دسترسی متن کامل – بررسی رفتار مهاربندهای کمانش تاب ضربدری شکلاثر فاصله کاشت و سطوح مختلف اسید …

کودهای آلی در بهبود کیفیت گیاهان دارویی تأثیر مثبت دارند (مالانا گولا، ۱۹۹۵).عناصر ماکرو ازت، فسفر و پتاسیم، بر رشد و ترکیب اسانسها در گیاهان دارویی تأثیر دارند. که این تأثیرات بر روی سطح‌های آنزیمی بوده و در بیوسنتز ترپنوئیدهای با ارزش بسیار مهم هستند (سل، ۲۰۰۳).
نیتروژن، فسفر و پتاسیم در رشد گیاه و بیوسنتز اسانسها نقش دارند. آنها افزون بر تأثیر در فتوسنتز و تنفس، برای تولید اسکلت کربنی لازم جهت بیوسنتز اسانس، در ساختار سه کوآنزیم مهم به نامهای ATP، NADPH، NADP و کوآنزیم آ (CoA) که در بیوسنتز ترپنوئیدها نقش اساسی دارند، شرکت میکنند (سل، ۲۰۰۳) ممکن است پتاسیم به عنوان کوآنزیم برای آنزیمهای مختلف در مسیر بیوسنتز ترپنوئیدها نقش داشته باشد. در گزارشی تائید شده است که بیوسنتز اسانسها وابسته به غلظت فسفر غیر آلی در گیاه است (کاپور و همکاران، ۲۰۰۴).
تبدیل IPP به DMAPP که یکی از ترکیبات لازم برای بیوسنتز ترپنوئیدها میباشد، نیاز به Mg2+ یا Mn2+ دارد (سل، ۲۰۰۳). یکی از آنزیمهای مسیر پلاستیدی بیوسنتز اسانسها به نام DOXPsynthase برای فعالیتش وابسته به تیامین دی فسفات و یک کاتیون دو ظرفیتی مانند Mg2+ یا Mn2+میباشد و آنزیم CDP-ME synthaseنیاز به یک کاتیون دو ظرفیتی دارد(دب و همکاران، ۲۰۰۳). Mg2+ یک رابط بین MVAP و ATP در مسیر سیتوزولی بیوسنتز ترپنوئیدها میباشد (دویک، ۱۹۹۹).
۲-۱۰-۵- اثرات متقابل توارث و عوامل محیطی
مواد مؤثره گیاهان دارویی اگر چه اساساً با هدایت فرآیندهای ژنتیکی ساخته میشوند ولی کمیت و کیفیت آنها به طور بارزی تحت تأثیر عوامل محیطی (آب، اقلیم، نور و خاک) قرار میگیرند به طوری که، عوامل محیطی سبب تغییراتی در رشد و نمو گیاهان دارویی و نیز کمیت و کیفیت مواد مؤثره آنها (نظیر آلکالوئیدها، گلیکوزیدها و اسانسها) میشود (امید بیگی، ۱۳۷۴).
تفاوت در مقدار و نوع ترکیبات سازنده اسانس در طول تکوین گیاه به عوامل متعددی وابسته است. اثرات متقابل ژنوم گیاه و عوامل محیطی میتواند روی مقدار و نوع ترکیبات سازنده اسانس مؤثر باشد به این ترتیب که میزان بیان و یا عدم بیان مجموعههای ژنی مرتبط با سنتز اسانسها میتواند در برهم کنش با عوامل محیطی در هر مرحله تکوین متغییر باشد (مجد و همکاران، ۱۳۸۷).
گزارش شده است که ترکیبات شیمیایی اسانسهای گیاهی تحت تأثیر فاکتورهای محیطی و ژنتیکی قرار میگیرند (فالریو وهمکاران، ۲۰۰۲).و میزان فنل و فرآوردههایی که از آنها تولید میشوند به عوامل محیطی، ژنتیکی و همچنین به شرایط بعد از برداشت بستگی دارد (مورن وهمکاران، ۲۰۰۷).

