منبع مقاله درمورد پوشش زنان، زنان مسلمان، فقهی و حقوقی، پوشش بانوان

ا عنوان شخصیت زن و چادر برترین نوع پوشش و راه های ترویج حجاب می باشد.
چادر برترین و کامل ترین نوع پوشش است. زیرا از دغدغه های ناشی از خودنمایی و تکلف های بیهوده کم می کند و برای ترویج حجاب هم می توان با آموزش در مدارس توسط معلمین و مسئولین و با تشویق خانواده و مسئولین و فعالیت های فرهنگی و هنری و علمی و … اثرات مؤثری در ترویج حجاب داشته باشیم.
* حجاب از منظر فقهی و حقوقی نام تحقیقی است که توسط لیلا ناصری ومصطفی ناصری،مجله طنین یاس، آماده شده است.
گرایش به پوشش و عفاف یک گرایش فطری در میان زنان و مردان است. اما میزان و شکل آن رابطه مستقیمی با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. احکام‌ اسلام‌ بر اساس‌ جلب‌ مصالح‌ و دفع ‌مفاسد مبتنی‌ بر فطرت پاک‌ انسان‌ و عدم‌ ضرر است‌. خالق‌ انسان‌ بهتر از هر نهاد یا منبعی‌ می‌داند که‌ نیاز فطری‌ انسان‌ چیست‌؛ زیرا بدون‌ تردید اگر پروردگار را تنها علت‌ اصلی‌ پیدایش‌عالم‌ هستی ‌بدانیم‌، به‌ طور قطع‌ علم‌ و عدالت‌ آن‌ ذات ‌بی‌همتا اقتضا دارد که‌منبع‌ اصلی‌ قانونگذاری‌ نیز برای‌ رفتار و گفتار شخصی‌ و اجتماعی‌ انسان ‌باشد.
تاریخ مکتوب انسانی مدنی، بر این واقعیت گواهی می دهد که همزمان با آغاز زندگی اجتماعی بشر، در قالب خانواده، خویشاوندان و جامعه، مفاهیم محرم و نامحرم و گونه ای از حریم گیری و محدودیت، به عنوان معیار بایدها و نباید ها در برقراری روابط جنسی، شکل معاشرت، چگونگی تماس گفتاری و پوشش بدنی، مطرح بوده و جلوه حجب، حیا و عفاف او به حساب می آمده است.
یکی از نمادهای حیا و عفاف، نماد پوشش و لباس، بوده است و پایبندی به آن برای زنان یک کمال به حساب می آمده است. ولی چهار قرن پیش، در اثر رنسانس در غرب فرهنگ شرم ستیزی و عفت گریزی، طراحی گردید. با این تحول، محرم و نامحرم معنای خود را از دست داد، شرم، حیا و عفت همراه با لباس زن فرو ریخت، تمام محدودیتها، در تعامل دو جنس مخالف، از میان برداشته شد و پوشش اندام مشخص کننده جنسیت زن، نشانه عقب ماندگی و مخالف حق آزادی او قلمداد گردید.از آن جا که در دهه‌های اخیر برخی کشورهای اروپایی محدودیت‌هایی برای پوشش زنان مسلمان وضع نموده‌اند، لذا تبیین حقوق اقلیت‌ها در حقوق بین‌الملل ضروری می‌باشد.
این مقاله ضمن اشاره به مفاهیم ، مبانی و تاریخچه ی حجاب ، به بررسی این مقوله از منظر فقهی و حقوقی ( داخلی و بین المللی ) می پردازد. در نهایت برآیند مقاله این است که با احراز شرایط در مورد مجرم، عمل بی حجابی، جرم تلقی می شود و قابل مجازات است و ممنوع دانستن حجاب نقض حقوق بشری افراد و آزادی دینی آنان است و بیشتر ناشی از فشارهای سیاسی و اجتماعی می‌باشد.
* دفتر مطالعات امور زنان نیز تحقیقی به عنوان حدود حجاب از منظر کتاب و سنت گردآوری نموده است که در اینجا آورده ام.
در این تحقیق مانند سایر تحقیات حجاب به بیان تعریف لغوی حجاب پرداخته و در ارتباط با حدود حجاب آیاتی را که در قرآن آمده است ذکر کرده است. از جمله آیه ۳۱ سوره نور و یا آیه ۵۹ سوره احزاب در خصوص حدود حجاب به طور کامل و مبسوط بیان نموده است.
بنابراین از تتبع در اقوال مفسران بزرگ شیعه وسنی بدون هیچ تردیدی میتوان فهمید که آیات مربوط به حجاب در کمال صراحت چگونگی پوشش بانوان را بیان می داردو پیامش لزوم پوشش سر و گردن و سینه هاست و پنهان ساختن زینت هایی به صورت آشکار وظاهر نمی باشد که اتفاق نظر همه مفسران از زینت های آشکار وجه کفین است.علاوه برپوشش سروگردن وسینه، جلباب که از آن به روپوش با چادر …. تعبیر می گردد لزوم پوشش سرتاسری بدن را بنحوی که حجم آن مشخص نباشد روشن می سازد. بنابراین این طرح که برای پوشش بانوان در مجامع پیشنهاد می گردد به هر صورتی که باشد از شاخص های روایی و قرآنی فوق که بطور مبسوط بیان گردید تبعیت نماید.

۱-۸- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات
حجاب: از حجاب می توان از دو بعد لغوی و معنوی تعریف کرد.در ساده ترین تعریف به معنای فاصله میان دو چیز وحتی در جای دیگر به معنای ستر که همان پوشش است (الفراهیدی ۱۴۰۸ق، ۱۲۰).
خمار: جمع خمردر کتاب خمرآمده است.لباسی است که زن سررا باآن می پوشاند.
قاموس قرآن-قرشی-سیداکبر
جلباب: جمع جلابیب است درآن لباسی است که زن را در بر می کند و همه بدن خود را می پوشاند (محمدبن مکرم ۱۴۱۷ق، ۷۸).

فصل دوم:
مفهوم شناسی

۲-۱- حجاب
حِجاب پوشش سر و سینه ویژ? زن مسلمان بالاتر از سنِّ بلوغ در برابر مردانِ بالغ است. حجاب دوگونه است: حجابِ شرعی و حجاب اجتماعی. در قرآن، خدواند زن رابه حجاب شرعی فرمان داده است و آن “منع اختلاط او با مردان در جاهایی که شبهه می آورد” و “خودداری او از آنچه که شایسته اش نیست.” امّا حجاب اجتماعی (پوشاندن سر و چهره)، شیو? پوشاک کشورهای گوناگون اسلامی است و این حجاب از دین نیست و مربوط به فرهنگ اجتماعی و جایگاه زنان در آن کشور است.
حجاب از دیدگاه فقها یکی از احکام اسلامی است که برای پوشش زنان و مردان وضع شده‌است و اصطلاحاً عبارت است از پوشاندن ضروری مو و سایر اعضای بدن به جز صورت و دو دست و گاهی دو پا توسط زنان مسلمان تنها در صورتی که کنیز نباشند. در برابر مردانی است که طبق شریعت اسلامی نامحرم شمرده می‌شوند. درباره پوشش مردان نیز، حداقل مقدار پوشش واجب حفظ عورتین است.
امروزه حجاب در کاربرد عام به پوشش ضروری زنان اطلاق می‌شود و به یکی از نمادهای بسیاری از جوامع اسلامی تبدیل شده و در برخی کشورها از جمله ایران رعایت آن در مکان‌های عمومی برای همه زنان (با هر اعتقاد دینی) اجباری است. با وجود این، گروهی از نواندیشان دینی شیعه و سنی وجوب حجاب در اسلام را زیر سوال برده‌اند.
(حجاب) از مفاهیمی است که کثرت استعمال آن در مباحث مختلف، تبیین معنای دقیق آن را ایجاب می‌کند. این واژه در اصطلاح عرفان به معنای فاصله میان خالق و مخلوق است که سالک باید در رفع و ازاله آن به جد بکوشد تا به مقام لقاء الله نائل گردد.
در علم فقه مراد از حجاب، پوشش خاص زنان است که همه بدن را به جز صورت و کف دو دست تا مچ شامل می‌شود. این واژه در آیات و روایات نیز به کار رفته، اما معنای لغوی آن (مانع و حائل) مراد بوده است. لذا استفاده از این لفظ در معنای پوشش زنان نسبتاً جدید است.
حجاب فقهی را نمی‌توان دقیقاً مترادف واژه پوشش دانست؛ زیرا هر پوششی، حجاب نیست.
یا به صورتی دقیق‌تر گفته‌اند: )اصل الحجاب الستر الحائل بین الرائی و المرئی(
مطابق این دسته از تعاریف حجاب پرده‌ای است که میان بیننده و آنچه می‌بیند، حـائـل مـی‌شـود. البته لغت‌دانان “ستر” را هـم بـه مـعنـای پـرده و هـم پـوشـش آورده‌انـد.
علم دیگری که واژه حجاب در آن مصطلح است و معنا و کاربرد خاصی دارد، علم فقه می‌باشد که در آن احکام شرعی تبیین و تشریح می‌گردد. همچنین به نظر می‌رسد فهم عرف از واژه حجاب بیشتر ناظر به معنای فقهی آن است.
فقها در تعریف حجاب گفته‌اند: “الحجاب ما تلبسه المرأه من الثیاب لستر العوره عن الأجانب”
حجاب لباسی است که زن برای حفظ عورت از اجانب می‌پوشد.
تحقیق و تفحص در کتب فقهای مسلمان (اعم از سنی و شیعه) ما را به این حقیقت رهنمون می‌سازد که حجاب به عنوان یک تکلیف شرعی و حکم الهی جایگاه خاص و ویژه‌ای در شرع مقدس اسلام دارد؛ به‌گونه‌ای که اصل این حکم از ضروریات دین بوده و تنها اختلاف در جزئیات مسأله است.
همچنین در کتب و منابع فقهی بیش از سی دلیل عقلی و نقلی بر وجـوب و ضـرورت حجاب اقامه شده است که خود نشان‌دهنده اهمیت ویژه آن می‌باشد. پوشش عنوان دیگری از سوی برخی از اندیشمندان از جمله مرحوم مطهری مطرح شده است.پوشش معادل (دستور زبان عربی) است که این تعبیر در قرآن و روایات و کلمات فقها هم بکار رفته است.ستر در لغت به معنای پوشش وآن چیزی است که به وسیله آن چیز دیگریپوشانده می شود. معنای اصلی این کلمه در وجه مصدری آن: ستر قرار داشتن شی ء در زیر ساتر و پوشاننده و پوشیدگی مطلق باهر وسیله ای است.
در قرآن در ماجرای ذوالقرنین ،ستر بهمین معنا بکار رفته است: تا اینکه زمانی که به محل برآمدن خورشید رسید، آن را چنان یافت که بر قومی طلوع می کرد که برایشان در برابر آن پوششی قرار ندادیم، کهف۹۰ آنچه از نظر شارع مهم است اندازه و حدود پوشش است و مصادیق آنکه به صورت لباس های مختلف در میان اقوام و ملیت ها و فرهنگ های مختلف ظهور پیدا می کند و تابعی از فرهنگ و شرایط جغرافیایی اجتماعی و اقتصادی است، اهمیت قابل ملاحظه ای ندارد.
نام بردن از برخی پوشش ها در قرآن و روایات نیز منوط به این دلیل بوده است که استفاده از آنها در آن زمان و از پیش در جزیره العرب متداول بوده است و از ویژگی خاص برخوردار نبوده اند.
براین اساس، پوشش اسلامی بانوان از نظر نوع لباس می تواند به لحاظ فرهنگ ها و ملل مختلف و در زمان ها و دوره های مختلف تنوع داشته باشند و با در نظر گرفتن سلیقه های متنوع این تنوع زیادتر خواهد بود.
آیا می دانید که در کتاب آسمانی علاوه بر آن حجابی که دیده اید دو پوشش دیگر هم برای ما اعم از زن و مرد توصیه شده است؟ ما سه پوشش داریم!!
بله، لباس که پوشاننده زینت های ظاهری و جسمی می باشد، اولین پوششی است که ذکر آن در کتاب آسمانی ما به میان آمده است.
مقدار این پوشش در هنگام حضور در اجتماع، خانواده و نزد همسر و در خلوت متفاوت است تا جایی که هنگام خلوت نمودن با همسر می توان آن را به کلی کنار گذاشت (طیب۱۳۸۷، ۴۵).
اما حتی در این هنگام هم انسان بدون پوشش است؟ نه، زیرا در مذهب ما انسان هیچ گاه بدون پوشش نیست حتی در هنگام خلوت با همسر قران در این مورد تعبیر زیبایی دارد و می گوید همسران شمه لباس شما هستند و شما هم لباس همسران خود هستید. (هن لباس لکم و انتم لباس لهن..) زنان شما جامه شما هستند و آنها لباس شما (سوره بقره آیه ۱۲۷).
بنابراین ازدواج و گزینش همسر محافظ و پوشش دومی است که در کتاب آسمانی ما برایمان مقرر می نماید.
مثلا فردی را مجسم کنید که ازدواج نکرده و لباس های خود را هم برای تعویض از تن درآورده ،به نظر می رسدکه دیگر قطعا در این هنگام بدون لباس است ،اما در کتاب آسمانی از پوشش دیگری سخن به میان آمده که همه انسانها در همه حال باید آن را به تن داشته باشند.
تقوا،تقوا سومین پوششی است که در قرآن از آن تعبیر به لباس می کند که در همه حال باید برتن انسان ها باشد.
ظاهراً هریک از این سه لباس اهمیت خاص خود را داشته و در عین حال لباس تقوا از لباس همسر و لباس ازدواج از لباس ظاهر حائز اهمیت تر می باشد.اما این لباس ها به نوبه خود اهمیت دیگری هم دارند و آن این است که هر یک

دیدگاهتان را بنویسید