ابوسعید ابوالخیر و عبدالرحمان جامی


Widget not in any sidebars

چرخی‌ در پنجم صفر 851 ق درگذشت‌. مدفن‌ او در حوالی‌ دوشنبه‌، پایتخت‌ تاجیکستان‌، است‌(واعظ کاشفی‌، 1356: 1/116). مزاری‌ در نزدیکی‌ چرخ‌، که‌ مردم‌ محل‌ آن‌ را آرامگاه‌ یعقوب‌ چرخی‌ می‌دانند، در واقع‌ مزار پدران‌ اوست‌(چرخی‌،104:1331). چرخی‌ دو پسر داشت‌. یکی‌ در هفده‌ سالگی‌ درگذشت‌ و دیگری‌ یوسف‌ نام‌ داشت‌ که‌ جانشین‌ پدر شد. برخی‌ از اخلاف‌ چرخی‌ تا قرن‌ دوازدهم‌ در شبه‌ قاره‌ به‌ سر می‌بردند. یکی‌ از نبیره‌های‌ او به‌ نام‌ سیّد محمود را عبدالقادر بیدل‌ دهلوی‌ دیده‌ بود و یکی‌ از احفاد چرخی‌ را در هندوستان‌ محمّد هاشم‌ کشمی‌(متوفی 1042ق) تعلیم‌ ذکر داده‌ بود(نفیسی‌،1363: 2/778).
5-8-1- آثار یعقوب چرخی
الف. رساله ابدالیه، در بیان‌ صفات‌ و مراتب‌ اولیاءاللّه‌، که‌ در آن‌ به‌ مقامات‌ خواجه‌ بهاءالدین‌ نقشبند و خواجه‌ علاءالدین‌ محمّد بخاری‌ نیز اشاره‌ شده‌ است‌.
ب. رساله اُنسیه، در گزارش‌ سیر و سلوک‌ مؤلف‌ و بهره‌های‌ معنوی‌ او از بهاءالدین‌ نقشبند و علاءالدین‌ محمّد بخاری‌.
ج. تفسیر قرآن‌ معروف‌ به‌ تفسیر یعقوب‌ چرخی‌، آخرین‌ اثر چرخی‌(تألیف‌ 851)، که‌ تفسیر بخشی‌ از اجزای‌ قرآن‌ است‌ شامل‌:تعوذ استعاذه‌، بسمله‌، سوره فاتحه‌ و جزءهای‌ بیست‌ و نهم‌ و سی‌ام‌.
د. نی‌نامه‌ یا رساله نائیه، در شرح‌ عرفانی‌ دیباچه مثنوی‌ معنوی‌(دفتر اوّل‌) و حکایت‌ پادشاه‌ و کنیزک‌(دفتر سوم‌) و داستان‌ شیخ‌ دقوقی‌ شیخ‌ محمّد سررزی‌(دفتر پنجم‌)(نفیسی‌1363: 1/265).
دیگر آثار یعقوب چرخی: جمالیه‌ حورائیه، در شرح‌ یکی‌ از رباعیات‌ معروف‌ شیخ‌ ابوسعید ابوالخیر، شرح‌ اسماءالحسنی، در تفسیر و بیان‌ خواص‌ 99 نام‌ خداوند تعالی‌ از دیدگاه‌ عرفانی(پاکتچی،508:1392)‌.
5-9- نقش نظامالدین خاموش در تصوف ماوراءالنهر
مولانا نظامالدین خاموش، شخصیتی که حتی نام و نسب او به درستی در منابع ثبت نشده است، یکی دیگر از شاگردان خواجه علاءالدین عطار در مکتب چغانیان بود که به نظر میرسد مطالعه دربارهی شخصیت او ابعادی از نقش سیاسی خواجگان را در این عصر مشخص سازد.