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

۲-۱۱- سالیسیلیک اسید

یونانیان قدیم و آمریکایی‌ها دریافتند که برگها و پوست درختان بید تببراست و درد جزیی را از بین می‌برد. در سال ۱۸۲۸ یوهان بوخنر[۱۷] آلمانی مقادیر مشخصی از سالیسیلین را جدا ساخت که این ماده شامل مقداری الکل سالیسیلن و سالیسیلات بود. رافائل پیریا[۱۸] این ترکیب فعال موجود در پوست بید را اسید سالیسیلیک نامید که از اسم لاتین Salixبه معنی بید گرفته شده است.
در سال ۱۸۷۴ اولین تولید تجارتی در آلمان شروع شد. در سال ۱۸۹۸ آسپرین که نام تجارتی استیل اسید سالیسیلیک است به عرصه وجود پا نهاد. استیل اسید سالیسیلیک در محیط آبی به راحتی به اسید سالیسیلیک تبدیل می‌شود. اسید سالیسیلیک در اشکال متنوع و به صورت گسترده‌ای در گیاهان شناخته شده و از نظر بعضی از محققین این ماده یکی از مواد مهم رشد گیاهی تصور می‌شود. اسید سالیسیلیک (ارتو هیدورکسی بنزوئیک اسید) یک فنل گیاهی با ساختار شیمیایی ساده است که در بیشتر از ۳۴ گونه گیاهی به طور وسیعی شناخته شده است (راسکین ، ۱۹۹۲).به طور کلی نفش ترکیبات فنلی در گیاهان شامل : مقابله با عوامل بیماریزا، حشرات، قارچها و ویروسها ، جایگاه بافتی در گیاه مانند لیگنین، مقابله با عوامل غیر زنده محیطی شامل خشکی، دما، نور و آلودگی هوا ، کلات کننده فلزات سنگین، مقابله با علفخواری، استحکام بافتهای چوبی، فعالیت آنتی اکیسیدانی و جاروب کنندگی رادیکالهای آزاد، ایجاد گسی در برخی میوهها ، ایجاد رنگیزههای گیاهی و…. میباشد.

۲-۱۱-۱- ساختمان اسید سالیسیلیک و مشتقات آن

اسید سالیسیلیک (شکل ۲-۳) دارای یک حلقه فنلی می باشد که یک گروه کربوکسیل در موقعیت ارتو گروه هیدروکسیل حلقه فنلی آن وجود دارد (دآویس، ۲۰۰۵)[۱۹]. آنالوگ نزدیک سالیسیلیک اسید، آسپرین میباشد که پس از جذب به سرعت به اسید سالیسیلیک تبدیل میشود (پوپووآ و همکاران ، ۲۰۰۳)[۲۰].
 
شکل ۲-۳- ساختار اسید سالیسیلیک
یکی دیگر از مشتقات اسید سالیسیلیک متیل سالیسیلات است که در اتمسفر توسط گیاهان جذب میشود و در سیگنالهای ارتباطی بین سلولها، گیاهان و حیوانات و میکروارگانیسمها شرکت میکنند. همچنین، متیل سالیسیلات به عنوان یک سیگنال آندروژن گیاهی باعث افزایش مقاومت گیاه به تنشهایی از قبیل سرما، گرما، شوری و خشکی میشود (لیسیآ و همکاران ، ۲۰۰۵).

