علت شناسی و درمان اختلال افسردگی

علت شناسی و درمان اختلال افسردگی

2-1-3-1-1-نظریه زیستی

پیش فرض نظریه های زیست­شناختی این است که علت افسردگی یا در ژن ها نهفته می باشد که از طریق وراثت از والدین به فرزندان منتقل می­شود، یا در نارسایی عمل فیزیولوژیایی که ممکن است پایه ارثی یا غیر ارثی داشته باشد. عمدۀ پژوهش درباره علل زیست­شناختی افسردگی به نقش انتقال دهنده های عصبی مربوط می­شود (آزاد، 1389). از جمله آثار مربوط به ناقل­های افسردگی می­توان به متابولیسم و جذب مجدد مونو آمین­ها، مکانیسم پسخوراند عصبی- غددی، گیرنده­های مرتبط با کتکول آمین­ها، کمبود سروتونین و کمبود نوراپی نفرین اشاره نمود ( آتش پور، زمانی و آراء، 1389).

کاربرد داروهای ضد افسردگی رایج­ترین نوع درمان فیزیکی افسردگی است. رایج ترین داروهایی درمان افسردگی؛ داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای، بازدارنده های مونوآمین اکسیداز و بازداده­های جذب مجدد گزینشی سروتونین هستند. متخصصین بالینی در مواردی که افسردگی توانکاه است، درمان با تشنج برقی را توصیه می­کنند. اگرچه ( ECT ) قوی­ترین درمان فیزیکی برای اختلال افسردگی اساسی است، اما به علت نگرانی از عوارض کوتاه مدت و بلند مدت آن معمولاً خیلی کم از این روش استفاده می­شود ( هالجین و ویتبورن، 1389).

 2-1-3-1-2-نظریه روان پویایی

مطالعات روانشناختی درباره افسردگی با فروید و ابراهامشروع شد. هر دو، این اختلال را به عنوان واکنش پیچیده نسبت به از دست دادن و فقدان چیزی توصیف کرده اند ( آزاد، 1389). به طور کلی می­توان گفت که فروید و ابراهام معتقدند که وجود زمینه مساعد در دو گروه از افراد به واپس روی، درون فکنی و افسردگی در برابر فقدان منجر می­شود. گروه اول آن­هایی که والدینشان نتوانستند در حین مرحلۀ ­دهانی نیازهایشان را ارضا کنند و گروه دوم که نیازهای آن­ها به گونه افراطی توسط والدین ارضا شده­است ( دادستان، 1389).

درمانگران روان پویشی بر این باورند که افسردگی یک قطبی پیامد اندوه ناهشیاری است که بر اثر فقدان­های واقعی یا تخیلی مبتنی بر وابستگی مفرط به دیگران بوجود می آید. بنابراین کوشش می­کنند تا با هشیار کردن بیماران افسرده نسبت به این فرایندهای ناهشیار به آن­ها کمک کنند تا بتوانند به منبع اصلی رنج خود آگاهی یابند و بر آن مسلط شوند ( دادستان، 1389). هدف روان درمانی روانکاوانه  فقط تسکین و تخفیف علایم بیمار نیست بلکه به دنبال تغییر ساختار شخصیتی بیمار نیز می باشد.. این نوع درمان که ممکن است چندین سال طول بکشد،اغلب مستلزم آن است که بیمار در سیر درمان رنج و اضطرابش بیشتر شود ( سادوک و سادوک، 1389).

 

 

2-1-3-1-3-نظریه شناختی

بر اساس نظریه شناختی، افسردگی در نتیجه تحریف­های شناختی بوجود می­آید. بک مثلثی برای افسردگی فرض کرد که عبارت است از دیدگاه­های منفی راجع به خود، محیط و آینده (بیگی، مخبریان نژاد و جنتی، 1390). به نظر بک علت اصلی ایجاد افسردگی طرز تفکر افراد است. فرد افسرده به این دلیل دچار افسردگی می­شود که استدلال و منطقش در مورد مسائل، نادرست می باشد (شاملو، 1390). افراد افسرده در تعبیر کردن رویدادهای خاص زندگی سوگیری منفی دارند و همین تعبیرات  باعث تقویت تحریف­های شناختی آنها می شود (کری، 1391).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعاریف مختلف از تعهد سازمانی از نظر روانشناختی

