مفهوم نگرش مذهبی از دیدگاه روانشناختی

مفهوم نگرش مذهبی :

ویلیام جیمز[1] بنیانگذار روان شناسی در آمریکا ونویسنده مقاله انواع تجارب مذهبی در سال 1902 بیان می کند: ایمان بدون شک مؤثرترین درمان اضطراب است ایمان نیروئی است که باید برای کمک به انسان در زندگی وجود داشته باشد و فقدان ایمان زنگ خطری است که شکست انسان را در برابر سختی های زندگی هشدار می دهد. همچنین ویلیام جیمز بیان می کند قدرتی که دین برای تحمل مشکلات به انسان می دهد هرگز از عهده اخلاق بر نمی آید ،زیرا شور و حرارتی که با باور به  دین در انسان ایجاد می شود هرگز از عهده اخلاق بر نمی آید . یونگ[2]  دین را یکی از قدیمی ترین و عمومی ترین تظاهرات روح انسان دانست و از این رو نمی توان دست کم اهمیت دین را به عنوان یک پدیده اجتماعی و تاریخی نادیده گرفت. پارگامنت[3]، نقش روانشناختی مذهبی را در کمک به مردم برای درک و کنار آمدن با رخدادهای زندگی توصیف نموده است مذهب می تواند در ایجاد احساس امید، احساس نزدیک بودن به دیگران، آرامش هیجانی، فرصت خود شکوفائی، احساس راحتی، مهار تکانه، نزدیکی به خدا و کمک به حل مشکل مؤثر باشد (یگانه،1392).

فیلیپ پنیل [4]معتقد بود که مذهب به سلامتی روان بیماران کمک می کند و در نهایت اینکه او فساد اخلاقی را یکی از عوامل پیدائی مسئول بیماریهای روانی می داند. هیروث[5] اظهار کرد فقدان باورهای مذهبی علت اصلی بیماریهای روانی است و بیمار روانی از طریق آموزش اصول مذهبی بهتر درمان می شود. رفتارها و باورهای مذهبی ،تأثیر مشخصی در معنا دار کردن زندگی افراد دارند ٍ،رفتارهائی مانند عبادت ،زیارت و توکل به خداوند می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرشهای مثبت ،موجب آرامش درونی افراد گردند . داشتن معنا در زندگی ،امیدواری به یاری خداوند در شرایط مشکل زا ،بهره مندی از حمایت‌های اجتماعی و معنوی، احساس تعلق داشتن به منبعی والا همگی از جمله روشهائی هستند که افراد مذهبی با دارا بودن آنها می توانند در مواجهه با حوادث آسیب رسان ،فشار کمتری را متحمل شوند از طرفی به نظر می رسد که جهت گیری مذهبی ممکن است موجب احساس شادکامی شود این امر به این دلیل است که رابطه شخص با نیرویی برتر سبب چشم انداز مثبتی در زندگی می‌شود (عسگری،1392).

شواهد پژوهشی نشان داده است که اعتقادات مذهبی درست بسیاری از نیازهای اساسی انسان را بر آورده کرده و خلأهای اخلاقی، عاطفی و معنوی اورا پر می کند. این عامل پاسخ بسیاری از پرسشها را می دهد و بسیاری از مسائل را روشن می کند و اطمینان امید و قدرت را در فرد تحکیم می‌کند و خصوصیات اخلاقی و معنوی را در اجتماعات استحکام می بخشد و پایگاه بسیار محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیتهای زندگی ایجاد می‌کند. (دبیری نژاد،1387) هر جامعه ای در مسیر رشد خود ارزشهای اخلاقی معینی را می پروراند که به نسلهای بعدی منتقل می‌شود. این ارزشهای اخلاقی رهنمودهایی را برای رفتار انسان و معیارهایی را برای ارزشیابی کیفیت و چگونگی سازگاری فرد بدست می دهند (غلامی،1390) .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعاریف مختلف از تعهد سازمانی از نظر روانشناختی

مذهب یک پدیده چند بعدی است و ابعاد متفاوتی از مذهبی بودن می تواند بر زندگی انسان اثر گذارباشد و زمینه ساز آرامش و امنیت روانی و سازگاری وتعادل ویژگیهای شخصیتی گردد.همچنین فروم[6] معتقد است که دین و نیاز نیایش خدا جلوه ای از نیاز انسان کامل و گریز از یک حالت دو گانگی است اخلاق الهی در حفظ روحیه سالم رشد و بالندگی روحی مطرح می شود .امروزه در بیشتر جوامع به تجربه ثابت شده است که خانواده های مذهبی نسبت به خانواده های سست مذهب دارای آرامش فردی خانوادگی و اجتماعی بیشتری هستند و بین میزان عمل به باورهای مذهبی و سلامت عمومی رابطه معنا داری وجود دارد به طوری که با کاهش عمل به باورهای دینی و مذهبی از میزان سلامت عمومی کاسته می شود (بخشی پور،1387).

مذهب به عنوان مجموعه ای از باید ها و نبایدها و اعتقادات و نیز ارزشهای اختصاصی و تعمیم یافته ،از مؤثرترین تکیه گاه های روانی به شمار می رود که قادر است معنای زندگی را در لحظه لحظه های عمر فراهم کند و در شرایط خاص نیز با فراهم سازی تکیه گاه های تبیینی ، فرد را از تعلیق و بی معنائی نجات دهد و منظور از نگرش مذهبی ،نگرش نظام داری از باورها و اعمال نسبت به امور مقدس است پیوستاری است که معطوف به امر مقدس در دو بعد آشنائی و دین باوری می شود نگرش به امور ما ورائی است که احراز و تقویت آن یگانگی ،ثبات،استمرار و پایداری فرد در جامعه را موجب می شود (یاوری،1385) .

[1] – William james

[2] – Yong,A.

[3] – Pargament,K.L.

[4] – Philip penyl,

[5] – Hyrous,D.

[6] – Froom,A.