اجبار و اکراه و ایمان به خدا

دانلود پایان نامه

ترجمه: که به آنان گفت بندگان خدا را به من بسپارید؛ زیرا که من شما را فرستاده‏ای امینم.
عملیات بینامتنی: این آیه اشاره دارد به دعوت فرعونیان به دین حق توسط حضرت موسی(ع) آن هنگام که با لحنی بسیار مؤدبانه و دلپذیر و آکنده از محبت آنها را مخاطب قرار داد و گفت: «هدف از آمدن من این است که شما ای بندگان خدا در برابر من که فرستاده‏ی او هستم تسلیم شوید و آنچه را به شما دستور داده است ادا کنید». در این آیه «عباداللَّه» مخاطب است، و منظور از آن فرعونیان می‏باشند، گرچه این تعبیر در آیات قرآن در مورد بندگان خوب به کار می‏رود، ولی در موارد متعددی نیز بر کفّار و گنهکاران برای دلجوئی و جذب قلوب آنها به سوی حق اطلاق شده است. به هر حال در دنباله‏ی آیه برای نفی هرگونه اتهام از خود می‏افزاید: «من برای شما رسول امینی هستم»، این تعبیر در حقیقت به عنوان پیش‏گیری از نسبتهای ناروائی است که فرعونیان به او دادند. مانند نسبت سحر، قصد برتری‏جوئی و حکومت بر سرزمین مصر، و بیرون راندن صاحبان اصلی آن سرزمین که در آیات مختلف به آن اشاره شده است (ر.ک: الطباطبایی، 1372ش، ج18: 147؛ مکارم شیرازی،1361ش، ج21: 170-169؛ زمخشری، 1407هـ، ج4: 275). با توجّه به این که حضرت موسی(ع) خود را رسول امین معرفی میکند، چنین برمیآید که همهی پیامبران، امین خداوند بر روی این کرهی خاکیاند. بنابراین رابطهی بینامتنی این فراز شعر کمیت با آیات قرآنی لفظی و از نوع نفی جزیی میباشد؛ چرا که کلمهی کلیدی موجود در متن حاضر «أَمِینُ» اشاره به متن غایب را در ذهن مخاطب آسان کرده است.
متن حاضر:
وَهُمُ الآخِذُونَ من ثِقَهِ الأَمـ
رِ بِتَقوَاهُمُ عُرَىً لا انفِصَامِ
(کمیت،1406هـ : 148)
ترجمه: بنیهاشم(ع) همانهایی هستند که با تقوای خویش، به ریسمانی که هرگز گسسته نخواهد شد دست یافتهاند.
متن غایب:
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (بقره/256).
ترجمه: در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه به خوبى آشکار شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.
عملیات بینامتنی: این بیت از شعر کمیت، اشارهای کاملاً صریح به ایهی 256 سورهی بقره دارد، آیهی مذکور نجات افراد را در گرو چنگ زدن به دستاویز محکم الهی میداند. آن هنگامی که شخصی که فرزندانش به مذهب دیگری گرایش پیدا کرده بودند، از پیامبر(ص) سؤال کرد آیا می‏تواند آنان را با اجبار به مذهب خویش بازگرداند؟ آیهی فوق نازل گردید و این حقیقت را بیان داشت که: «در گرایش به مذهب اجبار و اکراهی نیست». همچنین در ادامهی آیه به این مطلب اشاره دارد که هر کس به «طاغوت» کافر شود و از آن روی گرداند و به خدا ایمان آورد به دستگیرهی محکمی دست زده است که هرگز گسسته نمی‏شود، آیه در حقیقت دلیلی است برای جمله‏های سابق که در دین و مذهب نیازی به اکراه نیست؛ زیرا «دین، دعوت به سوی خدا که منبع هر خیر و برکت و هر سعادتی است می‏کند، در حالی که دیگران دعوت به سوی ویرانگری و انحراف و فساد می‏نمایند، و به هر حال دست زدن به دامن ایمان به خدا همانند دست زدن به یک دستگیرهی محکم نجات است که هرگز امکان گسستن ندارد. و در پایان می‏فرماید: «و خداوند شنوا و دانا است» اشاره به این مسأله دارد که کفر و ایمان چیزی نیست که با تظاهر انجام گیرد؛ زیرا خداوند سخنان همه را اعمّ از آنچه آشکارا می‏گویند یا در جلسات خصوصی و نهانی، همه را می‏شنود، و همچنین از مکنون دلها و ضمایر آگاه است؛ بنابراین کفر یا ایمان هر کس برای او روشن می‏باشد. این جمله در حقیقت تشویقی است برای مؤمنانِ واقعی، و تهدیدی است برای منافقان که از پوشش ظاهری اسلام سوء استفاده می‏کنند»( مکارم شیرازی،1361ش، ج2: 292-280). شاعر با بهرهگیری از این آیه توانسته با کلامی شیوا به بیان مقصود خود بپردازد و ذهن مخاطب را متوجّه این امر سازد که راه نجات انسان تمسّک به دستآویز محکم که همان ایمان است که هرگز گسسته نخواهد شد میباشد. رابطهی بینامتنی این بیت از شعر کمیت با آیات قرآنی هم از نوع نفی جزئی میباشد؛ مبنی بر این که کلمات کلیدی موجود در متن حاضر «ثِقَهِ، عُرَىً و لا انفِصَامِ » اشاره به متن غایب میکند، هم نفی متوازی است؛ چرا که شاعر مضمون آیه را نیز در شعرش به کار برده است.
متن حاضر:
إِلَی الهَاشِمِیِّینَ البَهَالِیلِ إِنَّهُم
لِخَائِفِنَا الرَّاجِی مَلاذٌ و مُوئِلُ
(کمیت،1406هـ :174)
ترجمه: از سختیهای روزگار به بنی هاشم(ع) که بهترین امّت هستند پناه ببرید؛ چرا که آنان برای کسانی که امید به پناه دارند پناهگاه و بازگشتگاه هستند.
متن غایب:
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَهٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران/ 103)
ترجمه: همگى به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید و نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید، آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادر هم شدید، و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید، این گونه خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏کند، باشد که شما راه یابید.
عملیات بینامتنی: در این آیه بحث نهایی که همان «مسألهی اتّحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه» باشد مطرح شده، میفرماید: «و همگى به ریسمان الهى چنگ بزنید، و از هم پراکنده نشوید». دربارهی «حبل اللّه» (ریسمان الهى) مفسرّان احتمالات مختلفی ذکر کردهاند و در روایات اسلامى نیز تعبیرات گوناگونى دیده میشود ولی هیچ کدام با یکدیگراختلاف ندارند زیرا منظور از «ریسمان الهی» هرگونه وسیلهی ارتباط با ذات پاک خداوند است، خواه این وسیله اسلام باشد، یا قرآن، یا پیامبر(ص) و یا اهل بیت(ع). امام صادق(ع) فرمود: ما همان حبل الله هستیم که خدا فرموده: و به ریسمان الهی دست جمعی تمسّک جویید و پراکنده نشوید. پس این آیه همانطور که فرد را بر تمسّک به کتاب و سنّت سفارش میکند به مجتمع اسلامى نیز دستور میدهد که به کتاب و سنّت معتصم شوند(ر.ک: الطباطبایی، 1372ش، ج3: 410-406؛ زمخشری، 1407هـ، ج1: 395-394). رابطهی بینامتنی این بیت از شعر کمیت با آیات قرآنی معنوی و از نوع نفی متوازی است؛ مبنی بر این که شاعر در شعر خود به مضمون آیه اشاره دارد.
ب) روابط بینامتنی با احادیث