۲-۱۱-۲- متابولیسم اسید سالیسیلیک

سالیسیلیک اسید (۲- هیدروکسی بنزوئیک اسید) به وسیله آمینواسیدی به نام فنیل آلانین به صورت زیستی سنتز میشود. روش زیر که به روش کولبه – شمت معروف است نیز راه ساختن تجاری این ماده است (شکل ۲-۴). از اسیدی کردن سدیم سالیسیلات بوسیله اسید سولفوریک، سالیسیلیک اسید حاصل می شود.
شکل ۲-۴-سنتز تجاری سالیسیلیک اسید
کمترین مقدار گلیکوزیدهای اسید سالیسیلیک در برگ وجود دارد. اسید سالیسیلیک به وسیله سلولهای ریشه و میکروارگانیسمهای مختلف تولید شده و به اشکال مختلف در هوا، سطح برگ و اطراف سلولهای ریشه وجود دارد. اسید سالیسیلیک تولید شده نقش محوری در تنظیم مراحل مختلف مانند رشد و تکامل گیاه، جذب یون، فتوسنتز و جوانهزنی ایفامیکند (ال – تآیب ، ۲۰۰۵).
روشهای افزایش مقاومت گیاهان به تنشهای محیطی شامل روشهای اصلاحی و مهندسی ژنتیک و استفاده از مواد تنطیم کننده رشد گیاهی[۲۱] (PGRs) میباشد. تنظیم کنندههای رشد گیاهی به طور وسیع در محصولات کشاورزی به عنوان عاملی برای بهبود عملکرد محصولات بهکار برده میشوند و اغلب برای افزایش مقاومت گیاهان به تنشها استفاده میشوند. گزارشهای موفقی از کاربرد برخی از این مواد در مقابله با اثرات نامطلوب تنش بر گیاهان ارائه شده است (قربانی جاوید و همکاران ، ۲۰۱۱). اسید سالیسیلیک یک تنظیم کننده رشد درونی از گروه ترکیبات فنلی طبیعی میباشد که در تنظیم فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاه نقش دارد. القای گلدهی، رشد و نمو، سنتز اتیلن، تاثیر در باز و بسته شدن روزنهها و تنفس از نقشهای مهم اسید سالیسیلیک به شمار میرود (رآسکین ، ۱۹۹۲) . اسید سالیسیلیک در گیاهانی که تحت تنش هستند نقش حفاظتی دارد. این ترکیب سبب افزایش مقاومت به تنش شوری در گیاه فلفل (چانگلی و چانیو، ۲۰۱۲؛ دیپاسکال و همکاران ،۲۰۰۳)، تنش خشکی در گیاه برنج (فاروق و همکاران ، ۲۰۰۹) ، تنش سرما و گرما در گوجه فرنگی و لوبیا (سینآرآتنا و همکاران ، ۲۰۰۰) و تنش عناصر سنگین در جو (مت والی و همکاران ، ۲۰۰۳) شده است. مکانیسم عمل اسید سالیسیلیک در برابر تنشها به نقش آن در تنظیم آنزیمهای آنتی اکیسدانی و ترکیبات دارای گونههای اکسیژن فعال در گیاه برمیگردد. اسید سالیسیلیک از طریق افزایش فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانت، گیاهان را از صدمات بدست آمده از واکنشهای اکسیداتیو حفظ میکند(قربانی جاوید و همکاران ، ۲۰۱۱). اسید سالیسیلیک در غلظت ۲ میلی مولار به مدت ۱۶ هفته نگهداری باعث حفظ سفتی بافت میوه کیوی رقم هایوارد شده است و تاثیر معنی داری بر میزان اسیدهای آلی و فعالیت آنتی اکسیدانی آن داشته است (روحی و همکاران ، ۱۳۹۱). بر اساس نتایج سالیسیلیک اسید در غلظت های ۱۵۰، ۳۰۰، ۴۵۰ میلی گرم در لیتر به مدت ۵ دقیقه غوطه وری بر کنترل پوسیدگی، حفظ کیفیت پس از برداشت و عمر انباری نارنگی رقم کینو، مؤثر بود. این ماده در غلظت های بالا باعث افزایش پوسیدگی و کاهش وزن شد. نشت یون را نسبت به شاهد کاهش داد و باعث بالا ماندن میزان ویتامین ث نسبت به شاهد گردید (فرهمندیان و همکاران ،۱۳۹۱). تاثیر اسید سالیسیلیک بر کم شدن خسارت سرما در هلو در طی دوره انبار، به توانایی آن در تحریک سیستم آنتی اکسیدانی و تولید پروتئین های شوک حرارتی نسبت داده شده است. کاربرد اسید سالیسیلیک در هویج تحت تنش شوری عامل افزایش مقدار کارتنوئیدهای کل ریشه و همچنین آنتوسیانین و فعالیت آنتی اکسیدانی و سبب تنظیم تجمع پروتئین ها شد (ارآسلان و همکاران ، ۲۰۰۷). برخی کاربردهای این ماده در گیاهان دارویی نیز گزارش شده است که عمداً مربوط به اثر این ماده در کاهش تنشها و افزایش اسانس در این گیاهان بوده است.

