پایان نامه ارشد رایگان درباره روانشناسی، ارتباط با طبیعت، دسترسی مناسب، انعطاف پذیری

یکى از طرف هاى گفتگو براى اثبات نظرات خودش از معیارهاى خاصى استفاده مى کند، امّا براى نقد دیدگاه حریف خود از معیارهاى دیگرى بهره مى جوید. به تعبیر دیگر، باید از دوگانگى در معیارها یا یک بام و دو هوا پرهیز کرد. ساده ترین دلیل بر نادرستى روش دوگانه، آن است که ما حاضر نیستیم که رقیبان ما از همین روش استفاده کنند و اگر چنین کنند، آنان را به غرض ورزى و دشمنى متهم مى سازیم. این خطاست که بپنداریم مى توانیم با وسیله ای نادرست، به فرجام درستى رسید. در حقیقت نمى توان میان هدف و وسیله فاصله اى عینى در نظر گرفت. هر هدفى خود، وسیله اى است براى هدف دیگر و هر وسیله اى، نسبت به وسیله دیگرى هدف به شمار مى رود. (آیزاکس، ۱۳۸۰، ص۲۴۳)
۳-۳-۵- انواع گفتگو در گستره گفت و گوی ادیان الهی
نمى توان در عرصه ى گفت وگوى ادیان، تنها از گفتمان واحدى سخن به میان آورد بلکه گستره اى است که گفتمان هاى متعددى را دربر مى گیرد. این تنوع یا اختلاف، برخاسته از اختلاف و تفاوت هاى فرهنگى، دینى، فکرى و سیاسى گفت وگوکنندگان است و نیز فضاهاى مختلفى که گفت وگو در آن ها صورت مى پذیرد. به رغم کثرت و تفاوت این گونه گفتمان ها، مشابهت هاى فراوانى هم میان آنها وجود دارد و گفتگو همواره به نوعى آمیخته ای از انواع آن است.
پیش از آغاز گفتگو اول باید ماهیت و نوع گفتگو مشخص شود، در واقع در انجام گفتگو هدف و شکل انجام آن باید به خوبی مشخص باشد، چرا که در هر گفتگو مسائل مختلفی را می توان مطرح کرد، اما نمی توان همه حرفها را به یکباره مد نظر قرار داد. (فرید زاده، ۱۳۷۷، ص ۵۱۲)
۳-۳-۵-۱- گفتمان احلاقی
این گفتگو به بعد اخلاقى ادیان توجه دارد و با تاکید بر ارزش هاى اخلاقى مشترک می کوشد تا زمینه اى را پدید آورد که دین داران مختلف در آن گردهم آیند. این گفتمان در سال هاى اخیر از سوى عالمان دین اقبال عام یافته است، به ویژه با انحطاط اخلاقى اى که دامنگیر جهان شده است. این امر موجب شده است که “هانس کونیگ۳۵” – مدرس علم ادیان تطبیقى در دانشگاه توبینگن آلمان و یکى از مهم ترین مدافعان جهانى گفت وگوى ادیان – ایده ى “اخلاق جهانى” را مطرح کند. با این همه، این گفتمان داراى معایب آشکارى است که سبب مى شود التقاطى و همسازگرایانه شود و در جست وجوى شناخت و درک «دیگرى » – که گوهر گفت وگوى ادیان است – برنیاید. بلکه تنها به ترکیب و آمیزش عناصر مشترکى از ادیان مختلف دست یازد که مى تواند با روش متنافى الاجزایى پدیدآورنده ى اخلاق جهانى باشد. متنافی الاجزا از آن جهت که از یک سو مجراى اساسى ورود به دین، اعتقادات است و نه اخلاق و از سوى دیگر معناى اخلاق نسبى است و از دینى به دین دیگر تغییر مى یابد و در نتیجه نمى توان از وحدت، یکپارچگى یا جهانى شدن اخلاق سخن به میان آورد. (فرید زاده، ۱۳۷۷، ص ۵۱۲)
۳-۳-۵-۲- گفتمان همسازگرایانه
این گفتمان به دنبال تاکید بر عناصر و زمینه هاى مشترک میان ادیان به وجود آمده است و از این جهت شباهت هاى بسیارى با گفتمان اخلاقى دارد. با این تفاوت که از قلمرو اخلاقى فراتر رفته، شامل اعتقادات، شرایع و عبادات نیز مى شود و به گونه اى اساسى بر دانش مقایسه اى ادیان تکیه دارد. این گفتمان از جهت روش داراى همان معایبى است که گفتمان اخلاقى دارا بود، به ویژه هنگامى که با پاره اى از اهداف و مقاصد سیاسى نیز گره بخورد. این گفتمان از سوى طرفداران آن به این سو کشانده مى شود که تفاوت ها را رها کند و با تکیه بر این نکته که عناصر مشترک، بسى بیشتر از عناصر اختلافى است، تمایزهاى میان ادیان را توهمى بیشتر نداند. (تمام، ۱۳۸۲، ص۶۲)
۳-۳-۵-۳- گفتمان پراگماتیستى
این گفتمان، ادیان را به گونه اى ماهوى لحاظ نمى کند بلکه مى کوشد از رهگذر مسایل و یا موضوعات نوین، توانایى دین را در حل این گونه معضلات نمایان کند; معضلاتى مانند جنگ ها و تبعیض هاى دینى و نژادى. پاره اى از سازمان هاى گفت وگو در جهان حول این گفتمان مى گردند; به ویژه «سازمان جهانى دین و صلح ۳۶. این گفتمان به رغم اینکه خود را پراگماتیستى مى شمارد اما خطا و یا آسیب جدى اى را در پى ندارد; با این همه نقش جدى و تاثیر حتمى باورهاى دینى در حل معضلات و نزاع هاى پیش آمده را یکسره نادیده مى گیرد. (فرید زاده، ۱۳۷۷، ص ۵۱۳).