بر اساس آنچه از زندگی نظامالدین در اختیار داریم، میدانیم که وی یک چند پی جوی معارف طریقت بوده است؛ وی پیش از درآمدن به صحبت علاءالدین عطار، چندی به سلوک در طریقت اشتغال داشته و مراحلی ار ریاضات و مجاهدات را طی کرده بوده است. ظاهراً وی همه یا بخشی از دورهی تحصیل خود را در بخارا سپری کرده و در همان دوره در مناسبتهایی که پیش میآمده، خواجه بهاءالدین نقشبند(د729ق) را ملاقات میکرده است. وی سرانجام مجذوب مکتب خواجه بهاءالدین گشته و تحت تربیت خلیفهی او خواجه علاءالدین عطار(802ق)قرار گرفته است(جامی،1370: 404-407).
آگاهی بعدی ما از زندگی نظامالدین، به سال826ق باز میگردد، آنگاه که عبیدالله احرار برای تحصیل علم به سمرقند آمده و به محفل نظامالدین راه یافته است. به تصریح عبیدالله، در این هنگام نظامالدین خاموش در مدرسه الغ بیک مدرس بوده و در محافل علمی سمرقند، آوازهی دانایی و گرمی محافل او به گوش می رسید(پاکتچی،510:1392).نامدارترین شاگرد و مرید نظامالدین خاموش، مولانا سعدالدین کاشغری(د860ق) است که انتقال‏دهندهی تعالیم این شاخه از خواجگان به مولی عبدالرحمن جامی بوده است(میرخواند،1339: 6/801).
5-10- مروری بر شرح حال و آثار خواجه پارسا
خواجه محمّد پارسا ، عارف سدهی هشتم قمری. ابوالفتح محمّد بن محمّد بن محمود حافظی بخاری، ملقب به پارسا، در حدود 756ق، در خاندانی که از ائمه و بزرگان بخارا بودند، به دنیا آمد. نسبش را به عبداللّه بن جعفر طیّار، برادر زادهی امام علی(ع)، رساندهاند(پارسای بخارائی،1354: 65ـ66). وی از آغاز جوانی، مانند پدر و عمویش، به طریقت نقشبندیه درآمد و در این طریقت، دومین جانشین بهاءالدینِ نقشبند شد و شاخهی پارسائیه در طریقت نقشبندیه به او منسوب است(همان:66ـ67). به روایتی، لقب «پارسا» را بهاءالدین به وی داده است(واعظ کاشفی،1354: 1/101-102). همچنین دربارهی عظمت مقام معنوی وی، از بهاءالدین سخنانی نقل شده است(جامی، 397:1370). نورالدین عبدالرحمان جامی نیز که در پنج سالگی به همراه پدرش با او ملاقات کرده بود، او را بسیار ستوده و خود را مرهون توجّهات وی دانسته است(همان:397ـ 398). ظاهراً عنوان«خواجه»به سبب انتساب پارسا به سلسلهی خواجگان به وی داده شده است(واعظ کاشفی،1354: 1/101 ؛ پارسای بخارائی،9:1354) خواجه پارسا دوبار
به حج رفت، بار نخست همراه مرشد خود، بهاءالدین نقشبند، بود و بار دوم پس از انجام مراسم حج بیمار شد و در 24 ذیحجهی 822ق در مدینه درگذشت. شمسالدین محمّد فَناری(متوفی 834) و اهل مدینه بر وی نماز گزاردند و او را در جوار قبر عبّاس، عموی پیامبراکرم (ص)، در بقیع دفن کردند. زینالدین خوافی(متوفی 838) نیز سنگ قبر او را از مصر آورد(جامی، 1370: 399؛ خواندمیر، 1632: 2/9 )دربارهی مقام علمی و روحانی خواجه پارسا و نیز نفوذ کلام او در امرای زمان، سخنان بسیاری نقل شده است، از جمله گفتهاند که نفوذ کلام سلسلهی نقشبندیه در حکومتهای وقت، از وی آغاز شده است(واعظ کاشفی،1354: 1/106-109 ؛ احرار، 1380: 193ـ194).
از ویژگیهای تصوف پارسا که به خصوص افکار و کردار او را از علاءالدین عطار متمایز میساخت توجّهی بود که در محفل و آثار او در محفل و اندیشهها دیده میشد. ابونصر پارسا فرزند خواجه محمّد یادآور میشود که خواجه محمّد دربارهی آثار ابن عربی چنین میگفت که«فصوص جان است و فتوحات دل» و نیز میگفت که«هر که فصوص را نیک میداند، وی را داعیه متابعت حضرت رسول قوی می گردد(جامی،401:1370). همین گرایشهاست که در باب گفتگو از تجویز ذکر علانیه، پارسا را به آن سو کشانده بود که بر خلاف علاءالدین عطار کهنه بر جواز «ذکر علانیه» پای میفشرد(همان:397).
به هر حال باید دانست که خواجه پارسا در مقایسه با علاءالدین عطار از ظواهر شریعت فاصلهای بیشتر داشت و از همین رو بود که گاه با انکاری از سوی سنتگرایان اهل حدیث روبهرو میشد. خواجه پارسا آغاز کنندهی شیوی علمی و تحقیقی در طریقت نقشبندیه بود(پارسای بخارائی،278:1381).
برخلاف سکوتی که در منابع شرح حال خواجه بهاءالدین نقشبند و خلیفهی نخستش علاءالدین عطار نسبت به وقایع حساس سیاسی عصر خود دیده میشود، خواجه پارسا از عرصه ی سیاست به دور نبوده و همان کوششهای خواجه پارسا باید زمینهساز پیوند مستحکمی دانست که در طی قرون میان حاکمیت سیاسی ماوراءالنهر و مشایخ طریقهی خواجگان وجود داشته است. به هر روی آغاز دورهای که خواجه پارسا خلافت خواجگان را بر عهده گرفت، با بخش اخیر فرمانروای امیر تیمور(حک.771-807ق) مصادف بود و بر اساس آنچه در منابع بازتاب یافته، او از حرمت ویژهای نزد امیر تیمور برخوردار بود(پاکتچی،512:1392).
خواجه پارسا مریدانی داشت که برخی از آنها عبارت اند از: بونصرمحمّد پارسا فرزند و جانشین وی؛ ابوالقاسم بخاری صاحب رسالهی بهائیه در مقامات نقشبندیه؛ احمد بن محمود معروف به معین الفقراء، مؤلف تاریخ ملازاده؛ و علاءالدین غُجدوانی(پارسای بخارائی،1354: 22-24).
5-10-1- مهمترین آثار خواجه پارسا
الف. فصل الخطاب لِوَصل الاحباب الفارق بین الخطاء و الصواب، به فارسی، در هشت باب در شرح مقامات و احوال عرفانی. در این کتاب که مهمترین اثر اوست وی مناقب ائمهی شیعه (ع)را ذکر کرده ولی مطالبی نیز برخلاف عقاید شیعه آورده است(خواندمیر،1362: 4/5).
ب. قدسیه، مجموعه ای است فارسی از سخنان بهاءالدین نقشبند که پارسا آن را به تشویق داماد و جانشین بهاءالدین نقشبند،علاءالدین محمّد عطار، همراه با شرحی بر آن، نوشته است(پارسای بخارائی،79:1354).
ج . شرح فصوص الحکم ابن عربی به فارسی. برخی در صحت انتساب این اثر به خواجه پارسا شک کردهاند این کتاب در 1366 ش به چاپ رسیده است.
د. تحقیقات، کتابی در عرفان، اخلاق و آداب سلوک به فارسی که خواجه محمّد زاهد کابلی آن را به بابهایی تقسیم کرده است. این کتاب با نام تحفهی السالکین در دهلی به چاپ رسیده است.
ه. انیس الطالبین و عُدَّهی السالکین، منظومهای است فارسی در شرح مقامات بهاءالدین نقشبند در چهارقسم و ششصد و دو، بیت.
و. عقاید، که در برخی منابع نام آن عقاید فرق اسلامی آمده است. این کتاب تحریری از مسئلهی 56 رساله ی سواد الاعظم اثر ابوالقاسم اسحاق بن محمّدحکیم سمرقندی(متوفی 342) است. خواجه پارسا بر اساس این مسئله، رسالهی عقاید را تألیف کرده است(نفیسی،1363: 2/776).
خواجه پارسا برخی از سورههای قرآن کریم را نیز، به فارسی، تفسیر کرده است، از جمله