اقلیت های دینی ایران (یهودی، مسیحی، زرتشتی) از سده چهارم تا هفتم هجری- قسمت ۵

قطعاً هر جا آتشکده ای بوده روحانیونی هم برای اعمال و مراسم مذهبی در آن مکان بوده اند که همه این نشان از آزادی مذهبی زرتشتیان دارد.
بدین ترتیب آزادی مذهبی که مسلمانان به ایرانیانی که هم چنان به دین قدیم خود، زرتشتی وفادار ماندند ارزانی داشتند، اثبات می کند که گرایش گسترده ایرانیان به دین اسلام در اثر اعمال فشار و زور نبوده است، بلکه این تسامح و آزادی مذهبی که زرتشتیان بر طبق موازین اصیل اسلامی اعطا شد، عاملی برای جلب آنان به دین اسلام بوده است(آرنولد، ۱۳۵۸: ص ۴۶۲).
۲-۳-۲-۳- واکنش و عکس العمل زرتشتیان در مقابل مسلمانان
به طور کلی و در مجموع واکنش زرتشتیان در رویارویی با اسلام در ایران از سه حالت خارج نبوده است. برخی از آنان با پذیرش اسلام در ردیف مسلمانان قرار گرفته اند و به عنوان نو مسلمان سعی کرده اند، امتیازات برابری با سایر مسلمانان به دست آورند. برخی دیگر نیز با پایبندی به دین آبا و اجدادی خویش، زرتشت در ردیف اهل کتاب درآمده اند و از برخی مزایای آن ها بر طبق قوانین اسلام بهره مند شده اند، عده ای نیز هر دو مورد بالا را نوعی خفت و خواری دانسته اند و برای حفظ دین و سنت زرتشت و یا سایر انگیزه ها مبادرت به ترک خانه و کاشانه خود نموده و به مناطق دیگری از ایران یا حتی به خارج از ایران(هند) مهاجرت کرده اند(فرای، میراث باستانی ایران؛ ۱۳۷۷: ص۳۴).
شاید بتوان با بررسی دلایل و انگیزه های مهاجرت زرتشتیان ایران به نتایج بهتری دست پیدا کرد. که البته در خصوص این مهاجرت سه نظریه متفاوت وجود دارد.
۱) حفاظت از دین آبا و اجدادی و پاسداری از آن:
برخی از محققین بر این باورند که رفتار مسلمانان با زرتشتیان در عصر اموی به ویژه در فارس و خراسان رفته رفته اهانت آمیز و طاقت فرسا گردید و به همین دلیل بود که گروهی از آنان در پاسداری از دین نیاکان زاد و بوم خود را ترک کردند(فرای، میراث باستانی ایران؛ ۱۳۷۷؛ ص۳۴).
۲) تنش های داخلی زرتشتیان:
تشتت های داخلی زرتشتیان و نقض تبلیغات آن در بین پیروان سایر مذاهب بعد از فتح ایران و سیادت مطلق اسلام به عنوان دین رسمی دولت، هم باعث شد که عده ای از معتقدین واقعی به دین زرتشت که از گرویدن به اسلام امتناع می ورزیدند به مهاجرت از وطن خویش ناگزیر گردند(اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی ۱۳۵۸: ص ۳۴۸).
۳) علاقه مندی به تجارت و بازرگانی:
رغبت و علاقه زرتشتیان را به این مهاجرت نباید از یاد برد، چون زرتشتیان به واسطه پیشینه تجارت و سوداگری علاقه زیادی به ماندن در کشور پر ثروت هندوستان را داشتند و از این جهت آمدن ایشان را به هند و اقامت گزیدن در این کشور را نباید واقعه جدیدی به شمار آورد و همان طور که می دانیم اجباری هم در کار نبوده است، چون حداقل این بود که اگر چه نتوانستند دین خود را به طور دلخواه و مناسب نگاه دارند ولی اجازه داشتند که به طریق معمول بر وفق آن رفتار نمایند(رضوی، ۱۳۷۹: ص ۲۵۵).
از دلایل سه گانه که برای مهاجرت زرتشتیان ذکر گردید، دو دلیل بیانگر آزاد بودن زرتشتیان در مهاجرت و تصمیم گیری بر اساس میل و اراده خودشان بوده است و هیچ اجباری در کار نبوده است.
بقیه زرتشتیان به مرور زمان و در نتیجه تماس با مسلمانان و آشنایی تدریجی با احکام اسلام به خصوص با توجه به مقررات و محدودیت هایی که برای اهل ذمه در نظر گرفته شده بود خود به خود و بدون هیچ گونه خونریزی به اسلام روی می آوردند(اجتهادی، ۱۳۶۳: ص ۱۸۳).
از مجموع آن چه گذشت می توان چنین نتیجه گرفت که بیشتر فشارها بر زرتشتیان از نوع سیاسی و اقتصادی بوده و از لحاظ مذهبی باید گفت ما شاهد آزادی مذهبی هستیم که اعراب مسلمان به ایرانیانی که هم چنان به دین قدیم خود زرتشتی وفادار مانده بودند، ارزانی می داشتند که این موضوع اثبات می کند که گرایش وسیع ایرانیان به دین اسلام در اثر اعمال فشار و زور نبوده است بلکه این تسامح و آزادی مذهبی که به زرتشتیان بر طبق موازین اسلامی اعطا شد خود عاملی برای جلب نظر آن ها به دین اسلام بوده است.( یعنی با حضور اسلام در ایران تنگه هرمز و مناطق جنوبی ایران به دلیل همجواری با مرکز خلافت یعنی بغداد رونق سیاسی و اقتصادی خودرا ازدست داد ، و فعالیت های اقتصادی زرتشتیان در نواحی جنوبی و هرمز تحت الشعاع بازار بغداد و مرکز خلافت قرار گرفت ، بنابر این آنها مهاجرت را بر ماندن درجنوب ایران ترجیح دادند.)
عکس مرتبط با اقتصاد
۲-۳-۳- اماکن مذهبی زرتشتیان
۲-۳-۳-۱- شهرهایی که اماکن مذهبی آن ها فعال بوده است
از قرن چهارم که مصادف با دوره اوج و شکوفایی نوشته های نویسندگان اسلامی است، اخبار بسیاری در اختیار است که حکایت از فعالیت آتشکده ها دارد، مانند گزارش ابن حوقل در این باره.
جنوب ایران، مناطق فارس و خوزستان یکی از عمده مناطقی است که آتشکده های بسیار داشت. در قرن چهارم ه در استخر فارس آتشکده ای خاموش بود که به نام مسجد سلیمان بن داوود نزد مردم معروف بوده است. این امر حاکی از عدم ویرانی آن توسط مسلمانان و متروک شدن آن به دلیل کاهش شمار زرتشتیان در این خطه بوده است(ابن حوقل، صوره الارض، ۱۳۶۶: ص ۳۵).
مسعودی از مورخان قرن چهارم ه هم نوشته است: «آتشکده ای است که اردشیر پسر بابک ساخته است. این آتشکده را دیده ام که تا شهر یک ساعت فاصله دارد و بر کنار چشمه ای است و عید مخصوص دارد و یکی از گردشگاه های فارس است.»(مسعودی، ۱۹۸۴؛ ص ۲۴۴). به گفته استخری در قرن چهارم هجری«هیچ ناحیت و شهری بی آتشگاه نیست و آن را حرمت دارند.»(اصفهانی، ۱۳۶۷: ص ۲۴۴).
از آتشکده های دیگر که استخری نام برده می توان به این ها اشاره کرد: شبرخشین در باب ساسان، گنبد کلوشندر کازرون، آتشکده چفته، آتشکده کلازن(کلارودن) در شیراز، آتشکده مسویان. در زمان استخری پاره ای از رسومات هم چنان در این آتشکده ها جاری بود. به گزارش وی زرتشتیان زیادی در فارس بودند که از آن ها با لفظ «گبر» نام می برد(اصطخری، ۱۳۶۸، ص ۹۷)
از آتشکده های روشن فارس که تا قرن ششم از آن ها گزارش در دست داریم، آتشکده «بجره» می باشد که دارا، پادشاه هخامنشی آن را ساخته بود که زرتشتیان به آن قسم یاد می کردند. آتشکده بارین نزدیک برکه گور، آتشکده سیوخشین نزدیک دروازه شاهپور، آتشکده جنبذ کاووس(گنبد کاووس) آتشکده های بزرگی در کازرون، شیراز، هرمز و روستای سوکان نزدیک شیراز که مورد احترام اهالی فارس بود(ادریسی، بی تا : ص ۴۲۵).
از دیگر آتشکده هایی که بقایای آن در فارس موجود است، عبارت است از: «تنگ کرم» در سه فرسخی شهر فسا به طرف شمال شهر که ساکنان آن نواحی آن را تمپ می نامند. آتشکده «آذرجو» از آثار قدیم دارابجرد که این چارطاقی در چهار فرسنگی دارابجرد قرار دارد(شیرازی، آثار عجم، ۱۳۵۳: ص ۸۵، ۱۰۱).
در استان جبال نیز آتشکده های بسیاری بوده است، از جمله آتشکده آخُرین از روستاهای مرج القلعه که در قرن چهارم روشن و نزد مجوس محترم بوده است(شیرازی، آثار عجم، ۱۳۵۳؛ ص ۱۰۱). با وجود این، تعداد آتشکده های روشن بسیار بود. در اصفهان هم چنان آتش های روشن وجود داشته است. آتشکده ای بر بالای کوه مارس به همین نام که در سه فرسخی اصفهان بوده، وجود داشته که تا قرن چهارم نزد زرتشتیان اعتبار داشته و محترم بوده است(مسعودی، ۱۹۸۴: ص ۲۲۸).
مسعودی وصف خرابه ی آتشکده ی قدیم استخر را که در زمان او به مسجد سلیمان معروف بوده چنین بیان می کند:
من این مسجد را دیده ام، تقریباً در یک فرسنگی شهر استخر واقع است، بنایی زیبا و معبدی باشکوه است. در آن جا ستون هایی از سنگ یک پارچه با قطر و ارتفاع حیرت بخش دیدم که بر فراز آن اشکال عجیب از اسب و سایر حیوانات غریبه نصب بود که هم از حیث شکل و هم از لحاظ عظمت، شخص را به حیرت می افکند. در گرد بنا خندقی وسیع و حصاری از سنگ های عظیم کشیده بودند، مستور از نقوش برجسته بسیار ماهرانه. اهالی این ناحیه این صور را از پیغمبران سلف می پندارند(مسعودی، ۱۹۸۴: ص ۷۶، ۷۷).
در سایر شهرها و دیه های ایران نیز آتشکده ها به پا بود و بعضی از آن ها پیش مزدائیان قدر و شکوه داشت. در ایالت فارس که زادگاه شاهان ساسانی بود مخصوصاً تا قرن چهارم ه آتشکده های فراوان وجود داشت.
از جمله اماکنی که هم اکنون آتش مقدس زرتشتیان در آن روشن است، آتشکده یزد می باشد. این آتش مقدس اکنون در ایالت گجرات هندوستان به آتش ایران شاه معروف است. شهر یزد از گذشته های دور از مراکز مهم زرتشتیان محسوب می شد وبرای زرتشتیان در حکم کعبه مسلمانان بود(آذرگشسب، ۱۳۵۰، بی تا: ۲۷).
۲-۳-۳-۲- دلایل دوام و پایداری اماکن مذهبی زرتشتیان
به اعتقاد فقهای اسلام، زرتشتیان اهل کتاب می باشند و در قرآن به عنوان مجوسیان معرفی شده اند. لذا اهل کتاب تا زمانی که به شرایط جزیه عمل نمایند(و حالت خصمانه و براندازی حکومت اسلامی را نداشته باشند)، حقوق اجتماعی و آزادی دینی آنان به عنوان اقلیت دینی رسماً پذیرفته می شود. بنابراین اماکن مذهبی آنان از تعرض مصون است. شاید بتوان دلایل دیگری هم برای ادامه حیات این اماکن مذهبی ذکر کرد که عبارتند از:
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۱) زرتشتیان برای ادامه فعالیت آتشکده ها مبالغ قابل توجهی مالیات به والیان می پرداختند.
۲) در میان اهل کتاب معمولاً این گروه به قرارداد ذمه پای بند بودند و عنادها و دشمنی های آنان با مسلمانان در مقایسه با سایر مذاهب بسیار کم بود، در نتیجه مسلمانان نیز حقوق ایشان را محترم شمرده، و با آنان زندگی مسالمت آمیزی داشتند.
۳) عدالت محوری، وفای به عهد حتی با کفار توأم با روحیه رحمت و مهربانی از اصول حیات بخش اسلام است که در دوره های مختلف شامل حال اقلیت های دینی گردیده است.
۴) اسلام برای تمام موحدین و اهل کتاب حتی(یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان) احترام خاصی قائل است که برای بت پرستان قائل نیست.
آقای زرین کوب در تحلیل دوام و بقاء زرتشتیان دلایلی را ذکر کرده که خالی از لطف نیست:
۱) « اعمال عمده ای فعالیت و حیات آیین مجوس را در این نواحی ممکن می ساخت قدرت مادی و اخلاقی بقایای اهل بیوتات در شهرها و کثرت و غلبه روستائیان و شبانکارگان ذ موم بود که مخصوصاً با پرداخت غالباً منظم جزیه و خراج موضع خود را در سرزمینی که بعد از پایان عهد فتوح از رفت و آمد سپاهیان و مهاجران عرب تقریباً بر کنار بود حفظ کردند. چنان که در ولایت طبرستان و دنباوند و دیلم نیز حصار البرز کوه و معابر دشوار آن، مجوس این نواحی را در فعالیت خود آزادی می داد».
۲) « در طی این سال ها موبدان هم که در دنبال سقوط حکومت ساسانی تکیه گاه سابق خود را از دست داده بودند، برای آن که خود و پیروانشان در نزد فاتحان از شمول اهل کتاب و عنوان «ذمی» بیرون نیایند و در عین حال از تفرقه و اختلاف ناشی از مقالات مبتدعه قوم در امان بمانند در تدوین و تفسیر مجدد اوستا و تصفیه آن از عناصر و اشاراتی که ممکن بود دست آویز فرقه های مبتدعه گردد، شوق و حرارت خاصی نشان دادند و حتی از ورود در مجادلات کلامی که پیروانشان را در عقاید خویش استوار می داشت نیز خودداری نکردند(زرین کوب، تاریخ مردم ایران، ۱۳۶۷؛ ص ۱۶۰)» .
۲-۳-۳-۳- دلایل زوال و تعطیلی اماکن مذهبی زرتشتیان
دکتر زرین کوب در این تحلیل دلیل زوال دین زرتشت را این چنین بیان کرده است:
«آیین زرتشت چون در طی فرمانروایی چهارصد ساله ساسانیان عادت کرده بود بر قدرت دولت متکی باشد، به مجرد آن که این نقطه اتکاء را از دست داد، در اکثر شهرهایی که به زور و قوه قهر فتح شد، تدریجاً حیثیت و اعتبار گذشته خود را از دست داد. مع هذا انحطاط آن بیشتر ناشی از انحطاط نیروی اخلاقی طبقه موبدان بود تا اعمال زور و فشار عناصر فاتح. درست است که بعد از فتوح در بعضی نواحی از جانب خلفا و عمال آن ها با بسط یا دوام آیین مجوس مبارزه هم شد و احیاناً برخی آتشکده ها نیز به وسیله عامه مسلمین تخریب گشت، اما گرایش به اسلام مخصوصاً در بین بقایای ممتاز از طریق الزام و اکراه انجام نشد غالباً به طیب خاطر و تا حدی جهت حفظ شئون اجتماعی در جامعه جدید انجام می شد(زرین کوب، تاریخ مردم ایران، ۱۳۶۷: ص ۱۵۹)».
در جای دیگری نیز می گوید : «سایر مزدیسنان که در حفظ آیین خود اصرار زیادی نورزیدند، مخصوصاً در خراسان و سیستان و ماوراءالنهر با گرایش به آیین اسلام هم موضع اجتماعی خود و هم آن قسمت از سنت ها و رسوم خود را که با آیین نو مغایر نبود، حفظ کردند و بدین گونه در جامعه اسلامی تدریجاً به پیدایش فرهنگ تازه ای کمک کردند که نشر و حفظ آن را زبان دری تضمین کرد و اوج کمال آن در حماسه استاد طوس مجال انعکاس یافت(زرین کوب، تاریخ مردم ایران، ۱۳۶۷: ص ۱۵۹).
