پایان نامه ارشد رایگان درباره سلامت عمومی، انسان سالم، پذیرش خود، عزت نفس

دانلود پایان نامه

و انگیزشی ، اختلال در اشتها و خواب و سایر نشانه‌های مرتبط. این نشانه‌ها بر حسب سن و سطح رشدی، متفاوت است (نلسون۱۰، ۲۰۰۲).
تقریباً همه افراد گاهی احساس افسردگی می‌کنند و افسردگی پاسخ طبیعی انسان به فشارهای زندگی است. در افسردگی بهنجار حالات خلقی معمولاً بیش از دو هفته طول نمی‌کشد و اشکال جدی در خواب و اشتها بوجود نمی‌آورد(اتیکسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳، ترجمه براهنی ).

تعاریف سلامت عمومی
سلامت عمومی و بهنجاری با توجه به موقعیت اجتماعی ، سن و فرهنگ به اشکال متفاوتی تعریف شده است. پزشکان و افرادی که با دید پزشکی به مسأله نگاه می‌کنند، بهنجاری یا سالم بودن را ‏‏نداشتن علائم بیماری تلقی می‌کنند؛ به عبارت دیگر سلامتی و بیماری را در دو قطب مخالف یکدیگر قرار می‌دهند و برای اینکه فرد سالم بیمار شود باید از قطب سالم به قطب مخالف برود (میلانی فر،۱۳۷۴).
سازمان بهداشت جهانی(WHO) سلامت عمومی را به معنای توانایی دسترسی به اهداف ، ارضاء نیازهای شخصی، مقابله بهینه با مسائل و مشکلات زندگی شخصی (که فقط جنبه بیماری ندارند ) و تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی به شیوه منطقی تعریف کرده است( رافائل و استفان ۱۱، ۲۰۰۲ ).
سلیگمن۱۲ ( ۲۰۰۰‏) سلامت عمومی را شادابی روحی – روانی و ایجاد برنامه‌هایی برای رشد و ‏نگهداری سلامت فیزیکی می‌دانند. از این دیدگاه، مسئولیت بهداشت روانی، حفظ روحیه با نشاط و‏‏ شادابی و طرح برنامه‌های مناسب برای رشد و نگهداری سلامت فیزیکی به عهده خود فرد می‌باشد ‏‏: یعنی چنین مسئولیتی به هیچ وجه به صورت انحصاری به افراد دیگر از قبیل والدین ، معلمان ، مشاوران و یا جامعه محول نمی‌شود . هرچند که افراد و جامعه نیز در قبال سلامت عمومی فرد مسئولیت دارند.
بوتیلر۱۳ و همکاران (۲۰۰۰) سلامت عمومی را نداشتن بیماری جسمی و برخورداری از رفاه مادی (مسکن، تغذیه، پوشاک و وسائل حمل و نقل مناسب) و آرامش فکری می‌دانند که در نتیجه خودآگاهی، عزت نفس، خود پنداره مثبت، احساس کارآمدی، پذیرش خود و دیگران( به صورت ‏واقعی در روابط بین فردی ) و غلبه بر ترس حاصل می‌شود.
نوابی‌نژاد(۱۳۷۹‏) سلامت عمومی را بیداری و رهایی ‏استعدادهای فرد برای از قوه به فعل رساندن، تحقق بخشیدن به تواناییهای خویش و یافتن معنای ‏ ژرفتری در زندگی می‌داند.
‏ برخی سلامت عمومی را نشاط فردی ـ اجتماعی می‌داند که در نتیحه داشتن ادراک درست از واقعیت و پذیرش مسئولیت در قبال نشاط خود و جامعه بدست می‌آید؛ یعنی فرد علاوه بر این که ضامن سلامت جسمانی ، عاطفی و روانی خود می‌باشد باید در قبال سلامت جامعه نیز احساس مسئولیت کند؛ چرا که رعایت امور اجتماعی مثل تمیز نگه داشتن هوا و مکانهای عمومی ( مئل خیابانها ، کوچه‌ها ، پارکها، اتوبوسها و مکانهای کاری محل زندگی فرد) از بروز بیماریهای مختلف روانی و جسمانی جلوگیری می‌کند و موجب نشاط و شادابی همگانی و برقراری روابط سالم ‏و انسانی افراد با یگدیگر می‌شود.
همان طور که ملاحظه می‌شود سلامت عمومی در هیچ یک از تعاریف فوق با فهرست یا ‏خصوصیات ثابت و ویژگیهای معینی تعریف نشده است و درهر کدام از آنها به جنبه‌های خاصی از این مبحث گسترده پرداخته شده است. این امر ناشی از این است که مبحث سلامت عمومی موضوع وسیع و گسترده‌ای است که عوامل گوناگون تحت شرایط متفاوت آنرا تحت تأثیر قرار می‌دهند.
بنابراین پرداختن به جنبه خاصی از سلامت عمومی ، نمی‌تواند دیدگاه کامل و روشنی از سلامت ‏عمومی ارائه دهد بلکه در نظرگرفتن عوامل و جنبه‌های مختلف که در تعاریف گوناگون به آنها اشاره شده جهت شناخت کامل و دقیق از سلامت عمومی ضروری است.

