به رسمیت شناختن

دانلود پایان نامه

دو معنا را در بر دارد.”۱۹۹
این دو اصطلاح تمایزی را نشان می دهد که کانت بین دو نوع عقل عملی یعنی عقل عملی تجربی و عقل عملی محض گذاشته است. عقل عملی محض در امر مطلق یافت می شود در حالیکه با امر مشروط نمونه و مثال برای عقل عملی تجربی داده میشود.
رالز در برداشت کانت از شخص، امر مشروط (عقل عملی تجربی) مطلقاً تحت فرمان و مطیع امر مطلق (عقل عملی محض) می داند. یعنی شخصی که به تأمل اخلاقی می پردازد بر ماکسیمهائی که برای قانون اخلاق بطور عقلانی درک کرده تسلط می یابد. ” یعنی رالز سعی در بر ساختن داستانی به لحاظ فلسفی منسجم درباره این که چگونه مفهوم آرمانی شخص به
عنوان معقول و عقلانی می تواند به مجموعه ای از نهاد های عدالت عمومی منتهی شود که ما همگی می توانیم تأئید کنیم. “۲۰۰
۲- ۴ روال تصمیم و مفهوم کانتی شخص
مشخصه فارق بر ساخت گرائی کانتی در برداشت ویژه از شخص به عنوان عنصر معقول روال است که گزینش اصول را تعیین می کند. مفهوم کانتی شخص، فرد را شخص اخلاقی آزاد و برابر تلقی میکند که قادر است بطور معقول و عقلانی عمل کند.شخص با چهار خصوصیت تعریف میشود: الف-عقلانی ب-معقول ج-آزادی و د- برابری
تمامی چهار خصیصه باید در این الگو به منظور ساختن ارتباط مناسب بین روال تصمیم و مفهوم شخص قرا گیرد.برای تشخیص و ارزیابی کارکرد مفهوم کانتی شخص در بر ساخت گرائی کانتی ضروریست این ویژگیها و این روش بررسی شود که در این روش آنها در روال تصمیم مورد تأمل قرار میگیرند.
۱- عقلانی:
عقلانیت به معنای عقلانیت ابزاری است. عاملان رابطه بین هدف و وسیله را درک می‌کنند و برای تأمین اهدافشان از بهترین وسیله استفاده می‌کنند. و لذا تصمیماتی که در وضعیت اولیه می‌گیرند، کاملاً عقلانی است. چگونگی عقلانیت مفهوم امتیاز عقلانی هر شرکت کننده را بیان میکند، یعنی میل به ارتقاء دادن مفهوم خیر و درک کردن و بکار بردن توانائیها، هم برای شکل دادن و تحقق بخشیدن به مفهوم خیر و هم درک کردن قدرتها ی اخلاقیشان.
عقلانی بر خلاف سه مشخصه دیگر شخص روشن است و صرفاً توسط انگیزه هائی بیان میشود که به احزاب در وضعیت اولیه نسبت داده میشود-امیالشان به ارتقاء دادن مفهوم خیر و گسترش دادن و بکار بردن قدرتهای اخلاقی شان.
۲ معقول بودن:
معقولیت به عنوان رضایت به عمل کردن از روی شرایط منطقی و معقول و منصفانه همکاری و داشتن آرمان (عمل) متقابل و مشترک در این شرایط معقول تعریف میشود. معقولیت توسط چارچوب محدودیتهایی توصیف می شود که در ظرف آن گروهها تأمل و مشورت می کنند.
این محدودیتها شرایط رسمی درباره اصول را شامل می شود که از کلیت و ترتیب و شهرت و قطعیت و نیز سه شرط مهم و بنیادی گرفته می شود.
نخست: تحمیل پرده جهل۲۰۱ در وضعیت اولیه انصاف روند مشورت را تضمین می کند ….