۳-۳-۵-۴- گفتمان وابسته به مؤسسه ها یا نهادهاى دینى
چنانکه پیداست، گفتمانى است که از سوى مؤسسه ها و نهادهاى رسمى دین – که در هر دینى مقبول و پذیرفته شده اند، مانند کلیسا در دین مسیحیت – و یا مؤسسه هاى غیررسمى دین – مانند الازهر در جهان اسلام که اگرچه نهاد رسمى نیست اما در میان مسلمانان اهمیت و نقش ویژه اى دارد – طرح و مورد پشتیبانى قرار مى گیرد. معضلات اساسى این گفتمان، وابستگى شدیدى است که با قدرت و نهادهاى حکومتى دارد و خواه به گونه اى سلبى و یا اثباتى، تحت تاثیر آن قرار مى گیرد. (تمام، ۱۳۸۲، ص۶۲)
۳-۳-۵-۵- گفتمان تاریخى
این گفتمان دین را به مثابه ى تاریخ یا مجموعه اى از انباشتگى هاى تاریخى مى بیند که با گوهر دین درآمیخته شده و جزئى از آن شده است; به طورى که رویدادهاى تاریخى به دین نسبت داده مى شوند. این گفتمان به گونه اى آشکارتر در نزد یهودیان رایج است; بدین معنا که رویدادهایى چون خرابى و بازسازى معبد، تحت تعقیب قرار گرفتن یهودیان از سوى بابلى ها و رومى ها و برخى از رویدادهاى تاریخى دیگر، با اعتقادات و دین یهود درآمیخته شده و تاثیر بسزایى بر گفتمان دینى یهودیان با «دیگرى » دارد. (فرید زاده، ۱۳۷۷، ص ۵۱۳)
۳-۳-۵-۶- گفتمان توطئه محور
یعنى گفتمانى که اندیشه ى گفت وگو را چیزى جز توطئه اى شوم براى ایجاد تشکیک در اعتقاد دینى گفت وگوکننده و اثبات درستى اعتقاد رقیب (دیگرى) نمى داند. این گفتمان در گستره ى گونه هاى گفت وگوى دینى، گونه اى منفى به شمار مى آید. ویژگى غالب آن ساده اندیشى و تحریف و واقعیت ها است و به خود بسندگى و عدم فهم «دیگرى » مى انجامد و نیز سبب مى شود تا مسایل پیرامون ما بیش از اندازه سطحى انگاشته شوند و روند جهانى را به مثابه ى توطئه اى شوم و اهریمنى قلمداد کند(فرید زاده، ۱۳۷۷، ص ۵۱۴)
۳-۳-۵-۷- گفتمان مبلغ دینی
که غالبا با توسل به شیوه هاى جدلى و اثبات درستى عقاید خود مى کوشد به شیوه هاى مختلفى آنها را به «دیگرى » تحمیل کند. از این رو این گفتمان به مجادله هاى دینى شباهت بیشترى دارد تا گفت وگوى ادیان; اگرچه گروهى تلاش مى کنند که آن را در شمار گفت وگوى ادیان قلمداد کنند. معضل اساسى این گفتمان تنها در این نیست که گفت وگو را با دعوت درآمیخته است بلکه تنها راه پیش بردن این گفت وگو را به تحمیل عقاید خود بر «دیگرى » و به تسلیم واداشتن او مى بیند. گونه هاى متفاوت از گفت وگوى ادیان، به مثابه ى بخشى از تحقق عینى گفت وگو به شمار مى آیند اما با ذات اندیشه ى «گفت وگوى ادیان » که یکسره بر فهم «خود» و «دیگرى » – بدون هیچ گونه ساده اندیشى یا تحریف واقعیت ها استوار است – تفاوت آشکارى دارد. اما در این میان دو گونه گفتمان دیگرى نیز وجود دارد که با روح اندیشه ى گفت وگوى ادیان، نزدیکى و رابطه بیشترى دارد. این دو گفتمان عبارتند از: گفتمان «اصول محور» و گفتمان «تمایزمحور».(تمام، ۱۳۸۲، ص۶۳)
گفتمان اصول محور گفتمانى معرفتى است که به متون مقدس دینى پاى بند است و از پاره اى اصول یا معتقدات ثابت دینى آغاز کرده و به تفسیر یا بازخوانى یا تبیین آنها طبق مقتضیات نوین مى پردازد. این گفتمان در پى یافتن اصول، عناصر مشترک یا تفاوت هایى با «دیگرى » نیست. همچنین قصد آن را ندارد که بر کنار از شرایط سیاسى، تاریخى و یا پیش فرض هاى فکرى و فرهنگى، تنها از رهگذر نص ثابت مقدس و آموزه ها و یا ضوابط آن، «دیگرى » را درک کند. این گفتمان از نزدیک ترین گونه هاى آن به گفت وگوى ادیان است. (تمام، ۱۳۸۲، ص۶۴)
