امام حسین(ع) و شهید مطهری

دانلود پایان نامه

وَ قَتِیلٌ بِالطَّفِّ غُودِرَ مِنهُم
بَینَ غوغآءِ أُمَّهٍ و طغامِ
(کمیت، 1406هـ:33)
ترجمه: کشته نینوائی که گرفتار پیمان شکنی و خیانت مردم فرومایه و پست نهاد شد.
امام باقر(ع) گریست و سپس فرمود: اگر مالی داشتیم به تو میدادیم، اما پاداش تو همان باشد که پیامبر خدا به «حسان بن ثابت» فرمود: «لا زِلتَ مؤَیَّداً بِرُوحِ القُدُسِ ما ذبیتَ عَنَّا أَهلَ البَیتِ» یعنی: تا از ما اهل بیت دفاع میکنی همواره به روح القدس مؤیّد باشی.
ابوالفرج اصفهانی از ابوبکر خضرمی روایت کرده است که گفت: «در ایام «تشریق»در منی از امام محمد باقر(ع) برای کمیت اجازه شرفیابی خواستم و حضرت اجازه فرمود، کمیت شرفیاب شد و به عرض رساند: قربانت گردم، در ستایش شما شعری سرودهام که دوست دارم برایتان بخوانم. فرمود: در این روزهای مشخص شده و شماره شده، به یاد خدا باش. کمیت استدعای خویش را از سر گرفت، ابو جعفر بر وی رقّت آورد و فرمود: بخوان»(الإصفهانی، 1393هـ، ج15: 125).
کمیت قصیده لامیهاش را خواند و به اینجا رسید که:
یُصِیبُ بِهِ الرَّامُونَ عَن قَوسِ غَیرِهِم
فَیَا آخِراً سَدَّی لَهُ الغَیَّ أَوَّلُ
(کمیت، 1406: 168)
ترجمه: تیر اندازان، با کمان دیگری (یزید) به سوی او (امام حسین(ع)) تیر میاندازند وای بر آن آخری که زمینهی تبهکاری را اولی برای او فراهم آورد.
شهادت، پایان پرافتخار این عمر پرکرامت ‏بود. علامه امینى دربارهی زندگى و شهادت کمیت اسدى چنین مینگارد: «کمیت، در سال 60 هجرى، در همان سال شهادت امام حسین(ع) تولد یافت و در سال ‏126 هجرى در زمان خلافت مروان به شهادت رسید. در دنیا خوشبخت زیست و عمرى خداپسند و حیاتى سعادتمندانه داشت و همه حیاتش را در راهى که خدا برایش برگزیده ‏بود، گذراند و تا میتوانست به هدایتگرى مردم پرداخت و به برکت دعاى امام زین‏ العابدین(ع) شربت ‏شهادت نوشید» (الأمینی، 1397هـ، ج2: 211).
شهید مطهری در کتاب ده گفتارش راجع به کمیت چنین مینویسد: «کمیت اسدى دارد با اشعارش مکتب امام حسین(ع) را نشان مى‏دهد. کمیت اسدى با همان اشعارش از یک سپاه بیشتر براى بنیامّیه ضرر داشت. این مرد، کى بود؟ یک روضه خوان بود، اما چه روضه ‏خوانى؟ شعرى میگفت که تکان میداد دنیا را، تکان مى‏داد دستگاه خلافت وقت را، این مرد، به خاطر همین اشعار و همین نوع مرثیه ‏خوانى، چه سختیها کشید و چه روزگارها دید و به چه وضع او را کشتند» (مطهری، 1370ش: 193).
این سخنان، نشان‏ دهندهی موضع حق و جهتگیرى صحیحى است که شاعر شیعى در تبیین ارزشها و ترسیم واقعیتها باید داشته ‏باشد و به «جهل‏» و «خرافه‏» راه ‏ندهد، که در باورهاى مردم رخنه ‏کند و جولان دهد. وقتى شعر تأثیرى گسترده و بردى وسیع دارد، سزاوار نیست که این سلاح فرهنگى بطور ضعیف یا ناشایست ‏به کار گرفته‏ شود.