“اشخاص به عناون اشخاص اخلاقی برابر تصور می شوند، و هیچکس از اتفاقات وضعیت
اجتماعیشان سود یا زیان نمی کند.”۲۰۲
دوم: مشورتها درون وضعیت اولیه می بایست بر اساس شرایط عدالت متمرکز شود.گروهها باید : “دیدگاهی را بپذیرند که برای پرداختن به ساختار اساسی عدالت نیاز میشود”۲۰۳
در نهایت، گروهها به تناسب قرار میگیرند و با احترام به یکدیگر. برای فهم درست منظور رالز از بر ساخت گرائی باید دقیقاً منظور وی را از معقول و عقلانی درک کرد. اوامر مشروط هر شخص در میز مذاکره، که آرزوی تحقق آن اوامر را دارد محدود می شود با به رسمیت شناختن اینکه هر مذاکره کننده برابر است. پس غیر معقول است عضوی خواستار استثنائی برای گروه یا شخصی شود. “بنا بر این معقول به چیزی می پردازد که مقتضیات کلیت در امر مطلق را شکل می دهد یعنی به بحث درباره آن چه که اوامر مشروط خاص می تواند تحقق دهند این آزادی منفی لیبرال قدیمی(کلاسیک) را به آزادی مثبت عمومی تبدیل میکند. بنا بر این رالز می گوید که وضعیت اولیه اخلاقاً بی طرف است. منظور وی این است که مفهوم خیر وجود ندارد که در تصمیم
گیری دخالت داشته باشد.”۲۰۴
معقولیت هنگامی که توسط وضعیت اولیه شکل می گیرد ، عقلانی را تابع (خود) قرار میدهد. محدودیتها درباره مشورت- پرده جهل و تشدید شرایط عدالت و شرایط رسمی درباره اصول و وضعیت متقارن(متناسب) گروهها- غایات عقلانی را محدود می کند که گروهها ممکن است سعی کنند تا به آن کمک کنند.
۳ آزادی
سه مشخصه وضعیت اولیه ، آزادی اشخاص را نشان میدهد .
نخست: دعاوی تمامی اشخاص در مشورتهای وضعیت اولیه اهمیت دارند بدون هر برهانی که چنین دعاوی می توانند از حقوق یا الزامات پیشین نتیجه شوند. این مشخصه روال دیدگاه کانتی را نشان میدهد که تمامی اشخاص باید به عنوان “خود- آغاز کننده سرچشمه های دعاوی معتبر”۲۰۵ تلقی شوند.
دوم: مشورت کنندگان به مفهوم خاصی از خیر محدود نمیشوند. بلکه خودشان را به مثابه شخص دارای صلاحیت برای : “اصلاح و تغییر دادن( مفهوم خیر که انها تائید می کند) براساس زمینه های عقلانی و معقول”۲۰۶ تلقی می کنند.
نهایتاً، اشخاص خودشان و دیگران را مسئول غایاتی که آنها پذیرفتند می دانند (یعنی) شهروندان خودشان را :”قادر به سازش دادن اهداف و آرزوهایشان در پرتو آنچه که آنها می توانند به طور معقول پیش بینی کنند و از محدود کردن دعاوی شان در مواردی که نسبت به برخی انواع چیزها به عدالت رفتار ک
نند.”۲۰۷
۴ برابری
رالز می گوید: تمامی اشخاص : ” خودشان را بطور مساوی مناسب برای نماینده داشتن در هر روال می دانند که قرار است اصول عدالت را تعیین کنند.”۲۰۸
این دیدگاه با دو مشخصه از وضعیت اولیه ارائه می شود. نخست تمامی اشخاص بطور متناسب با احترام به یکدیگر قرار دارند و “هیچکس قدرتها یا حقهای عالی را تعیین نمی کند. دوم : پرده جهل نمی گذارد هر شخص استناد به برتری در بهره شان از مواهب طبیعی یا اجتماعی دعاوی و اصول مطرح شده درباره عدالت توزیعی مزایا و هزینه های اجتماعی را توجیه کند.”۲۰۹
وضعیت اولیه رالز در اصل ترکیب عناصری از نظریه حق طبیعی و نظریه قرار داد اجتماعی هابز است. مانند دیدگاههای هابزی ها ، گروهها در قرار داد اجتماعی رالز- وضعیت اولیه- کاملاً عقلانی انتخاب می کند یعنی آنها اخلاقاً بر انگیخته نمی شوند اما هدف آنها بر گزیدن شرایط همکاری است که به بهترین نحو خیر خاص خودشان و منافع اساسی شان را ا رتقاء دهند. (که رالز آن را متفاوت از هابز تعریف می کند) وضعیت قرارداد اجتماعی رالز بطور قابل ملاحظه ای متفاوت از دیدگاه های هابزی است. رالز انکار می کند اصول اخلاقیِ عدالت تنها محصول انتخاب کاملاً عقلانی است که برای ارتقاء نفع فردی طراحی میشود.
