تحقیق درباره مشروعیّت تقیّه سیاسی در قرآن و مبانی مشروعیّت تقیّه


Widget not in any sidebars

در آن‌چه مردم وارد شدند تو هم داخل شو، زیرا امروز اجتماع آن‌ها در نزد من از اختلاف آن‌ها پسندیده‌تر است.
و به طور صریح حضرت درباره تقیّه خود می‌فرماید: انا نبشر فی وجوه قوم و ان قلوبنا تقلیهم…
ما با بعضی از مردم با بشاشت ملاقات می‌کنیم. در حالیکه دل‌های ما آن‌ها را دشمن می‌دارد. برای آن‌که آن‌ها دشمن خدا هستند. [ و برخورد ما با آن‌ها از باب تقیّه] به خاطر صیانت از برادران ما هست نه [به خاطر دفاع] از جان خودمان.
و نسبت به تقیّه سیاسی سایر ائمه ♣ به تناسب به صورت اختصار در برخی از مباحث آتی به آن اشاره می‌شود.
مبانی مشروعیّت تقیّه
مشروعیّت تقیّه سیاسی در قرآن
در رابطه با مشروعیّت تقیّه سیاسی به آیاتی از قرآن کریم استناد می‌شود که دال بر بهره گرفتن از راهبرد تقیّه است. که محتوی و مضمون این آیات به عنوان یک تکلیف سیاسی برای مسلمانان اشاره دارد.
لَّا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَن یَفْعَلْ ذَالِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فىِ شىَ‏ْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَئهً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلىَ اللَّهِ الْمَصِیر
مؤمنان نباید کافران را- به جاى مؤمنان- به دوستى بگیرند و هر که چنین کند، در هیچ چیز [او را] از [دوستىِ‏] خدا [بهره‏اى‏] نیست، مگر اینکه از آنان به نوعى تقیّه کنید و خداوند، شما را از [عقوبت‏] خود مى‏ترساند، و بازگشتِ [همه‏] به سوى خداست.
آیه‌ی شریفه ابتدا بحث ولایت را مطرح می‌کند. و ضمن هشدار نسبت به پیوند ولایت با کافران به بحث تقیّه می‌پردازد. خطاب آیه چنین است که نباید هیچ کس از مؤمنان، کافران را حاکم، سرپرست و دوست و همراز و پشتوانه خود بگیرد، که اگر چنین کنند، رابطه‌ای با خداوند ندارند مگر این‌که تقیّه‌ای در بین باشد. مورد تقیّه در این جا استثنا شده است، چرا که در تقیّه ظاهرا ولایت و دوستی هست ولی در واقع ولایت و دوستی نیست.
دلالت این آیه بر مشروعیّت تقیّه به صورت فی الجمله مورد قبول شیعه و اهل سنّت می باشد.
و در تفاسیر در رابطه با آیه فوق به نکاتی اشاره شده است که خلاصه آن چنین است.
1- علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیه می فرمایند: « و فی الایه دلاله ظاهره علی الرخصه فی التقیّه، علی ما روی عن ائمه اهل البیت ♣ …
آیه شریفه دلالت روشن بر تجویز «تقیّه» ( به آن نحو که از ائمه اهل بیت ♣ رسیده) می نماید.
2- در تفسیر صافی ذیل جمله «الا ان تتقوا منهم تقاه» از کتاب «احتجاج» از امیر المؤمنین نقل کرده که در حدیثی چنین فرمود: خدا تو را دستور به تقیّه داد تا در دین خود تقیّه نمایی، خدای متعال می‌فرماید:
مبادا بواسطه ترک نمودن تقیّه ایکه بتو دستور دادم خود را به هلاکت اندازی، که در ترک آن ریختن خون خود و خون‌های برادرانت می‌باشد، نعمت خودت را زایل و نعمت‌های آنان را هم از بین می بری و با ترک نمودن تقیّه برادرانت را در دست دشمنان دین خدا ذلیل می‌کنی، با اینکه مامور به عزیز داشتن آن‌ها هستی.
اهل سنّت در مقابل استفاده امامیّه از این آیه برای اثبات مشروعیّت تقیّه چند اشکال را مطرح می کند.
1- در این آیه سخن از تقیّه مسلمانان ازکفّار به میان آمده است، نه مسلمانان از مسلمانان. لذا بعضی طبق ظاهر آیه، تقیّه را به خوف و ترس از کفّار منحصر نموده‌اند.
2- فخر رازی از مجاهد نقل می‌کند:” جواز تقیّه مربوط به، صدر اسلام و زمان ضعف مسلمانان است و بعد از نیرومندی اسلام جائز نیست”.
3- بعضی از آنان از ظاهر آیه استفاده می‌کنند که تقیّه منحصر به تقیّه گفتاری است و شامل تقیّه در عمل نمی‌شود.
در مقابل مطلب اول، از بین اهل سنّت نظر شافعی نظیر رأی امامیّه است. که تقیّه را منحصر به کفّار نمی دانند. بلکه اگر حالت بین طوایف مسلمانان مانند حالت بین کفّار و مسلمانان شد. تقیّه به جهت حفظ نفس نیز جائز می باشد.