تواند مفید معانی متعددی گردد؛ مثلا زمانی که گفته می شود: “حسن از خانه به مدرسه می رود” حرف اضافه ی «از» در کنار حرف «به» غایتی را به تصویر می کشند که حرف «از» بر ابتدای این غایت و حرف «به» بر انتهای آن، دلالت می کند.
حروف اضافه در زبان فارسی به دو قسم “ساده و مرکب” تقسیم می شود:
_ حروف اضافه ی ساده: که بسیار کوتاه و اغلب به صورت یک هجای کوتاه می باشند؛ مانند: از، بر، به.
_ حروف اضافه ی مرکب: که ساختار پیچیده تری دارند و حداقل از دو واژه ساخته می شود؛ مانند: “از بینِ، به خاطرِ”.
تا کنون تعریف ها و تقسیم بندی های متفاوتی از حروف جر در عربی و حروف اضافه در فارسی در میان کتاب ها و پژوهش ها آمده است اما نقش اساسی و کلیدی این حروف در افاده ی معانی مختلف و متعدد، و هم چنین ویژگی ابهام زدایی آن ها بر هیچ کس پوشیده نمی باشد؛ مانند زمانی که گفته می شود: “هو یقرأ الصحیفه فی المکتبه بالهدوء”؛ اهمیت این دو حرف اضافه – فی، باء – زمانی مشخص می شود که این جمله، بدون این حروف و مجرورشان در نظر گرفته شود بدین گونه “هو یقرأ” که این جمله اگر چه یک جمله ی کامل به نظر می رسد اما خالی از ابهام نیست و ممکن است در ذهن مخاطب سؤالاتی از این قبیل ایجاد شود: “أین یقرأ؟”، “کیف یقرأ؟”؛ از این رو با آمدن دو حرف «فی و باء» از جمله رفع ابهام می شود.
در زبان فارسی نیز وضع به همین گونه می باشد؛ معانی حروف جر در عربی و حروف اضافه در فارسی، تقریبا به هم نزدیک هستند اما این بدین معنی نیست که حروف اضافه و جر، در بیان یک معنای خاص، رابطه ی یک به یک و برابر دارند چرا که گاه به حروفی بر می خوریم که معادل آن را در دیگر ارکان نحوی و یا دستوری در زبان مقابل، باید جستجو کرد؛ از آن جا که هر یک از این حروف دارای یک معنای اصلی و یک یا چند معنای فرعی می باشد، هر کدام از این حروف در افاده ی معنای فرعی خود، در قالب معنای اصلی اش ظاهر می گردد، از این رو استعمال این حروف به ویژه در ترجمه، دقت و ظرافت خاصی را می طلبد.
معانی حروف جر، در زبان عربی از همان ابتدای پیدایش دستورزبان عربی مورد توجه نحویان و مفسران قرآن کریم قرار گرفت و در این زمینه، پژوهش های ارزنده ای از سوی زبان شناسان این زبان، صورت گرفته است؛ اما در زبان فارسی، به علت پرداختن زبان شناسان به دستور زبان عربی، دستورزبان عربی تا مدت ها تحت تأثیر نحو عربی بوده است و کم توجهی زبان شناسان فارسی به دستور زبان خود، بر روی حروف اضافه نیز اثرات نامطلوبی به جای گذاشته است و بسیاری از اسرار و زیبایی های این حروف، ناگفته مانده است و در حال حاضر جامع ترین کتابی که به طور مستقل به بررسی حروف اضافه ی فارسی پرداخته است کتاب “حروف اضافه و ربط” از خطیب خلیل رهبر می باشد؛ اما نقش مرکزی و تعیین کننده ی این حروف در جایگاه یکی از مهم ترین ارکان دستوری زبان، پژوهش ها و مطالعات بیشتری را می طلبد.
در این تحقیق که متشکل از پنج فصل می باشد:
در فصل اول، به بیان موضوع تحقیق، هدف تحقیق و ضرورت آن و در آخر به ذکر پیشینه ی تحقیق پرداخته می شود.
در فصل دوم، به بیان تعاریف و تقسیمات حروف جر در عربی و حروف اضافه در فارسی از دیدگاه نحویان و دستورنویسان قدیم و جدید، پرداخته می شود.
در فصل سوم: به مقایسه ی تطبیقی رایج ترین حروف جر عربی و حروف اضافه ی ساده ی فارسی و به وجوه اختلاف و اشتراک آن ها در خلال شواهدی از قرآن کریم و برخی دیگر آثار نظم و نثر عربی و فارسی پرداخته می شود.