تحقیق درباره مؤمن آل فرعون و آداب و رسوم

و در مقابل مطلب دوم، قول حسن بصری است که تقیّه را منحصر به صدر اسلام ندانسته بلکه آن را تا روز قیامت جائز شمرده، به دلیل این که دفع ضرر از خود واجب است. و فخر رازی این نظر را از قول مقابل، بهتر تلقی می‌کند.
و در مقابل مطلب سوم نیز مراغی، شمول تقیّه در این آیه نسبت به گفتار و عمل را به استنباط علما مستند می‌کند. و از اطلاق آن می توان به راحتی شمول آن را استفاده کرد.
Widget not in any sidebars

« و روی عوف عن الحسن: انّه قال: التقیّه جائزه للمؤمنین الی یوم القیامه، و هذا القول اولی لانَّ دفع الضرر عن النفس واجب بقدر الامکان» این استدلال حسن در مورد ابدیت مشروعیّت تقیّه، استدلال به یک حکم عقلی است. و نشان می‌دهد که ادلّه مشروعیّت تقیّه تنها ادلّه نقلی نیست و بعضی از بزرگان عامه نیز با نظریه مشهور امامیّه در این جهت هم عقیده‌اند.
لازم به ذکر است که قرآن کریم اگرچه بر مشروعیّت تقیّه مهر تایید زده است ولی مورد آیه شریفه تقیّه نسبت به کفّار است و شامل تقیّه نسبت به مسلمانان نمی‌شود، مگر اینکه از راه تنقیح مناط « به این صورت استفاده می‌شود که صدور چنین حکمی قطعا برای حفظ نیروهای مسلمانان و جلوگیری از هدر رفتن بیهوده آنان در مقابل کفّار می‌باشد. و این علت ممکن است در بعضی از حالات بین دو گروه اکثریت و اقلیت مسلمانان نیز پیش آید که در این مورد نیز علت موجود شده و تقیّه مشروعیّت پیدا می‌کند.
در قرآن کریم ده‌ها آیه دیگر نیز در رابطه با مشروعیّت تقیّه سیاسی وجود دارد که بصورت تضمنی و به کمک روایات در مورد تقیّه بحث شده است از جمله:
1- مَن کَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئنِ‏ُّ بِالْایمَانِ وَ لَاکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیم ‏
هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت‏] مگر آن کس که مجبور شده [ولى‏] قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیکن هر که سینه‏اش به کفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برایشان عذابى بزرگ خواهد بود
این آیه طبق نقل اکثر قریب به اتفاق مفسران شیعه و اهل سنّت اوایل اسلام در مورد عمار یاسر در مکه نازل شده است. که کفّار با شکنجه او را به بیزاری جستن از پیامبر اکرم ☺ و به نیکویی یاد کردن از بت‌هایشان مجبور کردند و او بعد از رهایی از دست آن‌ها چنین تصور کرد که واقعا کافر شده است. و هنگامی که گریه‌کنان نزد پیامبر شتافت و از گفتار خود نزد پیامبر خبر داد. پیامبر اکرم او را دلداری داد و فرمود: اگر باز مورد شکنجه واقع شدی، همان کاری را بکن که این بار انجام دادی.
بر اساس مفاد آیه، کسانی که پس از ایمان کافر می‌شوند و به اصطلاح راه ارتداد را پیش می‌گیرند، مورد غضب الهی قرار می‌گیرند، مگر کسانی که از روی اکراه و اجبار، به ظاهر، کفر را بر زبان جاری می‌کنند. ولی حریم قلب آن‌ها مملو از ایمان و اطمینان نسبت به پروردگار است. روشن است که این استثناء « إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئنِ‏ُّ بِالْایمَانِ » مفادی جز تقیّه ندارد.
روایت بکر بن محمد، عن ابی عبدالله ☻ قال: إِنَّ التَّقِیَّهَ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ وَ لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ قَالَ وَ هَلِ التَّقِیَّهُ إِلَّا هَذَا
با توجه به توضیحات بالا و حدیث امام صادق ☻ این آیه به خوبی دلالت بر مشروعیّت و مجاز بودن تقیّه می‌کند. اگرچه اباحه مطرح شده در آیه، اباحه به معنا الاعمّ است و منافاتی با این ندارد که در مواردی تقیّه واجب و یا مستحب و … باشد.
2- وَ قَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن یَقُولَ رَبىّ‏َِ اللَّهُ وَ قَدْ جَاءَکُم بِالْبَیِّنَتِ مِن رَّبِّکُمْ وَ إِن یَکُ کَذِبًا فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِن یَکُ صَادِقًا یُصِبْکُم بَعْضُ الَّذِى یَعِدُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یهَدِى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّاب‏
در این میان مردی با ایمان که از خاندان فرعون بود و ایمانش را از آنان پوشیده می‌داشت، گفت: آیا مردی را به خاطر این‌که می‌گوید: فقط خدا پروردگار من است، می‌کشید؟ در حالی که او برای شما از جانب پروردگارتان دلایلی روشن بر مدعای خویش آورده است؟ اگر او دروغ‌گو باشد دروغش به زیان او خواهد بود، و اگر راست‌گو باشد، دست‌کم برخی از آن‌چه به شما وعده می‌دهد به شما خواهد رسید. قطعا خدا کسی را که تجاوزکار و دروغ‌پرداز باشد، هدایت نمی‌کند.
این آیه دلالت دارد بر این که یکی از درباریان فرعون ایمان خود را کتمان کرد و افشا نکرد، در ظاهر با آداب و رسوم و فرهنگ فرعونی، هماهنگ بود اما در باطن خداپرست بود. و از موسی ☻ حمایت می‌کرد و این امر تا زمانی که فرعون، تصمیم به قتل موسی گرفت ادامه داشت.
شیوه رفتاری مؤمن آل فرعون شیوه‌ی تقیّه‌ای بود که بوسیله آن، جان و ایمان خود را از تجاوز و تعدّی، فرعونیان نجات داد.
هر چند سیاق آیه در جهت تایید عمل مؤمن آل فرعون است. لکن دلالت آیه به تقیّه‌ی کتمانی اختصاص دارد. و شامل سایر اشکال تقیّه نمی‌شود.
3- أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَبَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کاَنُواْ مِنْ ءَایَاتِنَا عجَبًا
إِذْ أَوَى الْفِتْیَهُ إِلىَ الْکَهْفِ فَقَالُواْ رَبَّنَا ءَاتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً وَ هَیئّ‏ِْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
آیا گمان کردى اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟!
زمانى را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوى خودت رحمتى عطا کن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز!»
در روایات در مورد اصحاب کهف وارد شده است که امام صادق ☻ فرمودند: