نگاهی به تاریخچه موادمخدر در ایران و جهان

نگاهی به تاریخچه موادمخدر در جهان :

استعمال موادمخدر بسته به نوع فرهنگ در هر جامعه متفاوت است نقش گیاه خشخاش بر روی لوحه­های گلی و کتیبه­های سنگی بیانگر آگاهی اقوام گذشته از این گیاه و خواص آن می­باشد .حداقل حدود هفت هزار سال پیش انسان از شیره تریاک، تریاک و دانه­های خشخاش به انواع مختلف به عنوان داروهای ضد درد و شفا بخش امراض استفاده می­کرده­اند. (میرعلی، 1384 ،ص 49).سومریان از کهن ترین اقوامی هستند که از تریاک استفاده می­کردند و از آن به نام گیاه شادی بخش نام می­بردند . مجارستان اولین کشور اروپایی است که گیاه خشخاش را هزار ودویست سال پیش از میلاد مسیح می­شناختند و از شیره آن استفاده می­کردند. (برفی، 1384 ،ص 58)

در کشورهای گرم وخشک خاورمیانه چندین هزار سال پیش ، بومیان کشف کردند که یک گیاه یکساله در 9-7 روز معین شیره ای تولید می­کند که اگر خورده شود ، رنج ناشی از درد را از میان می برد.

خشخاش ابتدا در مصر کشت شد و بنام تبائیکا[1] شناخته می­شد . که از واژه طبس [2]نام شهری در مصر باستان که در آن خشخاش کشت می­شده بر گرفته شده است . در پاپیروسهای ابرس که از 1500 سال پیش از میلاد به جای مانده ، به روشی درمانی برای آرام کردن کودکان اشاره شده است. همان روشی که امروزه به کمک آن در مصر کودکان را آرام می­کنند و برای این منظور دارویی به کار می­برند که در آن تریاک به کار می­رود . در این پاپیروسها از نوشیدنی ویژه ای نام برده شده است که آمیخته ای از تریاک و الکل است . 1500 سال پیش از میلاد تخم خشخاش از مصر به یونان برده شده و در آنجا رواج یافته است.در افسانه­های هومر از جزیره ای یاد شده است که در آن قهرمانان ادیسه گرفتار نشئگی مواد اعتیاد آوری گردیده و نجات از آن به سادگی میسر نبوده است .در ادبیات کلاسیک ویرژیل [3] و اوید [4] اشاره­هایی به خشخاش شده است و خدای خواب یونانیان موسوم به هیپنوز [5] همانند خدای خواب رومیان سومنوس غالبا در حالیکه شاخه­ای از گیاه خشخاش در دست داشت و یا خود را با آن آراسته بود و گاهی اوقات با ظرفی دارای تریاک در دست نقاشی می­شد . تریاک در یونان باستان دارای اهمیت بوده و به نظر می­رسید که تریاک داروی همه دردها باشد : در برابر سم و گزیدگی و زهر مقاوم است ، سرد مزمن ، تهوع و سرگیجه ، کری ، گرفتگی نفس ، کولیک ، یرقان ، سفت شدن طحال ، سنگ ، شکایتهای دستگاه ادراری ، تب ها ، جذام ، مشکلات مخصوص زنان ، مالیخولیا ، و طاعون را درمان می کند . در سده پنجم پیش از میلاد بازرگان عرب تخم خشخاش را به عنوان دارو به ایران وارد کرده و از راه ایران به چین بردند ( کریم پور : 1364 ، ص 40). در آغاز سده دهم میلادی در کتب پزشکی چین به تریاک اشاره شده است . در آغاز سده هیجدهم ورود مقادیر زیاد تریاک به کشور چین طی یک قرن توسط دولت انگلیس سبب بروز جنگها و کشمکش­هایی بین دو کشور گردید که به جنگ تریاک شهرت یافت . دولت انگلیس ورود تریاک به چین را که بیشتر در آن کشور به جای دارو به کار برده می­شد ، با 200 صندوق تریاک در سال 1729 آغاز کرد و در سال 1383 به بیش از 40000 صندوق و در سال­های دهه 1850 به 70000 صندوق افزایش داد ( یزدانی : 1359 ، ص 35). این امر سبب معتاد شدن چندین میلیون چینی ، بر باد رفتن حجم زیادی از توان مالی چین و ایجاد بحران در زمینه­های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی این کشور شد . این وضعیت برخی از روشنفکران چینی را واداشت تا جنبشی سیاسی – اجتماعی را بر علیه واردات تریاک توسط انگلیس سازمان دهند و دولت چین را واداشتند تا قوانینی بر علیه ورود تریاک و مصرف آن را در این کشور وضع کند .

در سال 1860مافیا که پشتیبان توده­ها بود منحرف می­شود و به تشکیلات ضد بشری تبدیل می­گردد .موسولینی این سازمان را در ایتالیا از بین برد اما مافیا وارد آمریکا شد . جامعه ملل در برابر این هجوم مافیایی موادمخدر عکس العمل نشان داد و طی قرارداد 23 ژانویه 1912 در لاهه به امضای جمعی از کشورها رسید اقدام به محدود کردن کشت و تجارت تریاک نمود و جمع زیادی ازکشورها به جمع مبارزه کنندگان موادمخدر پیوستند(همان،ص 48 ). پس از پایان جنگ جهانی دوم، تایلند، لائوس و برمه مرکز فعالیت مافیا گردید و مناطق مذکور را “مثلث طلائی” نامیدند. در سال1949 که انقلاب سوسیالیستی چین به پیروزی رسید در حدود 50 میلیون نفر در چین معتاد به موادمخدر بوده­اند. مائو رهبر انقلاب چین، مبارزه سخت و جدی بر علیه گروه­های سازمان یافته قاچاقچیان موادمخدر را آغاز و ضربه ای هولناک بر معتادین و قاچاقچیان و سودگران وارد آورد . در خاورمیانه نیز به علت جنگ داخلی در افغانستان در حدود دو میلیون نفر مهاجر افغانی در پاکستان بسر می­برند که بین افغانستان و پاکستان در رفت و آمد می باشند موادمخدر را از افغانستان به پاکستان حمل می کنند و این دو کشور “هلال طلائی” نامیده می­شود. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 سازمان مافیا و سایر قاچاقچیان با استفاده از بی نظمی، اختلافات قومی و مذهبی در بعضی از کشورهای مستقل مشترک المنافع، مسیر جدیدی را از شمال افغانستان برای عبور از کشورهای مذکور برای حمل موادمخدر به اروپا گشودند بطوری که تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان، ارمنستان و اوکراین و آذربایجان مسیر ترانزیت موادمخدر به اروپا شده است (همان،ص 50).

در دوران تشنجات جهانی ایتالیا، انگلیس، فرانسه و آلمان مرکز فعالیت مافیا شد . اسپانیا به دلیل داشتن سواحل طولانی در دریای مدیترانه و اقیانوی اطلس یکی از پایگاه های قاچاقچیان موادمخدر در اروپا بشمار می­رود. در قاره آفریقا نیز سازمان مافیا با استفاده از جنگ های داخلی، فقر،هرج و مرج در کشورهای آفریقائی، سعی در گسترش کشت خشخاش در قاره مذکور از جمله اوگاندا، زامبیا، نیجریه، کنگو و آفریقای جنوبی را دارد. در قاره آمریکا مصرف آمفتامین در بین معتادان رو به ازدیاد است. در ایالات متحده آمریکا که سازمان مافیا فعالیت گسترده دارد مصرف انواع موادمخدر حتی در بین دانش آموزان متداول است . کوکائین از کلمبیا و ونزئلا، هروئین از شرق آسیا و مکزیک وارد آمریکا می­شود. کوکائین بیشترین نوع موادمخدر مصرفی در آمریکا می­باشد (همان،ص70).

تاریخچه موادمخدر در ایران :

در ایران پیش از اسلام استفاده از الکل رواج داشته و پس از اسلام نوشیدن مشروبات الکلی مخالف با شعایر مذهبی به شمار رفت . از این رو استفاده از تریاک و حشیش در برخی نقاط ایران به عنوان یک داروی اولیه شدت یافته است. به کار بردن تریاک در ایران به صورت سنتی معمول بوده ، خواص کیفری آن کمتر مورد نظر بوده و جایگزین گستره وسعی از نیازهای برآورده نشده پزشکی و بهداشتی بوده است . بسیاری از مردمی که تریاک مصرف می­کرده­اند ، به کار روزمره خود نیز ادامه می­داده و اساسا مشکلی در زمینه فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی خود نداشته­اند. افزون بر آن تولید ، فروش و مصرف آن جرم تلقی نشده و افرادی که از ان  استفاده می کردند از جامعه طرد نمی­شدند .

به هر روی مسئله اعتیاد به موادمخدر به ویژه اعتیاد و کاربرد نابجای تریاک در ایران از ربع سوم سده نوزدهم آغاز می­شود . پیش از آن گر چه تریاک در دسترس بوده به نظر می­رسد که اعتیاد  به آن بسیار کم بوده است . در آن هنگام کاربرد تریاک بیشتر جنبه دارویی داشته و به دلیل خاصیت ضد درد بودن آن داروی همه دردها و بیماریها شناخته می شده است (فزونی :1357،ص51). در تاریخ ایران به جز دو مورد که آن هم مشکوک است  نامی از تریاک و مصرف آن برده نشده است . برای نمونه در سده سوم میلادی شخصی به نام ژادوس هاکاداس که یک پزشک یهودی بوده است به بیماران خود پیش از عمل جراحی شربتی می­داده است که خواب آور بوده و گروهی از تاریخ نویسان آن را از ترکیبات تریاک می­دانند . مورد دیگر سروده ای است که در شاهنامه : پس از آنکه رستم آگاه می­شود که فرزند خود سهراب را مجروح کرده است از کاووس شاه همین دارو را خواسته است . در پارسی کهن به تریاک ابیون می­گفتند که افیون معرب آن است . دو پزشک ایرانی ، ابوعلی سینا و محمد زکریای رازی که کوشش زیادی در پیشرفت دانش پزشکی آن روزگار داشتند در کار درمانی خویش از تریاک به شکلی موثر و گسترده بهره می­گرفتند . از آنجا که پس از سده­های میانه ، کتابهای ابوعلی سینا به عنوان پایه آموزش پزشکی در کشورهای اروپایی به کار برده شد ، تریاک در این کشورها نیز رواج یافت و کاربرد درمانی گسترده­ای پیدا کرد . پزشکان قدیم ایران از خواص تریاک اگاه بودند و تنها در موارد خیلی ضروری آن را به کار می­بردند چنانکه فخرالدین سمرقندی در کتاب خود نوشته است : باید حذر نمود از استعمال افیون در صداع ، مگر آنکه بوده باشد صداع در نهایت شدت . در کتاب اخلاق روحی نوشته عطاء الملک روحی این روایت آمده است : سلطان محمد غزنوی برای لشکر کشی به یکی از شهرها روان بود . گویند محمد در هنگام جنگ پیش از رسیدن به شهرهای دشمن بر روی تختی که روی پیل بود استراحت می­کرد و در هنگام حمله از پیل پیاده می شد و بر اسب می نشست . شیخ الرئیس ابوعلی سینا که در آن سفر همراه شاه بود اندکی تریاک به وی داده و نامبرده برای کاهش سردرد روی همان تخت میل کرد و تا روز بعد در خواب عمیقی فرو رفت و نتوانست از پیل پیاده شود و جنگ نماید دوره صفویه را می توان آغاز اعتیاد به موادمخدر و به عنوان یک نابسامانی و مشکل پیچیده اجتماعی دانست . می­گویند که نخست موادمخدر ، به ویژه تریاک برای کاهش اضطراب بزرگان و رجال کاربرد پیدا نموده و سپس در میان قشرهای مختلف مردم به کار رفته است . تا آنجا که گسترش روزافزون و نگران کننده کاربرد مواد افیونی شاه طهماسب اول را واداشت مبارزه­ای جدی را با اعتیاد و موادمخدر آغاز کند . وی مقدار زیادی از تریاکهای سلطنتی را از بین برد و مبلغی نزدیک به 500 تومان به دارایی درباره خود زیان وارد ساخت . پس از او شاه عباس کبیر این مبارزه را ادامه داده و مردم را از زیانهای تریاک اگاه کرد . وی برای کسانی که مبادرت به ترک اعتیاد نمی­نمودند ، مقرراتی وضع کرد و متخلفین را به مجازات می­رساند . این اقدامات نه تنها در کاهش مصرف تریاک تاثیر نداشت بلکه روز به روز مصرف آن را گسترش داد تا آنجا که تاورنیه جهانگرد فرانسوی در سال 1629 میلادی در مورد چگونگی اعتیاد در ایران چنین نوشت : از عادتهای بد و حیرت انگیز ایرانیان استعمال تریاک است که حب کرده و می­خورند . ابتدا به اندازه سر سنجاق و بعد کم کم آن را زیاد کرده تا به نصف فندق می­رسانند و هنگامی که کار به اینجا می­کشد دیگر جرات ترک آنرا پیدا نمی نمایند ( کریم پور : 1365 ، ص 64). در این دوران محل­های مخصوصی بنام کوکنار خانه وجود داشته که به منظور کیف و نشئه خشخاش را جوشانده و آب آن را می­نوشیدند . نخستین بار در دربار شاه عباس ، توسط سفیر هند تریاک کشیده شد و شاه عباس رسما این عمل را بد می­دانست و درباریان را از کشیدن ان بر حذر می داشت ( ستوده :1355، ص63).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   هیجان بخش تفکیک ­ناپذیر زندگی!