دیدگاههای مربوط به سلامت عمومی
‏ در بعضی از نظریه‌های شخصیت ، مسأله سلامت عمومی تحت عنوان شخصیت سالم مورد بحث و ‏بررسی قرار گرفته که درآ‏ن ویژگیهای افراد سالم و ملاکهای سلامت عمومی مشخص شده است. در‏این رابطه به چند نظریه به طور اختصار اشاره می‌شود.

‏ دیدگاه اتکینسون و هیلگارد
‏ اتکینسون و هیگلارد۱۴ (ترجمه براهنی و همکاران۱۳۸۰) معتقدند نمی‌توان به طور دقیق افراد برخوردار از سلامت عمومی را از افراد ناسالم و بیمار روانی متمایزکرد؛ با این حال افراد برخوردار ازسلامت عمومی را دارای ویژگیهای زیر می‌دانند:
۱. کارآمدی در ادراک :
افراد بهنجار در ارزیابی تواناییهای خود واقع بین هستند؛ یعنی تواناییهای خود را بیشتر از آن چیزی ‏که هست برآورد نمی‌کنند و در عین حال تواناییهای خود را نادیده ‏نمی‌گیرند و از گفتار و رفتار دیگران ادراک درستی دارند. چنین افرادی از یک هویت اطلاعاتی برخوردار می‌باشد.
۲. خود شناسی:
افراد دارای سلامت عمومی ‌تا حدودی به انگیزه‌ها و احساسات خود آگاهی دارند؛ احساسات و رفتارهای مهم خود را از خود پنهان نمی‌کنند بلکه می‌توانند با آنها روبرو شوند .
۳. عزت نفس و پذیرش :
افرادی که از سلامت عمومی برخوردارند، تا حدودی احساس می‌کنند که با ارزش و مورد ‏قبول اطرافیان خود هستند و قادرندکه در موقعیتهای اجتماعی به طور خودجوش عمل کنند.
۴. توانایی در برقراری روابط محبت‌آمیز :
افرادی که از سلامت عمومی برخوردارند توانایی آن را دارند که روابط عاطفی و محبت‌آمیز با سایرین برقرار نمایند و نسبت به نیازها و احساسات دیگران حساس هستند و برای ارضاء نیازهای خود آنان را تحت فشار قرار نمی‌دهند. چنین افرادی از عملکرد اجتماعی بسیار مناسب، که از نشانه‌های سلامت عمومی و خصوصیات افراد دارای سبک هویت اطلاعاتی هستند ، برخوردار می‌باشند.
۵. فعال و بارور بودن :
افرادی که از سلامت عمومی برخوردارند توانایی خود را در مسیر فعالیتهای بارور به کار می‌اندازند ؛ فعال هستند و زندگی خود را دوست دارند .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع مقاله با موضوعآبهای زیرزمینی، شهرک صنعتی، پایداری زیست محیطی، زیست محیطی

دیدگاه فرانکل
فرانکل(۱۹۷۴) اراده معطوف به معنا را ملاک سلامت عمومی می‌داند. او فن ” معنا درمانی” را برای کسانی که زندگی شان بدون معناست معرفی نمود. در این نظریه طبیعت انسان بر سه ستون استوار است: آزادی، اراده و اراده معطوف به معنای زندگی. او معتقد است ، با این که انسان پیوسته در معرض شرایط بیرونی است (که بر زندگی او تأثیر می‌گذارند)، با این حال او در انتخاب واکنشهای ‏خود نسبت به این اوضاع و شرایط آزاد است. اراده معطوف به معنای زندگی، به نیاز مداوم انسان به جستجو، نه برای خویشتن، بلکه معنایی که به هستی ما می‌بخشد، ارتباط می‌یابد. هر چه بتوانیم از خود فراتر رویم و خود را در راه چیزی یا کسی ایثار کنیم، انسان‌تر می‌شویم. محبوب چیزی یا کسی شدن معیار نهایی رشد و پرورش شخصت سالم است(اسپریول۱۵، ۲۰۰۰).

دیدگاه آلپورت۱۶
آلپورت (۱۹۷۴)، فرد سالم و بالغ را کسی می‌داند که پیوسته در حال شدن است و شخص نابالغ کسی است که به خاموشی گراییده است(به نقل از فراهانی ۱۳۷۹). آلپورت سلامت عمومی را دارای مشخصه‌های زیر می‌داند:
۱. شخصیت بالغ وپخته دارای احساس گسترش یافته از خود است.
۲. سازگاری اجتماعی فرد بالغ وپخته با ارتباط گرم و صمیمانه توصیف می‌شود.
۳. دارای امنیت هیجانی و روانی است.
۴. ادراک درست و بجا از مهارتهای واقعی خود دارد.
۵. فرد سالم و رشد یافته فلسفه زندگی خود را تشخیص می‌دهد ومی‌تواند معنادار بودن ‏زندگی را بطور واضح ببیند.