گفتمان تمایزمحور در پاره اى از ابعاد با گفتمان اصول محور شباهت دارد. هدف عمده ى این گفتمان آشکار کردن تفاوت ها است تا از این طریق بتوان خود را شناخت و ماهیت واقعى آن را آشکار کرد و به رغم قرابت زیادى که با روح اندیشه ى گفت وگوى ادیان دارد اما به سبب توجه بیش از اندازه به تفاوت ها به ورطه ى خودمحورى و عینیت گریزى فرومى غلتد; تا آنجا که گاهى تمام عناصر مشترک واقعى میان خود و دیگرى را نادیده مى انگارد. (تمام، ۱۳۸۲، ص۶۴)
۳-۴- فضای گفتگو
در فرآیند گفتگو به عنوان یکی از اساسی ترین تعاملات اجتماعی فضای گفتگو یا محیط فیزیکی دارای اثر بسزایی است که اغلب نادیده انگاشته می شود. . طبق تعریف، تمامی تعاملات انسانی((واقع شده )) {در مکان} می باشند، به این معنا که در محدوده فیزیکی معینی روی می دهند. (فورگاس، ۱۳۷۳: ۳۵۹) یان گل نیز معتقد است که یک چارچوب فیزیکی از پیش تعیین شده می تواند عاملی کمک کننده یا بازدارنده برای گسترش و ادامه ی ارتباطات باشد. (گل، ۱۳۸۷: ۴۸)
به طور کل در شکل گیری گفتگو به عنوان یک تعامل اجتماعی ۴ جنبه زیر موثر است:
– فاکتور های شخصیتی و روانشناسی رفتاری: توجه به رعایت عوامل روانشناسی رفتاری یعنی خلوت، قلمرو، فضای شخصی، ازدحام.(اسلامی، ۱۳۹۱، صص ۱۲۹-۱۴۲)
– فاکتورهای اجتماعی غیر رسمی: عوامل فعالیتی همچون برگزاری مراسم و آیین ها و نیز جان بخشی به فضا با بهره گیری از فعالیت های جذب کننده متفاوت و متنوع. .(اسلامی، ۱۳۹۱، صص ۱۴۲-۱۴۵)
– فاکتورهای اجتماعی رسمی: عوامل مدیریتی همچون ارتقاء فرهنگ استفاده ۲۴ ساعته (شبانه روزی) از فضا، نگهداری خوب و تمیز، ممنوعیت تردد خودرو یا کنترل آن، روشنایی کافی، فراگیر بودن،وجود تسهیلات کافی و استفاده از تبلیغات.(اسلامی، ۱۳۹۱، صص ۱۴۵-۱۴۸)
فاکتورهای محیطی طراحی: عوامل فضایی همچون تنوع، بزرگی فضا،مرکزیت مکانی، مجاورت های مکانی، فضای چند عملکردی، نبود حد و مرز فضایی و بصری. عوامل ساختاری همچون مبلمان فضا، دسترسی مناسب، انعطاف پذیری، تطبیق پذیری، استفاده از رنگ و مصالح مناسب. عوامل طبیعی همچون دید و منظر مطلوب، ارتباط با طبیعت و حضور آب. عوامل جغرافیایی مانند آب و هوا، موقعیت و بافت پیرامون. عوامل آسایشی شامل راحتی فیزیکی، احساس امنیت، رعایت مقیاس انسانی، عوامل ادراکی شامل خوانایی، هیجان، دلبستگی و عوامل زیبایی شامل شفافیت، ارتباط با طبیعت و وجود صداهای خوشایند.(اسلامی، ۱۳۹۱، صص۱۴۸-۱۷۱)
۳-۴-۱- فضای گفتگو میان ادیان
گفتگوی دینی به عنوان شاخه ای خاص از تعامل باید در فضایی شکل گیرد که در جهت تحقق شرایط گفتگوی دینی گام بردارد و تا حد امکان از ایجاد آنچه به عنوان موانع گفتگوی دینی مورد بررسی قرار گرفت جلوگیری به عمل آورد. بنابراین می توان گفت چنین فضایی باید با تاکید بیشتر بر نقاط اشتراک ادیان و حفظ احترام

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود تحقیق در مورد قرآن کریم، جامعه اسلامی، حدود پوشش، پوشش زنان

دیدگاهتان را بنویسید