در دوران قاجاریه مصرف موادمخدر به صورت امروزی در دوره ناصرالدین شاه با فعالیت استعمارگران انگلیس شکل گرفت و در واقع موادمخدر شکل سیاسی به خود گرفت . کشت خشخاش توسط امیرکبیر در این دوره انجام و صادرات این محصول به خارج از کشور از جمله هند نیز شروع شد با وجود ممانعت دولت هند با ورود تریاک، امیرکبیر توسط شیل وزیر مختار انگلیس در ایران توانست نظر دولت هند را نسبت به این موضع تغییر دهد و وی وادار به وارد کردن تریاک از ایران کند. ورود کارگران هندی به ایران نیز به علت کشیده شدن خطوط ارتباطی بین هند و انگلیس که از ایران می گذشت باعث گسترش مصرف تریاک در ایران شد .(میرعلی، 1384 ،ص 47)

در سالهای نخست دهه 1330 دولت ایران  ، شمار معتادین کشور را بیش از 5/1 میلیون برآورد نمود و 98 درصد این افراد را معتاد به تریاک و شیره تریاک می­دانست . با توجه به جمعیت ایران در آن سالها که نزدیک به 21 میلیون بود ، رقم یاد شده 7% جمعیت کشور را در بر می­گرفت با نگاهی گذرا به اقدامات دولت ایران طی 45 سال از سال 1290هجری شمسی تا 1335 در جریان جنگ اول و دوم جهانی و چندی پس از آن ، در می یابیم که در مبارزه با کشت ، تولید ، فروش ، مصرف مواد مخدر در مراحل گوناگون ، برنامه های چندی به مورد اجرا گذاشته شده و اغلب با موفقیت کمی همراه بوده است در سال 1333 با اعلام ممنوعیت کشت خشخاش و مصرف تریاک شمار معتادین کشور تا مرز 400000 نفر کاهش یافت . بنا به دلایلی از جمله وسعت کشور ، پراکندگی بسیار زیاد جمعیت در بیش از 65000 شهر و آبادی که کنترل آنها را مشکل می نماید ، کشت سنتی خشخاش در روستاها و آشنایی کشاورزان با کشت آن ، فساد دستگاه دولتی و سود آوری کلان کشت آن برای فئودالها ، وجود دو همسایه خشخاش کار در شرق و غرب کشور ، هزینه بسیار بالای نگهداری شبکه کارکنان کنترل مواد مخدر و نبودن برنامه درمانی برای معتادان ، موفقیت در از بین بردن کشت خشخاش کامل نبود و مبارزه با مصرف غیر طبی تریاک و برنامه درمان معتادان هم هر چند کاهش قابل ملاحظه شمار مصرف کنندگان را به دنبال داشت ولی به هیچ وجه به ریشه کنی مسئله منجر نشد ( ضرابی :1359 ،ص80-87).

همچنانکه گفته شد این وضعیت دیری نپاید و با روان شدن مواد مخدر از کشورهای همسایه به ویژه مرزهای شرقی کشور که ممنوعیتی در آنها وجود نداشت ، شمار معتادین ایرانی به زودی رو به افزایش گذاشت تا آنجا که در سال 1347 ، دولت خط مشی تازه­ای را در مورد کشت و مصرف تریاک در پیش گرفت . این اقدام به منظور پیش بردن دو هدف درمان معتادین و کنترل اعتیاد به مواد مخدر صورت گرفت . معتادین به دو گروه معتادین ثبت نام شده یا کوپن دار و معتادین غیر قانونی تقسیم شدند . گروه نخست را معتادینی تشکیل می­دادند که دارای سنی بالاتر از 60 سال بوده و گمان می­رفت که شانس کمی برای درمان توانبخشی آنها وجود  داشته باشد. برای تامین نیاز این افراد به تریاک دولت کشت خشخاش را در نواحی محدودی با نظارت دولت مجاز اعلام کرد . از سوی دیگر برنامه­هایی درمانی برای درمان و توانبخشی معتادین غیر قانونی پیش بینی گردید . ( فزونی 1357،ص48). وزارت تعاون و امور روستاها ماموریت یافت تا به افرادی اجازه دهد که به کشت محدود خشخاش اقدام کنند و مقرر شد که 80 درصد درآمد دولت از تریاک ، صرف درمان معتادان و برنامه­های پیشگیری شود . در مورد معتادان این تصمیم گرفته شد که چون وسایل درمانی برای همه آنها مهیا نیست ، به علاوه به علل بیماریهای جسمی و کهولت قادر به ترک نیستند ، همچنین به این امید که مانعی در راه اشاعه هروئین ، کوتاه شدن دست قاچاقچیان و کنترل دولت شود ، در شرایط معینی با صدور کوپن ، سهمیه تریاک داده شود. اما به دلیل فراوان شدن مواد مخدر و عرضه ان در بازار توسط کسانی که افزون بر نیاز خویش تریاک دریافت می­کردند. روی آوردن گروهی از روشنفکران و کافه نشینان سرخورده به مواد مخدر به دلیل خفقان سیاسی آن دوران ، آسان بودن نگهداری ، حمل و کاربرد هروئین و برپایی آزمایشگاههای ساخت هروئین به دلیل افزایش تریاک در کشور ، این طرح با شکست روبرو گردید ( ضرابی : 1359، ص85).

به هر روی طی مدت نزدیک به 5 سال یعنی از آغاز سال 1348 تا سال 1353 برابر اعلام وزارت بهداری وقت جمعا 73344نفر بالای 60 سال . 86237 نفر زیر 60سال کوپن تریاک دریافت کرده بودند ( کی نیا : 1373، ص 68) . برابر گزارش سال 1992 کمیته کنترل بین المللی موادمخدر سازمان ملل متحد ، پیش از انقلاب اسلامی در ایران 2 میلیون نفر ( 4 درصد کل جمعیت ایران ) مصرف کننده مواد مخدر وجود داشته است . طی سالهای 1357 و 1358 به دلیل آنکه نظارت دولت بر کنترل مواد مخدر به پایین ترین سطح رسیده بود ، تولید و توزیع موادمخدر در کشور یکباره فزونی گرفت به شکلی که مزارع بزرگ خشخاش در برخی مناطق کشور یکی از زمینه های عمده فعالیت گروهی از کشاورزان را تشکیل می­داد . بر پایه برآورد مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران 5% از کل جمعیت ایران در آن هنگام معتاد به مواد مخدر بودند. از این رو مبارزه ای جدی بر علیه تولید و توزیع مواد مخدر در سال 1358 آغاز گردید که پس از گذشت چندین ماه ، این مبارزه دامنه گسترده­تری یافت و برای قاچاقچیان مواد مخدر ، تا مجازات اعدام پیش بینی گردید . این اقدام با ایجاد ستاد هماهنگی مبارزه با مواد مخدر در سال 1358 با حضور نمایندگان نیروی انتظامی ، دادگستری و وزارت بهداری تحقق یافت . هدف این ستاد ، برنامه ریزی و ایجاد خط مشی هماهنگ در امر مبارزه با مواد مخدر و ایجاد هماهنگی در میان نیروهای چندگانه انتظامی و شهربانی ، ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی بود . در سال 1359 با تصویب قانون تشدید مجازات مرتکبین جرایم و مواد مخدر و اقدامات تامینی و درمانی ، دولت در پی شدت عمل و استفاده از اهرمهای درمانی برآمد . به معتادین مدت شش ماه فرصت داده شد که نسبت به ترک اعتیاد خود اقدام کنند و مراکزی برای ترک اعتیاد به صورت سرپایی و رایگان اختصاص داده شد . سازمانهای مامور اجرای مصوبه یاد شده در یکسال نخست پس از تصویب آن موفق به نابود کردن 30هزار هکتار زمین زیر کشت خشخاش در گوشه و کنار کشور شناسایی و نابود گردید . در سال 1359 یعنی یک سال پس از مصوبه شورای انقلاب ، نزدیک به یک میلیون نفر معتاد در ایران وجود داشته است (همان،ص 70). این رقم در گزارشی که ایران در سال 1364 به کمیسیون یاد شده که نشست های خود را در شهر وین برگزار نموده بود ارائه کرد . . پس از اتمام مهلت قانونی 6 ماهه درمان، به پایان رسید و ازآن پس، اعتیاد جرم و معتاد مجرم شناخته شد . در سوم آبان 1367 قانون دیگری تحت عنوان قانون مبارزه با مواد مخدر توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید. این قانون طی 7سال اول تمام توان خود را بر روی مقابله های نظامی و اقدامات اجرایی معطوف کرده بود. تا سال1373لزوم توجه به موضوع پیشگیری به عنوان یکی از حلقه های مفقوده مطرح شد . از سال1375مراکز سرپایی معتادان به سرعت گسترش یافت. از این رو، هم زمان با ایجاد نگرش مثبت نسبت به لزوم تحقق اهداف برنامه کاهش تقاضا، اولین برنامه پنج سا له کاهش تقاضای مصرف مواد مخدر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تدوین شد(میری آشتیانی، 1385 ،ص 33).

اگر بخواهیم به سابقه اعتیاد زنان بپردازیم زنان عمدتاً از تریاک به عنوان دارویی ضددرد، خونریزی بعد از زایمان، سقط و درد‌های قاعدگی استفاده می‌کردند.

البته علی‌رقم استفاده زنان از موادمخدر در آن سال ها سهم زنان از جرایم بسیار پایین‌تر بوده است. زنان در گذشته، مصرف کننده موادمخدر، به ویژه تریاک بودند و معمولاً تریاک را به عنوان دارو استفاده می‌کردند.. تا اواخر دوره پهلوی، مسأله اعتیاد زنان، مسأله‌ای جدی نبوده است. اعتیاد در آن زمان وجود داشت ولی سهم زنان ناچیز بود. در آن زمان، سهم زنان در جرایم نیز پایین بود و مهم‌ترین جرم آن‌ها اعمال منافی عفت بوده است. بر اساس آمار، هرچه سهم زنان از جرایم بیشتر می‌شود، سهم آنها از مواد مخدر نیز افزایش می‌یابد. بر این  اساس در مطالعه‌ای که در سال 1380 انجام شد، زنان 16 درصد جرائم را به خود اختصاص داده‌اند که این در اوایل انقلاب حدود 3 یا 4 درصد بود.

گزارش ستاد مواد مخدر دربارۀ اعتیاد زنان خاطر نشان کرده  که  بین 4 تا 6 درصد مراجعین برای ترک درحال حاضر زنان هستند که از این تعداد 54 درصد آنان متأهل هستند.

گفتنی است مشکلات اجتماعی زنان معتاد در جوامع امروزی شامل جرایم مربوط به مصرف مواد مخدر، روابط نامشروع و نگرش منفی اجتماعی و فرهنگی نسبت به زنان معتاد است و این نگرشهای منفی در مورد آنها مانعی برای انگیزه ترک اعتیاد در زنان است.

 

[1] -Thebaica

2- Tebes

[3] – Virgile

[4] – Ovid

[5]- Hypnos