دیدگاه آدلر۱۷
آدلر(۱۹۶۹)، فرد برخوردار از سلامت عمومی را فردی می‌داند که ‏توان و شهامت رسیدن به اهدافش را دارد؛ چنین فردی جذاب، شاداب، مطمئن و خوش بین است وضمن پذیرفتن اشکالات خود، در حد توان اقدام به رفع آنها می‌کند. او روابط خانوادگی صمیمی و ‏مطلوبی دارد وجایگاه خود را در جامعه و خانواده بدرستی می‌شناسد؛ در زندگی هدفمند و غایتمدار ‏است . چنین فردی سعی درکاستن عقده حقارت خود دارد و به دنبال غلبه بر بی جرأتی خود می‌‏باشد و در نهایت موفق می‌شود که انگیزه‌های نامطلوب خود را دگرگون سازد (به نقل از ویب و مکرلم۱۸ ،۲۰۰۱).

دیدگاه الیس۱۹
الیس(۱۹۷۳)، مشکلات روانی افراد را نتیجه شناختهای نادرست آنان می‌داند؛ زیرا جهان به خودی خود نه خوب است، نه بد؛ بلکه طرز تفکر ما آن را خوب یا بد می‌کند. در نتیجه می‌توان گفت که هیجانهای هر فرد ناشی از شناختهای وی است . الیس افکار غیرمنطقی را علت بروز اختلالهای عاطفی و رفتاری معرفی می‌کند. بنابراین فرد سالم کسی است که‏ افکار، باورها، نگرشها وعقاید منطقی داشته باشد (به نقل از شفیع آبادی و ناصری ،۱۳۷۶‏).
الیس ، دوازده اصل زیر را به عنوان معیارهای سلامت عمومی شناختی ذکر می‌کند:
نفع شخصی، رغبت اجتماعی، خود فرمانی، تحمل، انعطاف پذیری، پذیرش، عدم اطمینان، تعهد و تعلق نسبت به چیزی ‏خارج از وجود خود، تفکر علمی، پذیرش خود، خطر نمودن و لذت‌گرایی بلند پایا (آزاد، ۱۳۷۵‏).

دیدگاه فرام
فرام (۱۹۶۳) در روان شناسی نخستین نظریه پردازی است که سلامت عمومی را با خوشبختی برابر می‌داند. خوشبختی بخش جدایی ناپذیر شخصیت سالم است. فرام شخصیت انسان را بیشتر محصول ‏فرهنگ می‌داند؛ در نتیجه به اعتقاد وی، سلامت عمومی بسته به این است که جامعه تا چه اندازه‏ نیازهای افراد جامعه را برآورده می‌کند نه اینکه فرد تا چه اندازه خودش را با جامعه سازگار می‌نماید؛ لذا سلامت عمومی پیش از آنکه امری فردی باشد، مساله‌ای اجتماعی است. جامعه سالم به اعضای خود امکان می‌دهد که به یکدیگر عشق بورزند، بارور، کارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عینیت خود را بارور و نیرومند سازند.
فرام ( ۱۹۶۳) معتقد است که تلاش برای سلامت عاطفی و روانی، استعدادی فطری است که در نهاد همه انسانها وجود دارد. تنها تفاوتی که بین شخصت سالم و ناسالم وجود دارد، نحوه ‏ارضای نیازهای روانی است، به این معنی که شخصیت سالم، نیازهایش را از راههای معقول، مولد و بارور ارضاء می‌کند ولی انسان ناسالم از راههای نامعقول (به نقل ازکورسینی۲۰، ۱۹۷۳‏). انسان سالم از نظر فرام دارای جهت‌گیری بارور است؛ بدین معنا که استعدادها و قدرتهای خویش را به نحو سازنده به کار می‌بندد و این باروری در عشق، تفکر و وجدان اخلاقی انسان سالم بارز است(شولتز۲۱، ترجمه خوشدل ،۱۳۸۰).

دیدگاه کارل هورنای۲۲
هورنای(۱۹۲۹) انسان برخوردار از سلامت عمومی را دارای ویژگیهایی به ‏شرح ذیل می‌داند(به نقل از جنابی،۱۳۸۰‏):
۱. احساس عدم امنیت نمی‌کند ، لذا فاقد پرخاشگری و خود شیفتگی است.
۲. قدرتمندی نیازهای “خود” ( عدم امنیت ، پرخاشگری و خود شیفتگی ) در او کم و متعادل است و توانایی تغییر، تحول و جایگزینی این نیازها را دارد.
۳. از خود واقعی و استعدادهایش،کم و بیش آگاه است و بسیاری از مشکلات زندگی‌اش را به تنهایی حل

دیدگاهتان را بنویسید