تحقیق درباره تمایز تقیّه با نفاق و دورغگویی و تعریف نفاق

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: التَّقِیَّهُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ وَ التَّقِیَّهُ حِرْزُ الْمُؤْمِنِ
«تقیّه سپر مؤمن است، و تقیّه وسیله حفظ مؤمن است».
Widget not in any sidebars

تقیّه در اینجا تشبیه به سپر شده و سپر ابزارى است که تنها در میدان جنگ و مبارزه با دشمن براى حفظ نیروهاى انقلابى از آن استفاده مى شود.
و ازاین روایت نتیجه گرفته می شود: تقیّه یک نوع تاکتیک حساب شده براى حفظ نیروهاى انسانى و هدر ندادن افراد مؤمن در راه موضوعات کوچک و کم اهمیت محسوب مى شود.
پس تقیّه راه گریزی است که اسلام برای نجات پیروان خود وحفظ جان آنها تجویز نموده است.و اگر تقیّه ائمه♣ و شیعیان آن ها نبود، حکومت های جور شیعیان را شناسایی و به عناوین مختلف آن ها را از بین می بردند.و در نتیجه اسلام و مکتب تشیّع از بین می رفت.
حضرت امام خمینی«ره»در این رابطه می فرمایند: تقیّه برای حفظ اسلام و مذهب بود،که اگر تقیّه نمی کردند ، مذهب را باقی نمی گذاشتند.
و همچنین در رابطه با انگیزه و روی آوری ائمه و مسلمانان شیعه به تقیّه می فرمایند:
« ائمه ♣ و پیروانشان،یعنی شیعه همیشه با حکومت های جابر و قدرت های سیاسی باطل مبارزه داشته اند. این معنا از شرح حال و طرز زندگانی آنان کاملاً پیداست.
بسیاری اوقات گرفتار حکام ظلم و جور بوده اند،و در حال شدّت تقیّه و خوف به سر می برده اند. البته خوف از برای مذهب داشتند.نه برای خودشان،و این مطلب در بررسی روایات همیشه مورد نظر است.
حکام جور هم همیشه از ائمه ♣ وحشت داشتند. آن ها می دانستند که اگر به ائمه ♣ فرصت بدهند قیام خواهند کرد،و زندگی توأم با عشرت و هوس بازی را بر آن ها حرام خواهند کرد.
ج) تمایز تقیّه با نفاق و دورغگویی
یکی از مهمترین اشکال تقیّه بر علیه شیعه این است که تقیّه با نفاق یا تقیّه با دروغ فرقی ندارد.
موضوع اشکال تراشی برای تقیّه‌ی شیعه و ایراد اتهام‌هایی از قبیل نفاق و دروغگویی، مساله‌ی تازه‌ای نیست و از دیر باز با آن آشنا هستیم برای نمونه ابن تیمیه(متوفای 728 ھ) گفته است:
و امّا الرافضه فأصل بدعتهم عن زندقه و الحاد. و تعمّد الکذب کثیر فیهم و هم یُقرّون بذلک حیث یقولون دیننا التقیّه و هو ان یقول احدهم بلسانه خلاف ما فی قلبه و هذا هو الکذب و النفاق
اما رافضه اساس و سرمنشأ آن‌ها از زندقه و الحاد است. دروغگویی عمدی در میان آن‌ها فراوان دیده می‌شود، خود آن‌ها به این مسأله اعتراف کرده و گفته‌اند که تقیّه دین ما است. تقیّه این است که شخصی با زبان چیزی را بگوید که در قلب خلاف آن را اعتقاد دارد و این همان دروغگویی و نفاق است.
وی در جایی دیگری می‌گوید:
علامه النّفاق و اسبابه لیست فی احد من اصناف الامه اظهر منها فی الرافضه حتّی یوجد فیهم من النّفاق الغلیظ الظاهر مالایوجد فی غیرهم و شعار دینهم التقیّه هی ان یقول بلسانه ما لیس فی قلبه و هذا علامه النّفاق
نشانه‌ها و اسباب نفاق، روشن‌تر از آن‌چه در میان شیعیان وجود دارد، در میان دیگر گروه‌های مسلمانان نیست، نفاق شدیدی که در میان آن‌ها آشکار است. در دیگران دیده نمی‌شود. شعار آن‌ها تقیّه است، یعنی با زبان چیزی گفته شود که در قلب به آن اعتقاد ندارد. و این از نشانه‌های نفاق است.
برای این که تمایز این دو بحث کاملا روشن شود باید تعریف درستی از هر کدام ارائه دهیم:
تعریف نفاق
نفاق به کسر نون، از کلمه «نَفِقَ» گرفته شده و مصدر باب فعال (مفاعله) است. به کسی که این عمل (نفاق) را انجام دهد، منافق می‌گویند، و منافق کسی است که در باطن کافر و در ظاهر مسلمان است.