انواع مسئولیت مدنی و مسئولیت قراردادی

در هر دو نوع مسئولیت، تحقق مسئولیت منوط به نقض یک تکلیف قانونی می‌باشد. اما در مسئولیت‌های انتظامی، معمولاً ضمانت اجراها و تکالیف قانونی از قبل پیش بینی گردیده است و به بیان دیگر چنین مسئولیتی مستلزم نصّ خاص قانونی می‌باشد. در حالی که تحقق مسئولیت مدنی نیازمند به وجود نصّ خاص قانونی نمی‌باشد.
Widget not in any sidebars

مبحث چهارم:
انواع مسئولیت مدنی
در مواردی که مسئولیت ناشی از اتلاف است؛ یعنی، صدمه‌ای که به زیان‌دیده وارد شده به مباشرت مرتکب بوده و با فعل او رابطه مستقیم داشته است. عامل اصلی ورود زیان روشن و ساده است ولی در تسبیب عوامل دیگری نیز در ورود زیان دخالت می‌کند که گاه تمیز سبب اصلی را از شروط و اوضاع و احوال دشوار می‌سازد. در حقوق کنونی مسئولیت‌های مختلط چهره‌ای خاص یافته و گاه قانونگذار پاره‌ای از اشخاص را مسئول فعل دیگران ساخته (مانند مسئولیت سرپرست یا محافظ صغیر و مجنون) و بر همین مبنا نویسندگان حقوقی، مسئولیت را به موارد زیر تقسیم نموده‌اند:
1. مسئولیت ناشی از فعل شخص (قاعده عمومی)؛
2. مسئولیت ناشی از فعل غیر.
نوع دیگری از مسئولیت هم مسئولیت ناشی از مالکیت اشیاء می‌باشد که از حوزه بحث ما خارج است و ما فقط به شرح دو نوع مسئولیت فوق‌الذکر می‌پردازیم.
گفتار اول: مسئولیت ناشی از فعل شخص
در این نوع مسئولیت انسان جوابگوی عمل زیانباری است که شخصاً مرتکب گردیده است و طبیعی است که هر کس باید پاسخگوی آثار و نتایج اعمال خویش باشد واین به عنوان یک قاعده عمومی پذیرفته شده است که هر کس تنها ضامن اعمال خویش است و زیانی را که خود به دیگری می‌زند باید جبران کند. علی‌الاصول مسئولیت ناشی از عمل شخصی مبتنی بر مجازات تقصیر می‌باشد. در قانون مدنی فرانسه تعریف روشن و دقیقی از واژه «تقصیر» نشده است و مؤلفین هر کدام تعریفی ارائه نموده‌اند. لیکن تعریفی که از همه کمتر قابل انتقاد است به این شرح می‌باشد: «تقصیر عبارت است از یک اشتباه در رفتار که به فاعل آن قابل استناد و انتساب باشد» . در حقوق ما ماده 953ق.م. تقصیر را بدین گونه تعریف نموده است: «تقصیر اعم است از تعدی و تفریط». از این تعاریف استنباط می‌شود که تقصیر شامل دو عنصر است:
1.عنصر مادی؛
2. عنصر روانی.
1. عنصر مادی تقصیر
برای این‌که شخصی مقصر محسوب شود، باید یک رفتار مادی از او سرزده باشد، این رفتار ممکن است ناشی از یک عمل مثبت (اقدام به کاری) یا ناشی از یک عمل منفی (خودداری از انجام کاری) باشد، به عبارت دیگر تقصیر ممکن است با فعل مثبت و یا تقصیر در خودداری باشد .
البته، خودداری از انجام عمل، زمانی می‌تواند تقصیر محسوب شود که شخص مکلف به انجام عمل مثبتی شده باشد. تکلیفی که عدم رعایت آن تقصیر تلقی می‌شود ممکن است از عرف و عادت و یا الزامات شخصی و حرفه‌ای ناشی شود. بنابراین، در صورت فقدان چنین تکلیفی خودداری از انجام عمل حتی اگر زیان‌اور باشد، تقصیر محسوب نمی‌شود، مگر قصد اضرار به غیر در میان باشد. البته، در حقوق ایران خودداری از کمک به دیگری با تحقق شرایط پیش‌بینی شده در ماده واحده قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی مصوب 1354، جرم محسوب می‌شود.
2. عنصر معنوی یا روانی تقصیر
در حقوق جزا تمیز و سلامت اراده فاعل رکن اصلی مسئولیت را تشکیل می‌دهد و بدون وجود تمیز و سالم بودن اراده نمی‌توان تقصیر کیفری را به کسی نسبت داد. به همین دلیل است که کودک و مجنون مسئولیت کیفری ندارند. در حقوق خصوصی ودر حوزه مسئولیت قراردادی نیز اراده از ارکان اصلی و اساسی تشکیل و انعقاد قراردادها و ایجاد تعهد قراردادی به شمار می‌رود، ولی در حوزه مسئولیت مدنی چون هیچ‌گونه قراردادی بین فاعل زیان و زیان‌دیده منعقد نمی‌گردد، بنابراین نیازی به تمیز اراده نمی‌باشد و الزام به تعهد به صورت یک طرفه از طرف قانونگذار برای همه افراد جامعه ایجاد می‌گردد، ولی چون مسئولیت متفرع بر تمیز و اراده است و تا اراده‌ای در کار نباشد و آن اراده خوب و بد را از هم تمیز ندهد و سالم نباشد، مسئولیت محقق نمی‌شود؛ طرفداران نظریه مسئولیت نوعی تقصیر، نیز یکسره اراده و تمیز را نفی نمی‌کنند؛ زیرا آنان رفتار شخص غیر ممیز را با یک شخص متعارف و معقول می‌سنجند و مبنای مقایسه حتی درباره کودک و دیوانه نیز تقصیر انسان متعارف و معقول است . به همین جهت بر حسب این‌که عمل زیانبار به منظور اضرار به غیر ارتکاب شده یا چنین قصدی در بین نباشد الزاماً تقصیر دو جنبه متفاوت خواهد داشت:
2ـ 1. تقصیر عمدی
تقصیر عمدی زمانی تحقق می‌یابد که فاعل زیان، خواهان وارد آوردن زیان باشد. این همان چیزی است که قصد اضرار نامیده می‌شود. کافی نیست که فاعل امکان ورود ضرر را پیش‌بینی کرده باشد بلکه باید تحقق یافتن آن را بخواهد . برخی از استادان حقوق بین تقصیر ارادی و تقصیر عمدی فرق گذاشته‌اند و اظهار داشته‌اند رفتاری که شخص با تأمل انتخاب می‌کند ارادی است، خواه نتیجه آن را نیز بخواهد یا انگیزه او اضرار نباشد. ولی، تقصیر وقتی عمدی است که شخص به قصد اضرار به دیگری مرتکب آن شود.
بنابراین، در تقصیر عمدی هم کار ناشایسته به عمد انجام می‌شود و هم نتیجه حاصل از آن کار مقصود مرتکب است .
بنابراین، چون در تقصیر عمدی اراده به عنوان شرط اساسی پذیرفته شده است لذا شخص مختل‌المشاعر یا یک طفل نمی‌تواند مرتکب تقصیر عمدی گردد.
2ـ 2. تقصیر غیرعمدی یا تقصیر ناشی از بیاحتیاطی و یا غفلت
در این نوع تقصیر فاعل زیان، خواهان تحقق یافتن آن نبوده است؛ بلکه فقط مرتکب یک بی‌احتیاطی و یا غفلت گردیده که بدون ارتکاب آن زیانی رخ نمی‌داد. تقصیر غیر عمدی را قصور نیز می‌نامند .