۲-۱۲- تراکم گیاهی

شناخت عوامل مؤثر بر عملکرد و محدودیتهایی که برای دستیابی به عملکردهای بالاتر در محصولات زراعی وجود دارد، میتواند اقدامی مؤثر در تولید ارقام سازگار و پر محصول باشد (نادری درباغ شاهی و همکاران، ۱۳۸۳). یکی از پیش شرطهای لازم برای دستیابی به عملکرد بالا، تأمین شرایط مطلوب جهت استفاده از تابش خورشیدی در بالاترین حد کارایی آن به منظور تولید مواد فتوسنتزی است (بهشتی و همکاران، ۱۳۸۱). دستیابی به این هدف با تغییر تراکم بوته و توزیع بوتهها در واحد سطح زمین میسر میشود. اثر توزیع یکنواخت بوته در واحد سطح بر توزیع مناسب نور دریافتی در درون پوشش گیاهی نمایان میشود. بنابراین اثر آرایش کاشت و تراکم گیاهی بر محصول، عمدتاً به علت تفاوت در چگونگی جذب انرژی تابشی خورشید است و افزایش جذب تابش خورشیدی منجر به افزایش عملکرد میشود (فتحی، ۱۳۸۴). عملکرد کل ماده خشک نتیجه کارآیی جامعه گیاهی از نظر استفاده از تابش خورشید در طول فصل رویشی است، در این ارتباط جامعه گیاهی نیاز به سطح برگ کافی دارد که یکنواخت توزیع شده باشد و سطح زمین را کاملاً بپوشاند. بنابراین یکی از مهمترین وظایف مدیریت مزرعه انتخاب تراکم بوته و آرایش مناسب کاشت جهت جذب حداکثر تابش خورشیدی است (اوزونی دوجی و همکاران، ۱۳۸۶).
مواد مؤثره اگرچه اساساً با هدایت فرآیندهای ژنتیکی ساخته میشوند، ولی تولید آنها به طور بارزی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار میگیرد، به طوریکه عوامل محیطی سبب بروز تغییراتی در رشد و نمو گیاهان دارویی و نیز کمیت وکیفیت مواد مؤثره آنها میشود (امیدبیگی، ۱۳۷۴؛ دآنتونو و همکاران، ۲۰۰۲). تراکم اثرات بسیار زیادی بر عملکرد محصول در گیاهان دارویی دارد و همچون سایر تکنیکهای مدیریت کشاورزی بااهمیت میباشد(حیدری و همکاران، ۱۳۸۷).
بنابراین، با توجه به اینکه یکی از عوامل مؤثر بر عملکرد، تراکم بوته است، لذا با توجه به محدودیت ظرفیت محیط کشت باید از تراکمی استفاده نمود که جمعیت گیاهی علاوه بر تأمین نیاز از منابع محیطی (نور و آب) باکمترین رقابت درون گونهای مواجه باشد (خزاعی و همکاران، ۱۳۸۶). تراکم مطلوب گیاه که طی آن بیشترین کارایی استفاده از نور و حداکثر رشد اتفاق میافتد از مهمترین اهداف در مدیریت زراعی است (نبوی کلات و همکاران، ۱۳۸۴). به عبارتی در صورتی که از حداکثر انرژی خورشید حداکثر استفاده به عمل آید، کارایی مصرف نور افزایش یافته و با نفوذ نور در لایههای مختلف کانوپی، فتوسنتز، زیستتوده تولیدی و عملکرد افزایش مییابد و شرایط برای آفات و بیماریها نامساعد میشود (قلی بیگیان و همکاران، ۱۳۸۸). اگر میزان تراکم بوته بیش از حد بهینه باشد عوامل محیطی موجود از جمله رطوبت، نور و مواد غذایی در حد بهینه در اختیار هر بوته قرار نمیگیرد و برعکس چنانچه تراکم بوته کمتر از حد مطلوب باشد از امکانات محیطی موجود به نحو مطلوب استفاده نمیشود که خود باعث کاهش محصول میگردد (نوروزپور و رضوانی مقدم، ۱۳۸۵).
تحقیقات انجام شده روی گیاه دارویی سیاهدانه نشان داد که افزایش تراکم بوته در واحد سطح بیش از حد مطلوب، منجر به کاهش عملکرد و مقدار ماده مؤثره میشود (نوروز پور و رضوانی مقدم، ۱۳۸۵). امانتایج به دست آمده درخصوص اسفرزه (خزاعی و همکاران، ۱۳۸۶)، ریحان (دادوند سراب و همکاران، ۱۳۸۷)، بابونه آلمانی (حمزه ای و همکاران، ۱۳۸۵) و زیره سبز (میر شکاری، ۱۳۸۵) کاملاً متفاوت بود و با افزایش تراکم، عملکرد دانه نیز افزایش یافت. نتایج حاصل از پژوهش بریماوندی و همکاران (۲۰۱۱) روی همیشه بهار نشان داد که تأثیر تراکم بر وزن خشک تک بوته، تعداد گل در بوته، تعداد شاخه جانبی، وزن خشک گل و مقدار اسانس در۱۰۰ گرم گل معنیدار بود، به طوری که با افزایش تراکم، از ۲۰ به۸۰ بوته در مترمربع، همه شاخصهای ذکر شده کاهش نشان داد، در حالیکه بیشترین عملکرد بیولوژیک و عملکرد اسانس در واحد سطح در تراکم ۶۰ بوته در متر مربع حاصل شد.