شعرکمیت
ذبیح الله صاحبکار در کتاب سیری در مرثیهی عاشورایی خویش چنین بیان کرده: «کمیت اولین کسی بود جدل منطقی را وارد شعر عربی کرد »(صاحبکار، 1379ش: 55)، شعر کمیت مثل دیگر شاعران صرفاً عاطفی نیست، بلکه شعرش، مذهبی، ذهنی و عقلی است. کمیت شاعری شیعه مذهب است که در اشعارش بسیار عمیق به مذهب شیعه پرداخته است. وی در اشعارش ادلّه بسیار قوی دارد و اوّلین کسی است که تقریر و احتجاج را در شعر وارد کرد و برای علویان در دفاع از حق غصب شدهشان بکار گرفت. در واقع شعر کمیت مناظرات عقلی است که کمیت در آن دیدگاههای منطقیاش را مطرح میکند و گفتههایش را با تکیه بر آیات قرآنی مدلّل و مستحکم میکند. کمیت، در بدیهه‏سرایى شاعرى چیره ‏دست و پرتوان بود و با توانایى شعرى بالایى که داشت، در هر موقعیت و زمینهای مناسب، به نشر فضائل خاندان رسالت و افشاى ستمگران مى‏پرداخت(همان:56).
شعر کمیت از دوران بنیامیّه به ویژه بنى مروان، تصویرى راستین و دقیق به دست میدهد. شعرى زنده و پرتحرّک است که انسان را به زندگى و قیام میخواند و براى همین از میان حوادث بیشترین بها را به عاشورا میدهد و شهداى کربلا را همواره یاد میکند و با تحلیل و تکریم قیام سید الشهداء(ع) مسلمانان را به پیروى از او به قیام و انقلاب میخواند. شعر کمیت از جهت قالب و ساخت ظاهرى، همانند شعر دیگر شاعران بدوى در اسلام و جاهلیّت میباشد (ر.ک: الفاخوری،1380ش، ج1 : 308-307).
هاشمیات
هاشمیات، عنوان هشت چکامهی عربى، کلامى، سیاسى، اجتماعى و انقلابى از کمیت است. هاشمیّات، اوّلین و با اهمیتترین اثر اوست که با فاصلهی اندکى در حدود پانزده یا بیست سال پس از شهادت امام حسین(ع) و در فضاى اختناق و بیداد امویان سروده شد(ر.ک: الإصفهانی، 1393هـ، ج15: 130-128). و به سرعت انتشار یافت و به زودى عراق و شامات را درنوردید و صدایش در شهرها و مساجد پیچید تا شاعر را شهرهی آفاق ساخت و حکام ستمگر اموى را آشفته و سردرگم کرد (ر.ک: عطوی، 1408هـ: 206-203).
کمیت به عنوان نخستین مرثیهسراى شیعى ـ که شاعر بودنش را دوست و دشمن قبول داشت ـ با انتشار هاشمیاتش با زورمداران و زراندوزان و ریاکاران اعلام ستیز کرد و بنیامیه را که غاصبان خلافت و علّت اصلى فاجعهی عاشورا و دیگر مظلومیتها و محرومیتهاى خاندان پیامبر(ص) بودند، با شهامت و صراحت به باد انتقاد گرفت و این معنى در جاى جاى هر هشت قصیده (هاشمیات) پیداست. هاشمیات در تحلیل حماسه عاشورا از قضا و قدر، عوالم غیبى، معجزات و کرامات، کارهاى خارقالعاده و غیر قابل فهم، سخن به میان نمىآورد تا جبر و اضطرار را مقصر در قتل امام حسین(ع) شناساند. هاشمیات در عین این که قافیه را نمیبازد، هرگز به خاطر ضرورتِ شعرى هم که شده، زمین و زمان را به جاى زمامداران و جنایتکاران نفرین نمیکند. برخلاف کسانی که متأسفانه عاشورا را با عوامل غیبى آغشتهاند و کربلا را با قضا و قدر، آمیختهاند و گزارش آن همهی فجایع و وقایعى که در قیام امام حسین(ع) رخ داده را در چند صفحه بسیار محدود و نارسا خلاصه میکنند، اما دهها صفحه در عجایب و غرائب عاشورا قلم فرسایى میکنند. از تأثیر و تأثّر افلاک و ملائک و جنّ گرفته تا حیوانات و نباتات و جمادات روایتها میگویند، اما هرگز از تأثیر و تقصیر مردمان و مسلمانان، سخنى به میان نمیآورند.
کمیت در هاشمیات، فاجعهی کربلا را ناشى از «سقیفهی بنیساعده» میداند و در ضمن تصریح به تزویر و ریاى حکّام عصرش خطاب به بنیهاشم که آن روزها زنان و بازماندگانشان هنوز فجایع عاشورا را پیش چشم داشتند، میگوید: