امام حسین(ع) و آفرینش انسان

دانلود پایان نامه

عملیات بینامتنی: با دقّت در این ابیات از شعر دیکالجن، آنچه بدان میرسیم این است که شاعر در این فراز به «لیله المبیت» اشاره دارد، و نیز میتوان چنین بیان داشت، که شاعر به آیه 207 سورهی بقره اشاره دارد. این آیه هنگامى که پیامبر(ص) از مشرکان کناره گرفته بود و با ابوبکر به سوى غار میرفت دربارهی على(ع) که در بستر ایشان خوابیده بود نازل شد. گرچه این آیه مربوط به ماجراى هجرت پیامبر اکرم(ص) و فداکارى على(ع) و خوابیدن او در بستر آن حضرت نازل شده، ولى همچون سایر آیات قرآن، مفهوم و محتواى کلى و عمومى دارد. هنگامی که از محتوای آیات عمومیت و کلیت گرفته میشود، میتوان چنین بیان داشت که، گروهی که تنها با خدا معامله میکنند و هر چه دارند حتى جان خود را به او میفروشند و جز رضا و خشنودى او چیزى خریدار نیستند و با فداکارى و ایثار آنهاست که امر دین و دنیا اصلاح و حق زنده و پایدار میشود و زندگى انسان گوارا و درخت اسلام بارور مىگردد(ر.ک: الطباطبایی، 1372ش، ج2: 102-100؛ مکارم شیرازی، 1361ش، ج2: 80-78). شعر دیکالجن با توجّه به اینکه از مضمون کلام وحی برای بیان مقصود خویش، در این فراز از شعر خویش سود برده است، رابطهی بینامتنی معنوی و از نوع نفی متوازی میباشد.
متن حاضر:
وَ بَلابِلٌ لَو أَنَّهُنَّ مَآکِلٌ
لَم تُخطِئُ الغِسلِینَ و الزَّقُّومَا
(دیکالجن،1412هـ :119)
ترجمه: سختیها و غم و اندوه من اگر قابل خوردن بود، قطعاً از آشامیدنی دوزخیان و درخت زقّوم تلختر بود.
متن غایب:
لَآکِلُونَ مِن شَجَرٍ مٍّن زَقُّومٍ (واقعه/۵2).
ترجمه: قطعاً از درخت زقوم میخورید.
عملیات بینامتنی: با دقّت در آیهی 52 سورهی واقعه متوجّه میشویم که سخن از مأکول و مشروب دوزخیان است. قابل توجّه اینکه مخاطب در این آیات «گمراهانِ تکذیب کنندهاند» آنهائى که علاوه بر گمراهى و ضلال داراى روح عناد و لجاج در مقابل حقّند و پیوسته به این کار ادامه میدهند. زقّوم گیاهى است تلخ و بدبو و بدطعم، شیرهاى دارد که وقتى به بدن انسان میرسد ورم میکند، و گاه به هر نوع غذاى تنفّرآمیز دوزخیان گفته شده است. هنگامی که دوزخیان بسیار گرسنه میشوند از این گیاه شکمهای خویش را پر میکنند و برای رفع تشنگی خود مجبورند از آن آب ناگوار و سوزان بنوشند، که بیشتر و بیشتر احساس تشنگی میکنند(ر.ک: مکارم شیرازی، 1361ش، ج23: 237-236). شاعر ما دیکالجن در این فراز از شعر خویش که در رثاء امام حسین(ع) سروده است، شدّت حزن و اندوه خود را به تصویر میکشد و به طور زیبایی با الهام گرفتن از کلام وحی حالت درونی خود را بیان کرده است. روابط بینامتنی این بیت از شعر دیکالجن با کلام وحی لفظی و از نوع نفی جزئی میباشد؛ چرا که واژهی کلیدی موجود در متن حاضر «الزّقوم»، ذهن به سوی متن غایب سوق داده میشود.
متن حاضر:
وَ إِنَّ الَّذِی أَزرَی بِشَمسِ سَمائِهُ
فَأَبدَاهُ نُوراً وَ الخَلائِقُ طِینُ
(دیکالجن،1412هـ :130)
ترجمه: و خداوند کسی است که خورشید را در آسمان، کوچک قرار داد و آن را زیبا همچون نور ظاهر ساخت در حالیکه مردم را از گِل آفرید.
متن غایب:
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن طِینٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ (انعام /2).
ترجمه: اوست کسى که شما را از گل آفرید آنگاه مدتى را(براى شما عمر) مقرر داشت و اجل حتمى نزد اوست با این همه (بعضى از) شما (در قدرت او) تردید مى‏کنید.
روابط بینامتنی: این فراز از شعر شاعر ما، به آیه 2 سورهی انعام اشاره دارد. سخن آغازین در این سوره، آفرینش آسمان و زمین و نظامات آنهاست، و سپس از طریق آفرینش انسان، مردم را متوجّه اصل توحید میسازد و «ابتدا میگوید: حمد و سپاس براى خدائى است که آسمانها و زمین را آفرید، خداوندى که مبدأ نور و ظلمت و بر خلاف عقیدهی دوگانه پرستان، آفرینندهی همه چیز است اما مشرکان و کافران به جاى اینکه از این نظامِ واحد درس توحید بیاموزند، براى پروردگار خود شریک و شبیه میسازند. در آیهی دوّم اشاره به خلق انسان مىکند و در این مورد به شگفت انگیزترین مسأله یعنى آفرینش او از خاک و گل اشاره کرده است، و سپس به مراحل تکاملى عمر انسان اشاره کرده میگوید: پس از آن مدتى را مقرر ساخت که در این مدت انسان در روى زمین پرورش و تکامل پیدا کند سپس به اجل یعنی وقت مرگ انسان اشاره میکند و بعد میگوید شما افراد مشرک درباره آفرینندهاى که انسان را از این اصل بىارزش یعنى گل آفریده و از این مراحل حیرت انگیز و حیرتزا گذرانده است شکّ و تردید به خود راه میدهید، موجودات بىارزشى همچون بتها را در ردیف او قرار داده، یا در قدرت پروردگار بر رستاخیز و زنده کردن مردگان شک و تردید دارید» (مکارم شیرازی، 1361ش، ج5: 150-147). دیکالجن در این بیت از شعر خویش صحبت از آفرینش به میان میآورد، و اشاره به ترتیب آفرینش آسمان و زمین و انسان دارد. وی با زیبایی تمام و آگاهی کامل از کلام وحی و کمک گرفتن از آن، مقصود خویش را بیان کرده است. رابطهی بینامتنی این بیت از شعر شاعر، با کلام وحی، با وجود واژگان کلیدی «الخَلائِق و طِین» موجود در متن حاضر، از نوع نفی جزئی است، و همچنین با ذکر این مطلب که شاعر برای بیان مقصود خویش از مضمون کلام وحی سود برده است، رابطهی بینامتنی نفی متوازی به اثبات میرسد.
متن حاضر:
تَأَنَّقَ فِیهِ کَیفَ شَاءَ وَ إِنَّمَا