ماکسیم

دانلود پایان نامه

درباره مقام و شأن انسانی
است. کانت در بنیاد ما بعد الطبیعه اخلاق میگوید: “اندیشه ، شرف ذاتی خردمند است که از هیچ قانونی جز آنچه که خود وضع کرده است پیروی نمی کند.”۱۱۷
تِرَنس اِرْوین در جلد سوم ” پیدایش فلسفه اخلاق ” می نویسد:”کانت مدعی است اراده خود مختار برای خودش قانون وضع میکند یا اینکه اراده بر اساس قانون خودش عمل میکند نه براساس قانونی که خارج از اراده وجود دارد.” ۱۱۸
اراده باید خود مختار یا خود قانونگزار باشد . به عبارت دیگر اراده باید اصل یا قانونی متعلق به خودش داشته باشد. اگر این اصل از خارج به اراده تحمیل شود اراده آزاد نخواهد بود.
پس در نظر کانت خود مختاری اخلاقی داشتن یعنی عمل کردن بطور آزاد از دخالت حوادث وعوامل طبیعی در جهان پدیداری . به این معنی هیچ منبع خارجی نمی تواند و نباید اراده رامحدود کند. در نتیجه : “قانون خود اراده باید قانونی باشدکه اراده آن را ایجاد میکند و در ظرف حقیقت پیشین کشف نمی شود.”۱۱۹
برداشت کانت از خودمختاری مستلزم قانون اراده است که می بایست از انتخاب اراده ناشی شود.اراده خودمختار قانونی را که میخواهد تعیین کند در خارج از خودش جستجو نمی کند. یعنی:”ازحریم خود فرا رود وبخواهد این قانون را در خصلت هر یک از متعلقات و موضوعاتش پیدا کند.”۱۲۰ “بنابر این قانونی که اراده معین می کند قانونی مناسب اراده است و از هیچ متعلق میلی سرچشمه نمیگیرد.”۱۲۱
وقتی که کانت ادعا میکند خود مختاری مبتنی است بر اینکه اراده خودش قانون بدست دهد می خواهد بگوید: “اراده الزام قانون را تحمیل (وضع) میکند و نه تنها تصمیمی نمی گیرد که قانون اخلاقی چه چیزی باید باشد بلکه انتخاب نمی کند که آیا آن را بپذیرد یانپذیرد. از این امر نتیجه میشودکه اراده قانون گزار است.”۱۲۲
بنابراین چون اراده آزاد باید قانونی داشته باشد و برای اینکه اراده آزاد باشد باید این قانون متعلق به خوش باشد یعنی خود اراده آن را وضع کرده باشد و هیچ چیز تعیین نکند که آن قانون چه چیزی باید باشد. به عبارت دیگر اراده آزاد بایدکاملاً خود- تعیین کننده باشد و برای اینکه اراده آزادباشد نباید قانون یا اصلی ازخارج به آن تحمیل شود.
لذا کانت اخلاق را چیزی می داند که انسان با عقل خود بر می سازد پس باید انسان استقلال داشته باشد تا قانون اخلاقی وضع کند.همچنین اختیار شرط امکان امر مطلق یا قانون کلی اخلاق است و امر مطلق هم الزام آور است و الزام ملازم با تکلیف است و تکلیف بدون اختیار معنا ندارد پس اختیار از لوازم عقل عملی است که برای انسان در عمل به اثبات می رسید. “اختیار عبارت است از توانایی اداره شدن به وسیله عقل. اوامر عقل عبارتند از قوانین اختیار: اصولی که عقل به وسیله آنها عمل را تعیّن می بخشد.به طوری که علاوه بر علیّت ناشی از طبیعت علیّتی ناشی از اختیار نیز وجود دارد و اختیار عبارت است از تبعیت از دومی. کانت این توانایی به انگیخته شدن تنها توسط عقل را خود مختاری اراده می نامد. “۱۲۳
درنگاه کانت کارهائی که انسان انجام می دهد یا از سر وظیفه یا مطابق وظیفه است کاری که مطابق وظیفه باشد از روی میل است و ارزش ذاتی ندارد اما کاری که از سر وظیفه باشد فی نفسه داراری ارزش است. مثلاً فروشنده ای که برای جلب مشتری یا فروش بیشتر گران فروشی نمی کند کارش مطابق وظیفه است ولی ارزش اخلاقی ندارد اما اگر گران فروشی را فی نفسه عمل زشتی بداند و از آن خودداری کند (وتنها خودش از این نیت خبر داشته باشد) کارش را از سر وظیفه انجام داده است و دارای ارزش اخلاقی است.
کانت مدعی است “از نقطه نظر اخلاقی کسانی را تحسین میکنیم که از روی وظیفه عمل می کنند: آنان عملی را انجام می دهندکه اخلاقاً الزامی است (تنها) به دلیل اینکه اخلاقاً الزامی است نه از روی میلی مشخص. آنان عملی را که اخلاقاً الزامی است تشخیص می دهند و باور دارندکه الزامی بودن عمل دلیلی کافی برای انجام آن است.”۱۲۴
حال کانت می گوید اگر اراده ای برای ادای تکلیف طبق یک قانون کلی اخلاقی عمل کند اراده خیر است و میتوان آنرا خیر مطلق نامید. اراده خیر یگانه چیزی است که به شکلی نا مشروط وفی نفسه خیر است. وی از مفهوم نامشروط بودن اراده نیک به مفهوم تکلیف اخلاقی میرسد .فقط تکلیف اخلاقی است که از هرگونه شرطی آزاد است و هدفی بیرون ازخود ندارد بلکه خودْ غایت است. اراده نیک به صورت عمل کردن برای ادای تکلیف ظاهر میشود ومعنی آن احترام به قانون اخلاقی است.
۵-۲- قانون اخلاقی :
کانت معتقد است قانون اخلاقی بر ساخته ی خود عقل است بدون آن که عناصر تجربی درآن دخیل باشد. عقل عملی به وسیله ی قانون اخلاقی تعیین کننده ی اراده است . ازطرفی صفت قانون اخلاقی بایستن است پس قانون اخلاقی چون ازعقل صادر میشود باید به صورت فرمان درآید وفرمان هم الزام آوراست. “قانون فقط آن چیزی است که مفهوم ضرورتی نامشروط و عینی را، در بر دارد، و در نتیجه دارای اعتبار عام است؛ و فرمان قانونی است که باید به آن گردن نهاد حتی اگر بر خلاف میل باشد.” ۱۲۵ “تنها عقل محض درحد ذات خود عملی است و قانون کلی که از آن به قانون اخلاق تعبیرمی کنیم اعطا میکند.”۱۲۶
از نظر کانت با اراده که چیزی جز عقل عملی نیست میتوان تشخیص داد کاری که انجام می دهیم از روی میل است یا سرچشمه ی دیگری دارد. آن سرچشمه ی دیگر تکلیف است ک
ه راهنمای اراده است وتکلیف اخلاقی است که اراده را برای انجام کار نیک راهنمائی میکند. ضابطه ی چنین تکلیفی از نظر کانت امر است. اوامر یا مشروط و یا مطلق اند. کانت در اخلاق معتقداست که امور مشروط اموری اند وابسته به اینکه ابتدا چه اتفاقی می افتد، سپس آن امور در پی آن اتفاق روی می دهند و این اتفاقات در جهان تجربی ظهور می کند. در مقابل کانت از امر مطلق سخن می گوید:”در عقل عملی تقسیمی میان امر مشروط۱۲۷ و امر مطلقبرقرار است اولی نوعاً با یک “اگر …” شروع می شودنظیر ” اگر می خواهی بمانی، مؤدب باش!” در اینجا غایت، مشروط است، و امر وسیله دستیابی به آن را بیان می کند. امرهای مطلق نوعاً حاوی “اگر” نیستند. آنها آنچه را باید به طور غیرمشروط انجام داد.علامت این حالت حضور یک باید است :
“شما باید درب را ببندید.” در “باید” مطلقا واجد امر حقیقی عقل هستیم. “۱۲۸
کانت می گوید اخلاق از رهگذر متعین ساختن اراده در قالب امر مطلق شکل میگیرد. اراده متعین و اصول اخلاقی برآمده ازآن ، که به نام امر مطلق و امر نا مشروط ازآنها یاد می کند، کاشف نومن هستند نومنی که نسبتی با عالم واقع ندارد. کانت برترین نمونه ی قانون اخلاقی را همان امر مطلق میداند.” اوامر مشروط حاوی صرف دستور های مهارت اند وبه عکس اوامر گروه دوم (نامشروط) اوامر مطلق اند و تنها همین اینها قوانینی عملی اند . کانت قاعده ی عملی را بر
ساخته ی عقل میداند.”۱۲۹
همچنین میل و عواطف میتواند در اوامر مشروط حضور پر رنگی داشته باشند: “اوامر مشروط به میلی از پیش متکی اند. این میل می تواند بالفعل باشد نه صرفا ممکن. اما قانون عملی
بر روی عقل بنا شده است که مستقل ازامیال و خواهشهای کنشگر است.”۱۳۰
کانت میگوید: امرمطلق قانون اراده آزاد است وهیچ فشار خارجی را بر فعالیتهای اراده آزاد تحمیل نمیکند و صرفاً از طبیعت اراده ناشی میشود.
۶-۲- امر مطلق :
انسان به میزانی انسان است که بکوشد اراده ی آزاد خود را به منصه ی ظهور برساند و وقتی اراده ی خیر به منصه ی ظهور میرسد، امر مطلق را به دست میدهد. در واقع در فلسفه ی کانت امر مطلق عبارت است از اراده ی خیر متعین شده و چون از ساحت نومنال نشأت میگیرد نسبتی با عالم پدیداری ندارد ومطلق است یعنی متصف به وصف کلیت و ضرورت و تخلف نا پذیر است . امر مطلق ملاکی برای محقق شدن اراده ای به دست می دهد که ازآن در وادی اخلاق
سخن می گوئیم.
بگفته پل گایِر : “کانت مدعی است اصل اساسی اخلاق باید برای هر موجود عقلانی بدون قید و شرط معتبر باشد. اگرهر موجودی بطور کامل عقلانی باشد خود به خود بر طبق این قانون عمل می کند.اما ما انسانها کاملا عقلانی نیستیم و بنابراین اگر چه ما درستی مطلق قانون اخلاقی را تشخیص می دهیم ،این قانون به عنوان یک محدودیت برای ما ظاهر می شود ، چیزی که می تواند ناسازگار با جنبه ضد عقلانی ما باشد.بنابراین اصل اساسی اخلاق خودش را به ما در صورتی از امر مطلق ارائه می کند: مطلق برای اینکه درخواست هایش بدون شرط است اما امر
است برای اینکه تشخیص می دهیم باید از این قانون پیروی کنیم.”۱۳۱
امر اخلاقی یا امر مطلق باید به گونه ای باشد که ماکسیم آن قابلیت تعمیم پذیری داشته باشد یعنی کسی که می خواهد آنرا انجام دهد بنابر اصل تعمیم پذیری باید بتواند فرض کندکه همه این ماکسیم را داشته باشند پس عمل وقتی ارزش اخلاقی دارد که برای وظیفه باشد و قابل این باشد که ماکسیم که اصل ذهنی عمل است اراده تعمیم داشته باشد. ماکیسم اصل یا قنون ذهنی است که اراده ی سوژه یا کنشگر اخلاقی آنرا به منظور تصمیم گیری برای چگونه عمل کردن بکار می برد.”ماکسیم اصل کلی است که بر طبق آن فرد عمل میکند. بنابراین ،انسان می تواند به این ماکسیم معتقد باشد ” من موقعی که خسته هستم تلویزیون می بینیم”. کانت می گوید عمل کردن مطابق این ماکسیم رواست درصورتیکه در همان زمان بتوان اراده کرد که آن قانون کلی شود.”۱۳۲
به تعبیر دیگر :”ماکسیم اصلی است که بر اساس آن شخص در حقیقت (بالفعل) عمل میکند مانند “من خودم را به هر قیمتی ثروتمند خواهم کرد.” یا “من هرگز به دلایل نفع شخصی قولم را نخواهم شکست.”بنابراین اوامر مطلق ملزم می کند که هر یک از ما بر پایه اصولی عمل کنیم که بر اساس آن اصول هر شخصی بدون مخالفت عمل می کند.”۱۳۳
به عبارت دیگر امرمطلق که از اراده آزاد ناشی می شود صورتبندی قانون کلی است این قانون به کنشگران امر می کند نه تنها مطابق آن ماکسیمی عمل کنند که از طریق آن بتوانند درهمان زمان اراده کنند که آن قانون کلی باشد. کنشگران باید اصولِ عمل و شیوه رفتاری را رد کنند که همه آن را نمی توانند بپذیرند.
از نظرکانت امرمطلق درواقع ملاکی برای اخلاقی بودن یک عمل است. خیلی از امورممکن است به نام عمل اخلاقی از کنشگران اخلاقی صادر شود مثل اینکه از فقیری دستگیری کند اما از نظر کانت، با انگیزه های اخلاقی عملی را انجام دادن، فعل را لزوماًٌ اخلاقی نمی کند بلکه چنین ملاکی باید داشته باشد. پس عملی از دید کانت اخلاقاً خوب است که هم از روی وظیفه باشد و هم ماکسیم آن قابل تعمیم باشد.
همچنین امر مطلق را با تجربه نمی توان ثابت کرد چون اخلاق در کانت منسلخ از جهان پیرامون است.
۱-۶-۲- صورت بندیهای امر مطلق :
کانت سه تنسیق و صورت بندی از امر مطلق بدست داده و سعی کرده است تا ملاکی ولو صوری ارائه کند برای ای
نکه هر اراده ی متعین شده ای که در قالب ماکسیم ها یا اصول صادرمی شود امر اخلاقی نیست. اراده ی متعین شده ای باید باشد که با این ملاک های صوری نه تنها منافاتی نداشته بلکه سازگاری داشته باشد .
حال کانت میگوید اراده ی خیر ازقوه ی عاقله نشأت میگیرد ومنجر به ظهور ماکسیم های اخلاقی میشود. اراده ی خیر اراده ی متعین شده است که در قالب ماکسیم های اخلاقی ظهور میکند ماکسیم هایی که ازامر مطلق تبعیت میکند و با آن نا سازگار نیستند. امر مطلق سه تنسیق یا صورت بندی نزد کانت دارد .
۱-۱- ۶-۲- صورت نخست : فرمول خود آئینی۱۳۴ یا فرمول قانون عام۱۳۵
“هرگز نباید به شیوه ای عمل کنم که نتوانم همچنین اراده کنم که ضابطه ی من به صورت قانون عام درآید.”۱۳۶ بنابر این انسان باید چنان تصمیم بگیرد که مطابق این صورت بندی بتواند اراده کند ماکسیم و اصل بنیادی اش قانون عام باشد. “دلیلی که کانت می گوید امر مطلق تعمیم پذیر است این می باشد که امر اخلاقی باید به گونه ای باشد که انصاف و عدالت درآن باشد. انصاف و عدالت این است که وقتی می گوئیم این کار خوب است برای همه خوب باشد و استثناء پذیر نباشد. یکسانی و موضع واحد داشتن درقبال انسان ها ایده اساسی پشت مفهوم امر
مطلق وتعمیم پذیری است.”۱۳۷
صورت‌بندی نخست از امر مطلق، مبتنی بر این قاعده است که اراده عقلانی، خودش قوانینی را که از آنها اطاعت می‌کند وضع می کند ؛ یعنی مبتنی بر اصل خودمختاری اراده است.
به نظر کانت اگر هر قانون اخلاقی در صورت بندی نخست قرار بگیرد و تناقض پیش نیاید آن قانون اخلاقی مورد تائید است. کانت وعده دروغ دادن را مثال میزند و می گوید اگر همه انسانها اراده کنند که وعده دروغ بدهند دیگر وعده دروغ محقق نمیشود. چون باید کسی که فریب می خورد نداند که قرار است فریب بخورد ولی هر کسی میداند که قرار است وعده دروغ به او بدهند. پس دیگر فریب نمی خورد . در واقع وعده دروغ دادن امتناع وقوعی پیدا می کند و بگفته خود کانت ذاتاً مستلزم تناقض خواهد بود و جهان شمول و عام نخواهد شد. بنابراین به لحاظ اخلاقی نادرست است.”آزمون مورد نظر فی نفسه مستلزم این

دیدگاهتان را بنویسید