آینده درخشان و رؤیای صادقه

دانلود پایان نامه

عملیات بینامتنی: آیه 4 از سورهی یوسف آغاز ماجرای یوسف(ع) و حکایت خواب اوست، برای پدرش یعقوب. که «رؤیت یوسف شامل دو نوع رؤیت بوده، یکی، دیدن امری مادّی و صوری که همان دیدن ستارهها و ماه و خورشید باشد و دیگری، دیدن امری معنوی که رؤیت سجده و خضوع و تعظیم آنها و سجدهای از روی اراده و علم و عقل بوده و خداوند با این رؤیای صادقه از ابتدا و شروع تربیت یوسف(ع) دورنمای آینده درخشان او را به وی نشان میدهد تا برای او بشارتی باشدکه در برابر ناملایمات تحمّل خود را از کف ندهد. در روایات آمده است که این سوره بعد از عام الحزن، برای خوشحال نمودن و تسلای خاطر پیامبر(ص) نازل شد، تا بداند که چگونه خداوند پس از دشواری و سختی به بندگان مخلص خود گشایش میدهد و این داستان کامل به نحو کنایهای به ماجرای خروج پیامبر(ص) از مکه و ابتلاء ایشان به شدّت و سختی و آزمایش دشوار ایشان اشاره دارد»(طباطبایی، 1372ش، ج11: 83-82). شاعر در این فراز از شعر خویش نام یوسف(ع) را ذکر کرده است. رابطهی بینامتنی از نوع علم یا شخصیت میباشد.
متن حاضر:
مَا کَان فِی حُورِ الجَنَانِ لآدمٍ
لَو لَم تَکُن حَوَّاءُ مِن مَرغُوبِ
(دیکالجن، 1412هـ: 45)
ترجمه: در میان حوریان بهشتی کسی برای آدم(ع) نبود، اگر دلخواه آدم و یا معشوقهی وی حوّاء نبود.
متن حاضر:
نَحنُ جَمِیعاً مِن بَنِی آدَمٍ
مَن حَرَّمَ النَّاسَ عَلَی النَّاسِ
(همان: 87)
ترجمه: ما همگی از فرزندان آدم(ع) هستیم، کیست که مردم را از اجتماع شدن مانع شود؟ یعنی کسی نیست که مردم را جمع شدن مانع شود.
متن غایب:
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَهِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (بقره/۳1).
ترجمه: و [خدا] همهی [معانى] نامها را به آدم آموخت ‏سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست مى‏گویید از اسامى اینها به من خبر دهید.
عملیات بینامتنی: خداوند تبارک و تعالی در این آیه به این مطلب اشاره دارد که، همهی أسماء را به آدم(ع) تعلیم داد، یعنی قدرت و درک حقایق را در او ایجاد کرد، همچنین مصادیق آن اسماء را بر فرشتگان به واسطهی سؤالشان عرضه کرد، چون آیه اشاره دارد به اینکه اسماء نامبرده و یا مصادیق و مسمّاهای آنها موجوداتی زنده و و دارای شعور هستند، که در پسِ پردهی غیب بودهاند. علم آدم، حقیقت علم به اسماء بود (نوعی علم حضوری و وجدانی نه نظری و کسبی)، و ملائکه از علم به آنها بیبهره بودهاند و برای آنها غایب بوده و منظور از تعلیم اسماء ابداع علم در انسان است به گونهای که اگر به راهی هدایت شود برای انسان میسّر است که آن را از قوّه به فعل درآورد(ر.ک: زمخشری، 1407هـ، ج1: 125-124؛ طباطبایی، 1372ش، ج1: 231). شاعر در این دو بیت و ابیات مشابه با ذکر نام آدم(ع) شعر خویش را مزیّن کرده است. رابطهی بینامتنی این دو بیت از شعر دیکالجن با کلام وحی از نوع بینامتنی علم یا شخصیت میباشد.
متن حاضر:
و کَم إِذَا مَا رَأَوکَ یَا مَلَکَ المَو
تِ لَهُـم مِــن أَنَامِــلٍ خَصِــرَه
(دیکالجن، 1412هـ: 70)
ترجمه: تو در نظر آنها مثل ملک الموت هستی، چندین بار تو را دیدم از سر انگشتان آنها که همچون سر انگشتان مردگان سرد بود.
متن غایب: