الگوهای ارزشیابی و ارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه

ارزشیابی: عبارت است از فرایند جمع آوری و تفسیر سیستماتی شواهدی که در نهایت به قضاوت ارزش یا چشم داشت به اقدامی معین بیانجامد(اردبیلی،1376 :15).
ارزیابی عملکرد: منطور از ارزیابی عملکرد، فرایندی است که به وسیله آن کارکنان در فواصلی معین و به طور رسمی، مورد بررسی و سنجش قرار می گیرند(سعادت،1379 :214).
بازخور: عبارت است از اطلاعاتی مربوط به عملکرد شغل که از خود شغل به دست می آید و برای اصلاح به کار می رود(ملتلا،1380: 136).
2ـ 2 ارزیابی
در بسیاری از سازمان ها به کارکنان در خصوص نحوه ی عملکردشان، آگاهی لازم داده نمی شود و آنها نمی دانند که آیا نحوه ی عملکردشان مطلوب است یا نامطلوب و یا اینکه آیا بهبودی در عملکردشان حاصل شده است یا خیر. نیاز کارکنان به دریافت بازخور و عدم تمایل و یا عدم توانایی مدیران در برآوردن این نیاز یکی از چالش های بزرگ سازمان امروزی است.بنابراین مدیران باید به کارکنانی که عملکرد بهتری دارند بازخور لازم را بدهند. نه اینکه بیشتر وقت خود را صرف اصلاح رفتار کارکنان مشکل ساز کنند.(هینکین و شریشیم ، 2004 : 363).
بی شک در دنیای امروز که دنیای سازمان هاست و متولیان اصلی انسان ها هستند. حتی با وجود فناور شدن سازمان ها، نقش انسان به عنوان عامل حیاتی و استراتژیک در بقای سازمان کماکان باقی خواهد ماند. واضح است که سازمان ها، اصولاً به منظور نیل به اهدافی ایجاد گردیده اند و میزان موفقیت در نیل به اهداف سازمانی در ارتباط مستقیم با نحوه عملکرد نیروهای انسانی به مدیران است، بنابراین ارزیابی که تحت عناوین تعیین شایستگی، ارزیابی عملکرد و نظیر این ها در تئوری و عمل مطرح می باشد. (جمعی از اساتید مدیریت، 1378،صفحه1)
به عنوان مثال، اردبیلی ارزشیابی را جامع تر از ارزیابی دانسته و حیطه کاربرد آن را وسیع تر از ارزیابی در نظر می گیرد.(اردبیلی، 1375، صفحه110)
بنابراین در این تحقیق هر دو لغت یکسان فرض شده است و همچنین بازخور هم به معنای ارزشیابی آورده شده است.
2ـ 2ـ 1 فلسفه ی ارزشیابی
چهار فلسفه برای ارزشیابی وجود دارد:
1. ارزشیابی امری هدف گراست.
هدف امری فلسفی و کاملاً ذهنی است که محصول تفکر، استدلال و فعالیت ذهنی است. آینده در حال حاضر در اختیار نیست و نمی توان آن را واقعی دانست. در حقیقت، هدف حالت توسعه یافته وضع موجود است که ذهن، ویژگی های آن را می سازد.
2. ارزشیابی امری ارزشگر است.
ارزشیابی در پی اطمینان از دستیابی به یک هدف معین است، ولی رسیدن به هدف، خود غایت و پایان امر نیست. هدف ها در بردارنده ارزش ها هستند و چنانچه نتوانیم هدفی را به ارزشی تطبیق دهیم، آن هدف بی اعتبار است. ارزشیابی به ارزش گذاری امور می پردازد. ارزشیابی مانند همه ی امو ارزشی، اخلاقی و زیبایی شناختی به تصمیماتی چون موفق و ناموفق، خوب یا بد، زیبا یا زشت، مطلوب یا نامطلوب و باارزش یا بی ارزش منتهی می شود.
3. ارزشیابی امری استدلالی،منطقی و قضاوتی است.
ارزشیابی نوعی تصمیم گیری درباره ی میزان درستی یا نادرستی یک مجموعه ای از رفتارها و عملکردهاست. همان گونه که خود موضوع، رفتار یا برنامه بر اساس فلسفه ای پی ریزی شده است، شکل گیری و وضعیت برونداد یا بازده خوب یا بد نیز بدون توجه به دلیل آن قابل طرح نیست. رعایت شرایط محیطی و سایر متغیرهای مؤثر بر عملکرد، در هنگام ارزشیابی از ضروریات ارزشیابی درست است.
4. ارزشیابی امری اصلاحی و تکاملی است.
اساس ارزشیابی بر بررسی میزان رشد و توسعه ای است که از قبل پیش بینی شده است. در حقیقت، ارزشیابی در اولین قدم می خواهد از شکل گیری اصلاحات یا تکاملی که مورد نظر بوده است، اطمینان حاصل کند. اگر ضمن ارزشیابی، ارزشیاب حس کند که سازمان به نتایج مورد نظر نرسیده است، سعی می کند که مشکلات و موانع را شناسایی کند تا با برطرف کردن آنها، زمینه های حرکت، اصلاح و رسیدن به کمال مطلوب فراهم شود. هدف اساسی ارزشیابی، تقویت روش های اثربخش و تضعیف یا حذف فعالیت ها و روش ها ی غیر اثربخش و نامطلوب است.(کمالی، 1376 :6ـ9).
2ـ2ـ2 الگوهای ارزشیابی
الگوهای ارزیابی را میتوان از جنبه های مختلف مورد نظر قرار داد و دسته بندی کرد. سادهترین دسته بندی را اسکریون(1967) پیشنهاد کرده است:
1- الگوی ارزیابی تکوینی
2- الگوی ارزیابی پایانی
تقسیم بندیهای دیگری به وسیله سایر نویسندگان عرضه شده است. برای مثال پوفام الگوها را به سه دسته تقسیم می کند:
1- الگوهای مبتنی برتحقق هدفها
2- الگوهای قضاوتی (ملاکهای درونی و برونی)
3- الگوهای تسهیل تصمیم گیری