۲-۳-۴- اوضاع فرهنگی زرتشتیان ایران
۲-۳-۴-۱- خدمات فرهنگی زرتشتیان
بدیهی است زرتشتیان ایران و سازمان های وابسته به آن ها را که در دوره های نخست اسلام به حد وفور در ایران وجود داشته، می توان از عواملی شمرد، که در حفظ آثار فرهنگی و دینی ایران باستان تأثیر فراوان داشته است و آنان بودند که آثار ایرانی را در دست داشته، در نزد خود یا در آتشکده ها و جاهای امنی نگه می داشتند و به درس و بحث آن ها می پرداختند و بدین ترتیب از نابود شدن آن ها جلوگیری می کردند، به طوری که تاریخ نویسان و دانشمندان مسلمان برای تحقیق در تاریخ، آداب و رسوم مذاهب ایرانی به موبدان و هیربدان مراجعه می کردند(الهامی ، بی تا: ص ۳۴۸).
در سده دهم میلادی یکی از بزرگان ایرانی(احتمالاً و از نام هایی که در تبار نامه اش می آیند، نبیره زرتشتی) چهار روحانی زرتشتی فرهیخته را گرد آورد تا نسخه ای از خداینامه را از پهلوی به عربی برگردانند که این کار به سال ۹۵۷ م با پایان رسید. این متن رونویسی شده اساس شاهنامه فردوسی شد که محبوبیت شگرفی به دست آورد و داستان های پهلوانی قدیم را برای زرتشتیان و مسلمانان زنده ساخت. در نتیجه، تبلیغات ساسانی نهایتاً در سراسر جامعه زرتشتی رواج یافت، به طوری که پارسیان[هند] هم (که نیاکانشان از پارت باستانی آمده بودند) یاد گرفتند مانند ایرانیان(که اساساً پارتی تبارند) فکرکنند که اشکانیان، پادشاهی را غصب کردند و دین را از یادها بردند. و این که بقای دین، مرهون ساسانیانِِ، «برحق» و «راست کیش» بوده است(بویس، ۱۳۷۵ : ص ۱۶).
تا سده دهم میلادی، نگارش کتاب های فارسی میانه به خط پهلوی، تقریباً متوقف شده بود، و از این تاریخ به بعد، زرتشتیان به زبان آن روزگار خود، یعنی فارسی نو، که آمیخته با عربی بود، نوشتند و خط عربی را به کار بستند. این آثار متأخر، اساساً اقتباسی(شامل مطالب تعلیمی یا دینی) هستند؛ چه جامعه زرتشتی، با فرو کاستی شدید اعضایش منابع مالی و فکری خود را از دست داده بود(بویس، ۱۳۷۵ : ص ۱۹۱).
اما در قلمرو اسلام احتجاجات تنها با یهود و نصاری نبود. مجوس مخصوصاً در ایران بعد از ساسانیان، نیز در این مناظرات وارد بودند. در بین مسلمین مناظره با ثنوبه مجوس و رد عقاید و آراء آن ها مورد توجه معتزله بود(زرین کوب، کارنامه اسلام، ۱۳۶۲: ص ۹۹)
درهر حال مسئله ای که در مناظره با مجوس و ثنویه مطرح شد فلسفی و اخلاقی بود و با آن که مجادله با مجوس بعدها دنبال نشد اما این همه، مناظرات مسلمین را معتزله به این مباحثات رنگ عملی خاصی بخشید. در هر حال از همین مناظرات با اهل دیانات بود که علم کلام نشأت یافت و جالب آن که حتی علما زرتشتی نیز در احتجاجاتی که بر ضد یهود و نصاری، و احیاناً خود اسلام می کردند، مباحثشان بیش و کم رنگ کلام اسلامی داشت. کتاب پهلوی «شکند گمانیک و یچار» در مشاجره با یهود و نصاری و مانویه از استدلالات مسلمین مایه می گرفت(زرین کوب، کارنامه اسلام، ۱۳۶۲: صص ۱۰۰ و ۱۰۱)
۲-۳-۴-۲- شخصیت های فرهنگی زرتشتیان
دیدگاه استاد مرتضی مطهری در خصوص خدمات فرهنگی زرتشتیان در ایران دوره اسلامی و قبل از آن قابل تأمل و توجه است. ایشان می گویند:
در طول تاریخ ۱۲ قرنی فلسفه و پزشکی دوره اسلامی، نه به یک فیلسوف زرتشتی برمی خوریم و نه به یک پزشک زرتشتی(و از این قبیل است جمع ریاضی دانان) بدیهی است هم چنان که یهودیان و مسیحیان می توانسته اند در این نهضت علمی و فرهنگی شرکت کنند و سهیم باشند، زرتشتیان هم می توانستند شرکت کنند، ولی شرکت نکرده اند. هم چنان که در دوران قبل از اسلام هم شرکتی در فرهنگ جهانی نداشته اند. در دوران قبل از اسلام ایرانیانی که مشعل دار علم و فرهنگ بوده اند، مسیحی و یا یهودی و یا صائبی بوده اند و همان ها هستند که دانشگاه جندی شاپور را اداره می کردند. در دوره اسلامی در میان فلاسفه تنها بهمنیار بن مرزبان آذربایجانی(متوفی ۴۵۸ ه) است که زرتشتی بود ولی او هم بعد مسلمان شد، و در میان پزشکان تنها علی بن عباس اهوازی معروف به ابن المجوسی است که پزشک عالیقدری است، ولی او هم هم چنان که ادوارد براون و دیگران گفته اند، و به علاوه نامش گواهی می دهد نیاکانش زرتشتی بوده اند نه خودش. حقیقت این است که روح زرتشتی گری به صورتی بوده(یا شده) که به هیچ وجه با علم و فلسفه سازگار نبوده و اگر احیاناً افرادی زنجیر را پاره می کرده اند و به علوم می گراییده اند، زرتشتی گری را بدرود می گفته اند(مطهری، ۱۳۶۲: ص ۶۲۴).
۲-۳-۵- مهاجرت زرتشتیان
۲-۳-۵-۱- نظریه های مختلف درباره مهاجرت زرتشتیان
در مورد مهاجرت زرتشتیان ایده هایی مطرح است که آن ها را به ترتیب ذکر می کنیم. اینوس ترانت سف[۸] پژوهش های نسبتاً دقیقی درباره مهاجرت زرتشتیان ایران به هند به عمل آورده است. وی در این تحقیقات بیشتر توجهش بر این بوده که کوچندگان مورد بحث از چه نقطه ای ایران را ترک گفته، به چه شهری در هند وارد شده اند، و کوچ آن ها در چه زمانی رخ داده است. از پژوهش های وی که بر مبنای گفته های بلاذری، حمزه اصفهانی و مانند این ها و نیز با استناد به «قصه سنجان»[۹] انجام شده، چنین نتیجه گیری می شود:
۱- زمان این مهاجرت ظاهراً میانه های سده هشتم میلادی بوده است.
۲- احتمال زیاد دارد که از سواحل عمان به ویژه هرمز و میناب ایران را ترک گفته باشند.
۳- پس از یک مسافرت سخت در دریای طوفانی، در محلی نزدیکی های شهر، دیپ یا دیو[۱۰] در هند توقف کردند(ارشاد، ۱۳۷۶: صص ۱۸۵، ۱۸۶).
دکتر تارا چند محقق هندی درباره مهاجرت زرتشتیان می گوید:
قرن ها پیش از مهاجرت گروهی زرتشتیان که به دنبال انقراض ساسانیان صورت گرفت، مغ های زرتشتی به هند رفت و آمد می کردند، در تاکشیلا و مولتان پیروانی داشتند. وی می افزاید این ها در زمان امپراطوری آشوکا به شبه قاره آمده و رسم و پرستش آتش و خورشید را انتشار دادند(ارشاد، ۱۳۷۶: صص ۱۸۳ و ۱۸۴)
گذشته از مهاجرت هایی که زرتشتیان ایران در زمان امپراطوری هخامنشی و ساسانی به هند کرده اند، تاریخ گواهی می دهد پس از برافتادن دودمان ساسانی و فتح ایران به وسیله مسلمانان، گروهی از زرتشتیان زادگاه خود ایران را ترک کرده و به هند مهاجرت نمودند، و یا به گفته بعضی منابع به آن جا پناهنده شدند.