وضعیت اولیه ، مهمترین بخش نظریه عدالت رالز را تشکیل می‌دهد ،وضعیتی فرضی و ایده‌آل که در آن اصول عدالت گزینش می‌شود. در این وضع شرایطی وجود دارد که افراد جامعه در آن شرایط، بدون اطلاع از موقعیت اینده خود، اصول زندگی اجتماعی را گزینش می‌کنند. در این وضعیت، افراد در مورد یک جامعه عادلانه و منصفانه تصمیم‌گیری می کنند.
رالز وضعیت اولیه را اصل تنظیمی می داند و بنا براین روش داوری کردن بین امیال و خواستهایِ متعارض است. عامل در وضعیت اولیه باید مستقل و توسط تأملش بر انگیخته شده باشد.وضعیت اولیه باید عموماً اصول قابل دسترس را بدست دهد(همانطور در امر مشروط که، به نظر کانت، تحلیلی است) و باید اطمینان دهد که این اصول برای همه قابل دسترس هستند.
رالز در مقاله ” بر ساخت گرائی کانتی در نظریه اخلاق ” سه نقطه نظر مختلف را معین می کند که برای درک مناسب استدلال او اهمیت دارد: ” گروهها در وضعیت اولیه، شهروندان در “جامعه دارای روال منظم”۲۱۰ ، و سرانجام نقطه نظر خودمان- تو و من- که عدالت را همان قدر بی طرف و با انصاف بررسی می کنیم که بنیادی برای مفهوم عدالت را، که می تواند درک مناسبی از آزادی و برابری بدست دهد.”۲۱۱
تعریف جامعه دارای روال منظم، (به همراه با آرمانش از شخص) ، وتعریف وضعیت اولیه، و نیز اصول معین عدالت باید همه با احکام بررسی شده ما که در نتیجه تأمل صحیح بدست آمده همبستگی و انسجام داشته باشد . به عبارت دیگر آنها باید با آن احکامی که به آنها به عنوان نتیجه انجام روند موازنه تأملی دست می یابیم همگی موافق باشند.
رالز به چهار مشخصه متفاوت اشاره می کند که برای ساختن نمونه- مفهوم جامعه دارای روال منظم به عنوان سیستم بی نیاز از همکاری اجتماعی برای نفع متقابل ترکیب می شوند.
نخست:مفهوم عدالت همگانی ، روال منظم را در جامعه بر قرار می کند و هر شهروندی آن مفهوم را می پذیرد و نهادهای اساسی جامعه سعی در ارتقاء مفهوم عدالت همگانی دارند. به گفته رالز باور های معقول مبنای مفهوم عدالت همگانی قرار دارد. “…جامعه بطور مؤثر با اصول عدالت همگانی منظم می شود یعنی هر کس می پذیرد و میداند که دیگران همان اصول را می پذیرند…. نهاد ها که ساختار اساسی جامعه را تشکیل می دهند واقعاً شرایط این اصول عدالت را بر قرار می کنند.”۲۱۲
دوم: شهروندان در جامعه ای که روالی منظم بر آن حاکم است افرادی اخلاقی و آزاد و برابر می باشند. رالز این خصیصه را “نمونه مفهوم شخص” می نامد که سه ویژگی بسیار مهم دارد.
الف-شهروندان در جامعه دارای روال منظم دارای دو قدرت اخلاقی اساسی هستند:
۱- توانائی درک کردن و بکار بردن و عمل کردن از روی اصول عدالت.
۲- توانائی شکل دادن و اصلاح کردن و بطور عقلانی دنبال کردن مفهوم خیر .