این مطلب را هم بخوانید :  سایت مقالات فارسی - پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی گرایش بیمه سبک رهبری توانمند ساز مدیریت دانش ...

۲-۱۳-پیشینه علمی تحقیق

با توجه به مرور منابع انجام گرفته گزارشهای اندکی در مورد اثر سالیسیلیک اسید و تراکم گیاهی بر کمیت و کیفیت مرزه خصوصاً گونه بختیاری موجود میباشد.
شاهیوند (۱۳۹۱) در آزمایشی اثر تراکم گیاهی و دور آبیاری را بر روی گیاه مرزه بختیاری مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که بیشترین وزن تر وخشک در تیمار آبیاری هر روز و فاصله کشت ۱۵*۱۵ سانتیمتر به دست آمد. بیشترین میزان تولید اسانس در فواصل آبیاری ۴ روز یک بار و فاصله کشت ۲۰*۲۰ سانتیمتر به دست آمد. بازدهی اسانس در تیمارهای مختلف ۳۰% تا ۸۷% متغیر بود. عمده ترین ترکیب اسانس این گیاه تیمول بود که بیشترین مقدار آن در ترکیب تیماری آبیاری ۴ روز یکبار و تراکم ۲۰*۲۰ سانتیمتر ثبت گردید و پس از تیمول به ترتیب گاماترپینن، ترانس کاریوفیلن، لینالول و پی سیمن عمدهترین ترکیبات اسانس این گیاه بودند.
حیاتی و همکاران (۱۳۹۰) در بررسی اثر سالیسیلیک اسید (۰، ۲۰۰، ۴۰۰ و ۶۰۰ پی پی ام) بر خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی گیاه دارویی مرزه به این نتیجه رسیدند که سالیسیلیک اسید سبب افزایش ارتفاع، وزن تر و خشک، ارتفاع شاخه های جانبی، طول شاخه های جانبی و میزان اسانس را افزایش داد. در این تحقیق غلظت ۲۰۰ پی پی ام بیشترین تاثیر را در افزیش درصد اسانس داشت. اسکندری (۲۰۰۱) تاثیر ۲۸-هموبراسینولید در کاهش اثرات تنش خشکی را در گیاه مرزه مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق فاکتور تنش خشکی در سه سطح، آبیاری در حد ظرفیت مزرعه (FC)، تنش ملایم (دوسوم FC) و تنش شدید (یک سومFC) وچهار غلظت ماده تنظیم کننده رشد گیاهی ۲۸-هموبراسینولید،صفر، M10-10 ، M8-10 و ۶-۱۰ مولاراعمال گردید. نتایج بهدست آمده نشان داد که کاهش آبیاری تأثیر معنیداری در کاهش پارامترهای رشدی شامل وزن خشک و طول ریشه، قطر ساقه، تعداد شاخههای فرعی، ارتفاع گیاه، عملکرد کل اندام هوایی و عملکرد اسانس داشت. استفاده از غلظت ۸-۱۰ مولار ۲۸-هموبراسینولید موجب افزایش معنیدار وزن خشک ریشه، قطر ساقه، تعداد شاخه فرعی، ارتفاع گیاه، عملکرد کل و عملکرد اسانس شد. درصد اسانس با کاهش آبیاری، افزایش معنیداری را در سطح ۱% نشان داد بهطوری که درصد اسانس از ۳۶% در تیمار آبیاری کامل، به ۸۷% درتنش شدید و استفاده از ۸-۱۰ مولار هورمون ثبت گردید. عملکرد اسانس در سطح ۵% تحت تاثیر آبیاری و کاربرد هورمون قرار گرفت و بیشترین عملکرد اسانس مربوط به آبیاری کامل و استفاده از ۸-۱۰ مولار ۲۸-هموبراسینولید و با مقدار ۳۲/۲۹ کلیوگرم در هکتار بدست آمد. در این مطالعه استفاده از این سطح هورمون در آبیاری کامل، تنش ملایم و شدید بهترتیب باعث افزایش معنیدار ۵۹، ۳۰ و ۲۴ درصدی عملکرد اسانس نسبت به گیاهان شاهد گردید. بهطور کلی نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که استفاده از ۲۸-هموبراسینولید از طریق تحریک افزایش پارامترهای رشد و عملکرد ماده خشک مرزه باعث افزایش عملکرد اسانس این گیاه شده و راهکار مناسبی برای مقابله با شرایط تنش آبی میباشد.
طی یک تحقیق اثر برهمکنش سالیسیلیک اسید، آسکوربیک اسید و تنش خشکی بر برخی پارامترهای بیولوژیکی مرزه مورد بررسی قرار گرفت . در این تحقیق تیمار آبیاری در سطوح بدون تنش، دوسوم و یک سوم ظرفیت مزرعه و تیمار سالیسیلیک اسید و آسکوربیک اسید در غلظتهای صفر، ۱و ۳ میلیمولار بهکار گرفته شد. نتایج نشان دادکه تحت تنش خشکی، مقدار قند و پروتئین مرزه کم شد ولی میزان پرولین و پراکسیداسیون لیپیدها افزایش یافت. طبق نتایج وقتی تنش خشکی روی گیاه اثر میگذارد مکانیسمهای حفاظتی فعال میشوند. کاهش میزان پروتئین در این شرایط نشان میدهد که تنش خشکی سنتز پروتئینها را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث کاهش آن میشود و کاهش قند نیز نشان میدهد که تنش روی فتوسنتز اثر میگذارد. از طرف دیگر کاربرد سالیسیلیک اسید و آسکوربیک اسید در این شرایط تنش اثرات نامطلوب تنش آبی را کم کرده و برخی پارامترهای رشدی را افزایش میدهد (یزدان پناه و همکاران، ۲۰۱۱).
فصل سوم
مواد و روش‌ها

