اهل بیت(ع) و غصب خلافت

دانلود پایان نامه

در بررسی روابط بینامتنی با احادیث میتوان چنین بیان نمود که، کلام بزرگان دین در هر دورهای الهام بخش بسیاری از ادیبان و شاعران در خلق آثارشان بوده است، مخصوصاً شاعران شیعه مذهب که به گونهای میتوان گفت خود این شاعران راوی حدیث نیز بودند.


متن حاضر:
بِخَاتِمِکُم غَصباً تَجُوزُ أُمُورُهُم
فَلَم أَرَ غَصباَ مِثلَهُ یَتَغَصَّبُ
(کمیت،1406هـ : 55)
ترجمه: بنی امیه با غصب خلافت پیامبر اکرم(ص)، حکومتشان بر مردم مباح شد و من هرگز غصبی همچون غصب خلافت ندیده بودم.
متن غایب:
اَللَّهُمَّ أَخزِ قُرَیشاً فَإِنَّهَا مَنَعَتنِی حَقِّی وَ غَصَبَتنِی أَمرِی (ابن أبی الحدید، 1385هـ، ج9 : 306).
ترجمه: خداوندا! قریش را ذلیل و خوار فرما؛ چون آنان مرا از رسیدن به حقّم بازداشتند و حقّم را غصب کردند.
متن غایب:
فَجَزَى قُرَیشاً عَنِّی الجَوَازَى، فَإِنَّهُم ظَلَمُونِی حَقِّی، وَ اغتَصِبُونِی سُلطَانَ إِبنِ أَمِّی(همان:306).
ترجمه: خداوندا قریش را که بر من ظلم و حقّم را غصب کردند، مجازات کن. آنان فرماندهی و امامت فرزند مادرم را به ناحق گرفتند.
متن غایب:
اللّهُمَّ إِنّی أَسْتَعدیکَ عَلى قُرَیشٍ و َمَنْ أَعانَهُمْ فَإِنَّهُمْ قَطَعُوا رَحِمِی وَ صَغََّرُوا عَظِیمَ مَنْزِلَتِی وَ أَجْمَعُوا عَلَى مُنازَعَتِی أَمْراً هُوَ لِی (مجلسی،1382هـ،ج29: 306).
ترجمه: خدایا از ظلم قریش، و همدستان آنها به تو شکایت میکنم، اینها با من قطع رحم کردند و مقام و منزلت بزرگ مرا تحقیر نمودند، اتفاق کردند که در مورد امری که حق خاص من بود، بر ضد من قیام کنند.
عملیات بینامتنی: با دقّت و امعان نظر در این بیت از شعر کمیت، میتوان چنین بیان داشت که مضمون بیت به این امر اشاره دارد که، حق خلافت و جانشینی که توسط رسول اکرم(ص) به امیرالمؤمنین علی(ع) محوّل شده بود، توسط بنیامیه غصب شده است و شاعر ابراز میدارد که چنین غصب و چنین ظلمی را تا کنون ندیده است. و این نشان دهندهی اهمّیت این موضوع میباشد که خود امیرالمؤمنین بارها به آن پرداخته است. سخنان امام در موارد مختلف حاکى از آن است که او تا آخرین لحظات زندگی با برکتش، خود را شایستهی خلافت میدانست و این که خلافت حق مسلّم او بود که از وی گرفته شد. در این مورد، علاوه بر خطبهی «شقشقیه»، سخنان دیگر او حاکی از غصب خلافت اوست. کمیت با عنایت به اینکه همیشه مدافع اهل بیت(ع) بود و توجه خاصّی به سخنان أئمّه داشت با بهرهگیری از بیانات علی(ع) و با تکیه و استناد به کلام ایشان به طور زیبایی برای بیان مقصود خود که همان حق غصب شدهی اهل بیت(ع) است بهره برده است. رابطهی بینامتنی در موردهای اوّل و دوّم از نوع نفی جزیی بوده؛ چرا که کلمات کلیدی موجود در متن حاضر مانند « اغتَصِبُونِی و َغصَبَتنِی » تأییدکنندهی این امر است که متن حاضر با تأثیر پذیری کاملاً آگاهانه از متن غایب بهره گرفته، و هم از نوع نفی متوازی است؛ چرا که از مضمون کلام نیز استفاده نموده است. اما در مورد سوّم روابط بینامتنی از نوع نفی متوازی است؛ مبنی بر این که شاعر از مضمون کلام برای بیان مقصود خویش بهره برده است.
متن حاضر:
وَ فِیهِم نُجُومُ النَّاسِ وَ المُهتَدَی بِهِم
إِذَا اللَّیلُ أَمسَی وَ هُوَ بِالنَّاسِ أَلیَلُ
(کمیت،1406هـ :175)
ترجمه: بنی هاشم(ع) همچون ستارگانی روشنگر در بین مردم هستند، که مردم به وسیلهی آنان، آن زمانی که شب فرا رسیده و و شب برای مردم تاریکی مطلق است. (آن زمانی که حکوت در دست حاکمان ظلم و جور بنی امیه است)