این کوچ گروهی در نیمه دوم سده هشتم میلادی صورت گرفته است. بر اساس منابع موجود درباره شمار این گروه مهاجران نمی توان با اطمینان سخن گفت، بعضی آن ها را به عنوان «دسته کوچکی از زرتشتیان» یاد کرده و برخی دیگر می نویسند، زمانی که اسلام به ایران آمد صدها هزار زرتشتی از ایران کوچ نموده و در سواحل غربی هند سکونت گزیدند(شهمردان، بی تا ، ص ۴۱ تا ۴۳).
گمان می رود نخستین گروه از زرتشتیان که در نیمه دوم سده هشتم م/ دوم ه به هند کوچ کردند، بیشتر شامل نخبگان زرتشتی و رهبران مذهبی، بازرگانان، منجمان و مانند این ها بودند. اینوس ترانت سف می نویسد: «آن هایی مجبور شدند ایران را ترک کنند، که به دین زرتشتی و بازماندگان دودمان ساسانی وفادار باقی مانده و می خواستند به این وسیله استقلال مذهبی و فرهنگی خود را حفظ کنند(ارشاد، ۱۳۷۶: ص ۲۱).»
بسیاری از زرتشتیان که در ردیف افراد معمولی و توده مردم بودند، در ایران ماندگار شدند. در برخی منابع آمده است تا دو سه قرن پس از اضمحلال شاهنشاهی ساسانی، زرتشتیان در ایران زندگی می کردند و تحت فشار حکومت اسلامی، نبودند؛ حتی گفته می شود با آن ها به احترام رفتار می شد(شهمردان، بی تا : ص ۲۱).
بر اساس منابع موجود، در سال ۸۸۱ م/ ۲۶۹ ه عده زرتشتیان در ایران بسیار بوده و در شهرهایی چون کرمان، شیراز، سیرجان، ری و سرخس در آرامش زندگی می کرده اند(یکتایی، ۱۳۵۲: ۱۱۵). تصور می رود بخش عمده و اصلی زرتشتیان مهاجر، پس از گسترش اسلام ناگزیر به ترک ایران شدند؛ اما حقایق تاریخی گواهی می دهد، پیش تر هم ایرانیان به ویژه روحانیون زرتشتی، برای تبلیغ دین یا بازرگانی به هند می رفتند و از آن زمان انگاره مهاجرت به آن دیار در ذهن ایرانیان نقش بسته بود. صرف نظر از این اشاره باید درباره این موضوع با تأمل بیشتری داوری کرد(ارشاد، ۱۳۷۶: ص ۱۸۳).
اجتماع پارسی ها در گجرات به وسیله امواج بعدی کوچندگان زرتشتی تقویت گردید و رو به فزونی نهاد. گرچه بغداد به صورت یک قطب بازرگانی در مقابل هرمز درآمد، اما موقعیت بازرگانی هرمز به کل از هم پاشیده نشد؛ و روابط تجاری بین بنادر غربی هند و هرمز گاهی پر رونق و گاهی هم کم رونق- هم چنان ادامه یافت. در سده های یازدهم و دوازدهم میلادی در زمان سلجوقیان هرمز بازار داد و ستد بین المللی بوده و بازرگانان هندی، چینی، عرب و زنگباری و نقاط مختلف آسیای صغیر در این بازار به تجارت مشغول بودند. بنابراین این ارتباط بین ایران و هند به طور مستمر برقرار بوده است. برخی دیگر می نویسند، زمانی که اسلام به ایران آمد، صدها هزار زرتشتی از ایران کوچ نموده و در سواحل غربی هند سکونت گزیدند. گرچه این کوچ به صورت زنجیره ای بوده و مدت ها ادامه یافته، ولی به سختی می توان قبول کرد که امواج اولیه آن شامل جمعیت های چند صد هزار نفری بوده باشند. می توان گفت در بین گروه های نخستین کوچندگان بیشتر افراد نخبه و دستچین شده امپراطوری ساسانی از قبیل رهبران دینی، منجمان و این گونه شخصیت های علمی وجود داشته اند(ارشاد، ۱۳۷۶: ص ۱۸۵)
دکتر فرهاد آبادانی در مقاله «سهم پارسیان هندوستان در نگهداری فرهنگ ایران» می گوید:
از تحقیقات موجود چنین بر می آید که پس از برچیده شدن پادشاهی ساسانی و گسترش اسلام در ایران، زرتشتیان به طور کلی به سه دسته تقسیم شدند:

 

جهت

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*