۳-۱- زمان و موقعیت محل اجرای آزمایش

این تحقیق در سال‌۱۳۹۲ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام با عرض جغرافیایی ۳۳ درجه و ۳۹ دقیقه شمالی و طول جغرافیایی ۴۶ درجه و ۲۲ دقیقه شرقی و ارتفاع ۱۴۴۶ متر از سطح دریا اجرا شد.
عملیات آزمایشگاهی مانند استخراج اسانس در آزمایشگاه‌های دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام با استفاده از دستگاه کلونجر و آنالیز اسانس‌ها برای شناسایی اجزای آن‌ها به وسیله دستگاه‌های GC و GC-MS در پژوهشکده گیاهان دارویی، دانشگاه شهید بهشتی انجام شد.

۳-۲- عملیات آماده سازی زمین

زمین مورد نظر به مساحت ۴۰۰ متر مربع در پاییز ۱۳۹۰ مشخص شد. عملیات خاکورزی اولیه در طول زمستان ۱۳۹۰ انجام گرفت و سپس کرت‌ها مشخص شدند. طرح آزمایشی شامل سه بلوک بود که هر بلوک شامل ۸ کرت و ابعاد کرت‌ها ۵۰×۵۰ سانتیمتر بود. فاصله بین کرت‌ها در هر بلوک یک و نیم متر و فاصله بین بلوک‌ها ۲ متر بود.

۳-۳- مشخصات خاک محل انجام آزمایش

Author: