امام علی (ع) و اهل بیت (ع)

دانلود پایان نامه

«محمد بنیس» از نخستین پژوهشگران حوزهی بینامتنی در ادبیات عربی به شمار می رود که در بیان دیدگاههایش از منتقدان غربی مانند «کریستوا»، «تودروف» و «بارت» تأثیر پذیرفته و از آنها با عنوان ابزاری برای خوانش متون بهره گرفته است (ساره، 2007م: 35).وی ترکیبهای «تداخل انصوص» و «هجره النصّ» را به جای «التناص» ـ که در ادبیات عربی رایج بود ـ به کار برده و معتقد است: « در این تداخل متون، متن حاضر توسط متن غایب آفریده میشود و خوانش و نوشتار متن غایب بازآفرینی میشود» (بنیس، 1979م: 251). محمد بنیس با تأثیرپذیری از «ژولیا کریستوا» معیارهای سهگانه بینامتنی را نفی جزئی، نفی متوازی و نفی کلّی میداند:
معیارهای سهگانهی بینامتنی


نفی جزئی یا اجترار: مؤلّف در این نوع از روابط بینامتنی، جزئی از متن غایب را در متن خود میآورد و متن حاضر ادامهی متن غایب است و کمتر ابتکار و نوآوری در آن وجود دارد (عزام، 2005م: 116). متن اقتباس شده از متن غایب میتواند یک کلمه، یک عبارت و یا یک جمله باشد. البته این نوع از روابط بینامتنی از نوع ابتدایی و آسان به شمار میرود. «چنین تعاملی به شکل جزئی صورت میگیرد و معمولاً از نظر معنای الفاظ و عبارات، موافق با متن غایب میباشد» (میرزایی و واحدی، 1388ش، شماره25: 306).
نفی متوازی یا امتصاص: این نوع از بینامتنیت از نوع قبلی قویتر است و در آن مؤلف متن غایب را پذیرفته و آن را به شکلی در متن حاضر به کار میبرد که جوهرهی متن غایب تغییر نمیکند (الموسی، 1992م: 55). مؤلّف متن حاضر را با متن غایب هماهنگ میکند و بین آن دو متن نوعی سازش ایجاد میکند و در ضمن دفاع از متن پنهان، نوآوری اندکی در ساختار کلام ایجاد میکند و متن حاضر در موازات متن غایب قرار میگیرد و واژگان اقتباس شده، همان نقشی را که در متن غایب ایفا میکردند، در متن حاضر نیز بر عهده دارد، البته با نوعی تغییر و تنوع واژگانی و معنایی.
نفی کلی یا حوار: این نوع از روابط بالاترین درجهی روابط بینامتنی است و نیاز به خوانشی دقیق و آگاهانه دارد تا خواننده متن غایب را با ذکاوت خود درک کند؛ زیرا مؤلّف سعی کرده متن پنهان را بازآفرینی کامل کند و حتی گاهی اوقات خلاف معنای متن غایب را به کار میبرد(وعد الله، 2005م: 37). به عبارتی دیگر: «در آن شاعر یا نویسنده یک مقطعی از متن غایب را در متن خود میآورد، در حالی که معنای متن متحول شده است. در واقع در نفی کلی مقدار زیادی از متن پنهان در متن حاضر به کار رفته و معمولاً این تعامل به شکل آشکار صورت میگیرد؛ چرا که خواننده با خواندن متن حاضر، به دلیل وفور، وضوح و با حضور بارز متن غایب در متن حاضر، بدان پی برده و حامل بالاترین شکل تعامل با متن غایب است» (میرزایی و واحدی، 1388ش: 307).
فصل دوّم
الف) آشنایی با شعر شیعی
ب) شرح احوال شاعران (کمیت اسدی، عبدی کوفی و دیکالجن الحمصی)
آشنایی با شعر شیعی
ادبیات در هر عصری ابزاری برای تبلیغات و توسعهی افکار و عقاید مختلف بوده است، که بیانگر وقایع و رخدادهای اجتماعی آن عصر و زمان است و از سوی دیگر نشان دهندهی موضعگیری گروههای مختلف در برابر این حوادث و رویدادهاست؛ از این رو با مطالعهی ادبیات یک عصر و یک دوره به راحتی میتوان به فرهنگ یک جامعه و اوضاع اجتماعی، سیاسی، دینی و اقتصادی آن جامعه پی برد؛ به خصوص اگر این ادبیات از قلبی صادق همراه با عاطفهای راستین سرچشمه بگیرد. این تعریف از ادبیات به خوبی نشانگر اهمیت و ارزش ادبیات در هر عصری است. ادبیات شیعی و به خصوص شعر شیعی از این قاعده مستثنی نیست. برای شناخت بیشتر این ادبیات و پی بردن به ارزش و اهمیت آن لازم است مفاهیم و مضامین شعر شیعی، سپس ویژگیهای ارزشمند آن قدری عمیقتر مورد بررسی قرار گیرد. هر اثر ارزشمند هدفدار متعهد دارای خصوصیات و ویژگیهای منحصر به فردی است که آن را از آثار دیگر متمایز میسازد؛ همین خصائص، میزانی برای ارزیابی آن اثر و حکم دادن در مورد خوبی یا بدی آن است.
مضامین و مفاهیم شعر شیعی
الف) عشق ورزیدن به اهل بیت(ع)
شیعه عشق ورزیدن به اهل بیت (ع) و دوست داشتن آنها را عبادت می داند و آن را رکنی از ارکان دین به شمار میآورد؛ چرا که شیعیان دوست داشتن امام علی (ع) و فرزندان ایشان را مظهری از مظاهر حب الله و پیامبر(ص) می دانند. بنابراین مفهوم حبّ خاندان پیامبر(ع)، بخش عظیمی از شعر شیعه را به خود اختصاص داده است.
حبّ اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و عشق ورزیدن به ایشان اولین و بارزترین درونمایهی شعر شیعی است. «شعر شیعی به شعری اطلاق میشود که حاوی مقولههایی همچون: اهل بیت(ع)، ولایت ائمه(ع)، محبّت ذویالقربی، امامت علی بن ابی طالب(ع)، فضایل و مناقب خاندان عصمت و مدایح و مراثی عترت پیامبر(ص) میباشد، و ابزاری است برای دفاع از ایشان و پیروان و یارانشان؛ از این منظر میتوان ادبیات شیعی را ادبیاتی متعهد به حبّ اهل بیت(ع) نامید»(سیاحی،1382هـ:32-31). با نگاهی گذرا به شعر شاعران متعهد شیعه درمییابیم که شعر آنها سرشار از بیان عشق و علاقهی آنها نسبت به أئمهی اطهار(ع) است که این حب را راهی برای رسیدن به سعادت و جاودانگی میدانند.
به عنوان مثال دعبل در قصیدهی تائیهی معروفش میگوید:
فَکَیفَ؟ و من أنّی یُطالِب زلفهً
سِوَی حُبِّ أَبناءِ النَّبیِّ و رَهطِـهِ
فیـا رَبَِّ زِدنـِی فِی یَقِـینـِـی بَصِیـــرهً

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله مواد غذایی و درجه حرارت

إِلَی الله بَعـدَ الصَّـومِ و الصَّلوات
و بُغضُ بَنِی الزَّرقَاء و العَبلات