در روند درمان به افراد مبتلا به افسردگی آموزش می دهند که عقاید و افکار خودکار منفی خود را به طور منظم ارزیابی کنند، همچنین به آن­ها آموزش داده می­شود که عقاید و افکار منفی خود را در پردازش کردن اطلاعات تشخیص دهند و آن­ها را اصلاح کنند و فرض­های افسرده ساز زیربنایی خود را آشکار کرده و آن­ها را به چالش بکشند ( باچر، مینکا و هولی، 1388).

2-1-3-1-4-نظریه رفتاری

نظریه­پردازان یادگیری معتقدند که اختلالات روانی به طور کلی بر اثر آموختن پاسخ های ناکافی و نادرست  برای روبرو شدن با مسائل زندگی و یا نیاموختن پاسخ های لازم برای حل مشکلات زندگی است. تعداد زیادی از این نظریه­پردازان عقیده دارند که علت اصلی بیماری افسردگی در انسان کاهش تقویت و فعالیت فرد است ( شاملو،1390). پیش­فرض نظریه یادگیری آن است که افسردگی و فقدان تقویت به هم مربوط هستند. ( آزاد، 1389). تعدادی از روان­شناسان یادگیری مانند سلیگمن معتقدند که افسردگی به دلیل احساس محرومیت مداوم و احساس بیچارگی و یا ناتوانی اکتسابی ایجاد می شود ( شاملو، 1390). نظریه درماندگی آموخته­شده، پدیده­های مربوط به افسردگی را به تجربه رویدادهای غیرقابل کنترل نسبت می­دهند ( سادوک و سادوک، 1388).

رفتار درمانگران به طور کلی دنبال تقویت کردن فعالیت­ها و تعاملات اجتماعی بیماران هستند. چون بیماران افسرده معمولاً انسان­های منفعلی هستند، مداخلات رفتاری در آن­ها احساس تسلط و حق انتخاب ایجاد می­کند ( شارف، 1389).

2-1-3-1-5-نظریه انسان گرایی

بر اساس این نظریه افسردگی زمانی ظاهر می­شود که اختلاف بین من واقعی و من آرمانی خیلی زیاد شود، به طوری که برای شخص قابل تحمل نباشد ( آزاد، 1389). هدف اصلی بسیاری از سیستم­های درمانی قادر ساختن افراد به پذیرفتن آزادی و پذیرش مسئولیت عمل کردن است ( کری،1391 ).

2-1-4- اضطراب

اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد، به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می­شود. ازطرفی، اضطراب مرضی نیز وجود دارد، اگرچه حدی از اضطراب می­تواند سازنده و مفید باشد و اغلب مردم آن را تجربه می کنند اما این حالت ممکن است جنبه مزمن و مداوم پیدا کند ( دادستان، 1389). شخص مبتلا به اضطراب تنش و ترس شدید، مزمن و مداوم دارد. او دچار احساس مستمر و مبهم و اضطرابی کلی و نامشخص است که خود نیز از منبع و علت آن خبر ندارد ( شاملو، 1390). در حالت اضطراب فرد بیش از اندازه درباره رخدادن حادثه وحشتناکی در آینده نگران و ناراحت است. افراد مبتلا به اضطراب مزمن و شدید، احساس درماندگی می­کنند. این احساس به قدری نیرومند است که افراد مبتلا قادر نیستند تا فعالیت های روزمرۀ خود را انجام دهند. اضطراب آن­ها ناخوشایند است و باعث می­شود نتوانند از موقعیت­های عادی لذت ببرند اما علاوه بر این، آن­ها می­کوشند از موقعیت­هایی پدیدآورندۀ احساس اضطراب دوری کنند ( هالجین و ویتبورن، 1389).

[1] Halgin & Whitbourne

[2] Freud  &Abrham

[3] Corey

[4] Butcher, Mynka & Holi

[5] Seligman

[6] Sharf