موانع خلاقیت کدامند؟

موانع خلاقیت

امروزه اکثر قریب به اتفاق صاحبنظران و تئوریسین های خلاقیت و نوآوری معتقدند: همه افراد کم و بیش ذاتاً خلاق هستند، اما اگر در جامعه ای افرادی دیده می شوند که اصلاً قدرت خلاقیت ندارند و یا عده ای خلاقیت بیشتری از خود نشان می دهند، علتش این است که افراد مختلف به طور غیر ارادی ممکن است از بدو تولد در شرایطی قرار گرفته باشند که موانع کمتری برای رشد و شکوفایی استعداد بالقوه خلاقیت وجود داشته است.

موانع خلاقیت عبارتند از : موانع محیطی، موانع سازمانی، موانع فرهنگی و موانع فردی شامل موانع ادراکی و احساسی یا هیجانی.

الف) موانع محیطی خلاقیت

– تأثیرات عوامل اقتصادی محیط: چنانچه فرد یا سازمانی بیش از حد تحت تأثیر عوامل اقتصادی محیط مثل نرخ بهره، تعرفه ها، نرخ ارز و … قرار گیرد، انگیزه لازم برای کارهای خلاق را از دست می دهد.

– تأثیرات عوامل بازار و عرضه کنندگان: توجه بیش از حد به رکود و رونق بازار یا افزایش مواد و کاهش عرضه کنندگان و … به مرور در فرد یا سازمان قالب های ذهنی ای ایجاد می کند که مانع خلاقیت می شوند و همواره امور خلاق و تصمیمات مربوط به آن را تحت لوای آن قالبش بررسی می کنند.

– ویژگی و مشخصات صنعت مربوطه: امکان نوآوری و خلاقیت در بعضی از صنایع به دلایل خاصی از قبیل نوع تکنولوژی یا نو بودن آن رشته و … بیشتر است؛ مثال بارز آن صنعت کامپیوتر است.

– سیاست های دولت: بسیاری از سیاست های دولت می تواند به یک مانع برای خلاقیت ختم شود؛ مثل تشویق نکردن واحدهای تحقیق و توسعه R&D ، مبتکران و مخترعین و … .

–  عوامل فرهنگی: به عنوان نمونه ترس از انحراف از قراردادهای اجتماعی می تواند یکی از بزرگترین موانع خلاقیت گردد.

– قوانین  و مقررات: بعضی از قوانین و مقررات می تواند صدمه روحی و مالی شدیدی به افراد خلاق کشور زده و عملاً مانع بزرگی برای رشد خلاقیت گردد؛ مانند قانون ثبت اختراعات ناقص یا غلط.

– نظام آموزش و پرورش سنتی: نظام آموزش مبتنی بر تفکر عمودی یا منطقی که در آن گفتار و کردار فی البداهه کودک تبدیل به گفتار و کردار استاندارد و کلیشه ای می گردد؛ نظام آموزشی که در آن معلم مطالبی را عرضه می کند و شاگرد خوب آن است که عین آن مطالب را تحویل دهد، آموزشی که روش یادگیری خاصی را تعیین کرده و آن را اجباری می کند و به طور کلی نظام آموزشی که کودکان را جام های خالی می داند که معلم باید آن ها را پر کند؛ یکی از بزرگترین موانع خلاقیت هستند.

 

ب) موانع سازمانی خلاقیت

– عدم دسترسی به اطلاعات: احصار اطلاعات در سطوح بالا یا پایین سازمان یکی از موانع یادگیری و خلاقیت سازمان می باشد که عمدتاً ناشی از بی صلاحیتی و عدم تخصص کارکنان و گزینش رابطه ای و یا نظام ارزیابی و تشویق غلط سازمان است.

– فقدان ارتباطات افقی و عمودی مناسب: افراد خلاق باید بتوانند صحت افکار و ایده های خود را به راحتی و به سرعت مورد آزمایش و سوال قرار دهند و به خصوص جویای نظر مسئولین و متخصصین سازمان مطبوع خود شوند لذا چنانچه نتوانند به راحتی و به سرعت با مدیران ارشد سازمان ملاقات نمایند، نمی توانند به اهداف خود دست یابند.

– اندازه سازمان: سازمان های بزرگ به دلیل بوروکراسی، تمرکز و ساختار سازمانی مکانیکی حاکم بر آن، مانع خلاقیت کارکنان می شوند و سازمان های کوچک به دلیل دسترسی نداشتن به منابع مالی  و ناتوانی در جذب متخصصین رده بالا نمی توانند نوآوری های انقلابی بیافرینند. امروزه سازمان های بزرگ با سازوکارهای خاصی مانند: ایجاد شرکت های خود مختار تحت پوشش، گروه های مخاطره پذیر نوآور، کار اشتراکی و یا اشتراک زمانی توانسته اند ضمن حفظ امتیازات و محاسن سازمان های بزرگ از مزایا، انعطاف پذیری، سرعت عمل و خلاقیت شرکت های کوچک نیز بهره مند شوند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مزایای تفکر امیدوارانه

– ساختار نامناسب سازمانی: معمولاً سازمان هایی که سطوح ساختار سازمانی آن ها بیشتر از سه الی چهار سطح می باشد، مجبورند با مقررات و ارتباطات خشک و رسمی و کنترل سخت گیر و جزء نگر، بر امور جاری شرکت نظارت کنند و یا آن ها را هماهنگ و هدایت نمایند که برای افراد خلاق مانع بزرگی است.

– فقدان سیستم پیشنهادات موثر و سریع: سیستم پیشنهادی که پیشنهادهای جدید اما ناقص را نمی پذیرد و تنها ایده های کامل و دارای نقشه دقیق و منطقی را ثبت و تشویق می کند سیستم مناسبی برای رشد و توسعه خلاقیت کارکنان نیست، هم چنین سیستم پیشنهادهایی که فرد پیشنهاد دهنده را مدت زیادی برای بررسی و اظهار نظر کمیته فنی و غیره منتظر می گذارد و یا سیستم هایی که مسئولین صرف یافتن ایده های جدید برای ارائه خدمات یا ساختن محصول می کنند و گاهی تحقیق محض انجام می دهند. اینگونه تحقیقات برای پیشرفت دانش بدون تلاش برای یافتن کاربرد فوری آن صورت می گیرد.

ج) موانع فرهنگی خلاقیت

– مذهب: بعضی از مذاهب و فرق به طور کلی یا نسبی و موردی، خلاقیت و نوآوری را به شکل رسمی و غیر رسمی نهی کرده و اموری مثل تکنولوژی را راهی انحرافی یا غیرمستقیم می دانند که زندگی بشر را به مخاطره می اندازد. البته در اسلام بعضی از خلاقیت ها، نه تنها پسندیده نیست بلکه امری نکوهیده به شمار می آید و خلاقیت در بعضی از امور دینی و احکام الهی بدعت نامیده می شود که گناهی نابخشودنی محسوب می گردد.

– خیال پردازی به معنی وقت تلف کردن، تنبلی و حتی دیوانگی است: در بعضی از جوامع و فرهنگ ها مثل کشور خودمان، به طور رسمی یا غیر رسمی چنین اعتقادی وجود دارد که خیال پردازی کار انسان های تنبل یا دیوانه است و آن را امری لغو و باطل می پندارند. به همین دلیل سمت راست مغز فعالیت کمتری کرده و از قدرت خلاقیت کاسته می شود.

– ترجیح دادن سنت ها به تغییر و تحولات: یکی از مشکلات و موانع ریشه ای خلاقیت، در بسیاری از فرهنگ ها، تعصب و وابستگی بیش از حد و بی مورد به سنت ها و آداب و رسوم است، حتی آدابی که اساساً یا ریشه غلط داشته اند و یا در زمان و شرایط خاص خود درست بوده اند و اکنون هیچ گونه توجیه عقلی و منطقی ندارند.

– هر مشکلی با پول  و تفکر علمی حل می شود: این جمله در فرهنگ هایی مانع خلاقیت می شود که پیشرفت علم را ناشی از خلاقیت عالم نمی دانند؛ لذا در آن جوامع، خلاقیت هیچ مشکلی را حل نمی کند و به همین دلیل جز اتلاف وقت و پول، چیز دیگری به ارمغان نمی آورد.

د) موانع فردی خلاقیت

– موانع احساسی- هیجانی خلاقیت:

  • ترس از شکست یا ریسک گریزی
  • عدم تحمل مسائل مبهم
  • تمایل به قضاوت در مورد ایده ها، در مقابل تولید ایده های جدید
  • ناتوانی در سپردن موضوع به ضمیر ناخودآگاه
  • نداشتن هیجان، شور و رقابت پذیری
  • ضعف خیال پردازی و ناتوانی در تشخیص واقعیت از خیال

– موانع  ادراکی خلاقیت:

  • دیدن چیزی که انتظار دیدن آن را داریم
  • سختی مجزا کردن مسئله از سایر امور
  • سختی تعریف دقیق و صحیح مشکل تمایل به محدود کردن قلمرو مشکل
  • ندیدن مشکل از زوایای مختلف
  • استفاده نکردن از همه حواس پنجگانه
  • اشباع (عدم ضبط همه اطلاعات ورودی به ذهن).