تحقیق درباره مذهب شیعه و نفر از


Widget not in any sidebars

التقیّه فریضه واجبه علینا فی دوله الظالمین، فمن ترکها فقد خالف دین الامامیّه و فارقه
تقیّه یکی از تکالیف است که در زمان حکومت ظالمان واجب است. بنابراین اگر کسی تقیّه را ترک کند، با مذهب شیعه مخالفت کرده و از آن بیرون است.
و در اعتقادات می‌نویسد:
اعتقادنا فی التقیّه انّما واجبه، من‌ترکها کان بمنزله من ترک الصلاه
به نظر ما تقیّه واجب است، کسی که آن را ترک نماید مانند کسی است که نماز را ترک کرده است.
و در ادامه می‌نویسد:
و التقیّه واجبه لایجوز رفعها الی ان یخرج القائم ☻ – فمن ترکها قبل خروجه فقد خرج عن دین الله و دین الامامیّه و خالف الله و رسوله و الائمه ♣
تقیّه واجب است و این حکم تا زمان خروج امام زمان ☻ ادامه دارد. بنابراین اگر کسی آن را قبل از خروج ترک نماید، از دین خداوند و دین امامیّه بیرون رفته است و با خدا و رسول او و امامان مخالفت کرده است.
2- شیخ طوسی ◙ ( متوفای 460ھ) درباره تقیّه می‌نویسد:
و التقیّه – عندنا- واجبه عند الخوف علی النفس و قدروی رخصه فی جواز الافصاح بالحق عندها
ما شیعیان تقیّه را زمانی واجب می‌دانیم که شخص، احتمال خطر بر جان خویش را بدهد. ولی در بین اهل‌سنّت، جواز تقیّه نکردن در چنین شرایطی نیز وارد شده است.
حسن بصری روایت کرده است که مسیلمه کذّاب دو نفر از یاران رسول خدا ☺ را گرفته و به یکی از آن‌ها گفت: آیا شهادت می‌دهی که محمد رسول خدا است؟ پاسخ داد: آری سپس پرسید آیا شهادت می‌دهی که من نیز رسول خدایم؟ پاسخ داد آری. او را آزاد کرد.
و سپس دیگری را فرا خواند و به او گفت: آیا شهادت می‌دهی که محمد فرستاده خدا است؟ پاسخ داد: آری، سپس پرسید آیا شهادت می‌دهی که من نیز فرستاده خدایم؟ آن شخص پاسخ داد که من نمی‌شنوم! مسیلمه این سوال را سه بار تکرار کرد و همان جواب شنید: به همین سبب گردن او را زدند.
این خبر به رسول خدا ☺ رسید، فرمود: کسی که کشته شده، در راه راستگویی و تقوای خویش کشته شده، و فضیلت شهادت را برده، گوارایش باد.
اما دیگری آن‌چه را خداوند به او اجازه داده است. قبول نمود: به همین سبب عقوبتی بر وی نیست.
این روایت ( که از اهل سنّت آمده است) چنین می‌رساند که تقیّه جائز است و گفتن حق بهتر!
وظاهر اخبارنا یدل علی انّها واجبه و خلافها خطأ
اما روایات ما دلالت دارند که تقیّه واجب است و مخالفت با آن اشتباه است.
3- امام خمینی ◙، در مبحث تقیّه در نخستین گام تقیّه را در حوزه سیاست، تقسیم‌بندی، نموده و گویا برای امام مهم‌ترین مسأله در باب تقیّه، اقسام تقیّه است. لذا اوّلین بحث خود را به اقسام تقیّه اختصاص می‌دهد. امام از چهار زاویه به تقسیم تقیّه می‌پردازد. 1- تقیسم تقیّه به حسب ذات تقیّه2- تقسیم تقیّه به حسب کسانی که تقیّه می‌کنند.(المتّقی) 3- تقیّه بر حسب کسانی که از آنان تقیّه می‌شود (المتّقی منه) 4- تقسیم بر حسب چیزهایی که تقیّه در آن‌ها صورت می‌گیرد. ( المتّقی فیه) و در هر مورد فروعات زیادی را مطرح می‌کند که در مباحث آتی به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود.
امام راحل ◙ در بخشی از این فروعات می‌نویسد: و منها: ما تکون واجبه لنفسها، و هی ما تکون مقابله للإذاعه، فتکون بمعنی التحفظ عن افشاء المذهب و عن افشاء سرّ اهل‌بیت ♣ . فیظهر من کثیر من الروایات: انَّ التقیّه التی بالغ الائمه ♣ فی شأنها، هی هذه التقیّه فنفس اخفاء الحقّ فی دوله الباطل واجب، و تکون المصلحه فیه جهات سیاسیه دینیّه، و لولا التقیّه لصار المذهب فی معرض الزوال و الانقراض.
حضرت امام بعد از آنکه تقیّه بحسب ذات آن به خوفی و مداراتی تقسیم می‌کند می‌نویسد: و الخوف قد یکون لاجل توقع الضرر علی نفس المتقی، او عرضه، او ماله، او ما یتعلّق به و قد یکون لاجل توقعه عی غیره من اخوانه المؤمنین. و ثالثهً لاجل توقعه علی حوزه الاسلام، بان یخاف شنات کلمه المسلمین بترکها، و خاف ضرر علی حوزه الاسلام لاجل تفریق کلمتهم.. الی غیر ذلک.