ب-شهروندان برابرند در اینکه: ” آنها هر کدام دارای حق توجه و احترام برابر تعیین کردن اصول هستد که به وسیله آنها توافقهای اساسی جامعه شان می بایست سامان یابد.”۲۱۳
این مفهوم برابری شهروندان در تعیین اصول عدالت اساسی تر از دیگر آرمانهای برابری است که درون ساختار اساسی جامعه فهمیده می شود . این مفهوم بر روی وضعیت مشترکشان به عنوان موجودات اخلاقی بنا می شود.
ج- شهروندان در جامعه ای که دارای روال منظم است آزادند و یکدیگر را آزاد می دانند.
سومین و چهارمین مشخصه نمونه – مفهوم جامعه دارای روال منظم به شرایط سابقه(زمینه) و توافق نهادها یشان ارجاع دارد. رالز فرض می کند که حتی در جامعه دارای روال منظم شرایط عدالت حاصل خواهد شد. در بر ساخت گرائی کانتی رالز می گوید، این چهار مشخصه جامعه دارایی روال منظم تحت شرایط معقول و عقلانی همکاری اجتماعی می توانند متحد شوند.
تعریف و طراحی وضعیت اولیه می تواند به مثابه بیان آرمانهای معقول و عقلانی تلقی شود. عقلانی، در خود مختاری عقلانی گروهها و بر عکس معقول بودن در محدودیتهای رسمی و پرده جهل و شرایط همسازی و فهرست اولیه خیرها و طراحی ساختار اساسی به عنوان موضوع عدالت ارائه می شود.
اصول عدالت
نتیجه روال بر ساختن است که در آن آرمانهای متفاوت یا نمونه- مفاهیم به روشنی بیان می شوند چیزی که در بر ساختن یا طراحی وضعیت اولیه استفاده می شود. گروهها در وضعیت اولیه به عنوان عوامل بر ساختن، اصول عدالت را از فهرستی از مفاهیم متفاوت بر می گزیند. در نهایت ، هر یک از این نقطه نظرات می تواند به عنوان اصلاح کننده ملاحظات و خصوصیاتی باشند که در دیگری مطرح می شوند. دیدگاه هیچ کس به عنوان مطلق یا ثابت اتخاذ نمی شود اگر چه در پایان نتایج باید مورد پذیرش همه قرار گیرد هنگامیکه شهروندان با وظیفه یاقتن اصول عدالت روبرو شدند.
هر زمانی که ما قانونی را برای خودمان تأمل و سپس تعیین می کنیم عنصری را در مجموعه کلی قوانین بر می سازیم که می تواند به وظیفه کلی تبدیل شود. دو اصل عدالت رالز روایتی هستند از چیزی که می تواند در چنین روندی موفق شود. بنا بر این می توان گفت بر ساخت گرائی این ایده است که محتوای عالی ترین اصول اخلاق از تأمل معقول و عقلانی درباره مفاهیم و برداشتهای ما مانند عوامل آزاد و برابر نتیجه می شود.
پس میتوان برساخت گرائی را روشی برای رسیدن از مفهوم شخص(اینجا آزاد و برابر) به اصول مناسب عمل برای چنین شخصی معنا کرد. یعنی بر ساخت گرائی سعی در استنتاج کردن محتوای مفهوم از عامل و صورت بندی کردن آن را دارد.به عبارت دیگر، اگر روال امر مطلق صورت مناسبی از اصل عقلانی است، ماده مناسب آن عامل آزاد و برابر است.
در چارچوب کانتی این معنا را میدهد که : ” تمامیت اوامر مطلق خاص…. که آزمون روال امر مطلق را می گذرانند بر ساخته شده توسط روال بر ساختن تلقی میشود. این روال از طریق عوامل عقلانی تحت تأثیر محدودیتهای معقول عمل می کند.”۲۱۴
همچنین بر ساخت گرائی به خود مختاری شکل میدهد به این معنا که آن قانون اخلاقی یا اصل عدالت را از درون تأمل معقول و عقلانی خودش تشکیل می دهد. اینجا تأکیدی بر منظر اول شخص وجود دارد. یعنی بر ساخت گرائی روال امر مطلق است تا آنجا که به تعین کردن محتوی قانون اخلاق مربوط است.
رالز مدعی است ماحصل این روند انتخاب دو اصل مشهور عدالت وی خواهد بود:
یک – اصل برابرى در آزادى‏هاى اساسى

دیدگاهتان را بنویسید