طبقه بندی حمایت اجتماعی و انواع آن

حمایت اجتماعی :

انسان از بدو تولد، تا آخرین لحظات زندگی اش برای تأمین نیازمندیهایش به راهنمایی و حمایت دیگران نیازمند است. کودک نخستین تجارب اجتماعی خود را در کانون خانواده کسب می کند . نحوه برخورد با او ، پذیرش ، دوست داشتن و مساعدت کودک ، وی را برای ایفای نقش های اجتماعی و بر طرف ساختن نیازهایش یاری می دهد . ارتباط و پیوند افراد خانواده در سلامت روانی جسمانی شخصتأثیر به سزایی دارد به گونه ای که الگوهای رفتاری و سنی را بنیان نهاده و موجبات امنیت خاطر و بهره گیری از عزت نفس بالا را فراهم می آورد.

حمایت اجتماعی از جمله موضوعاتی است که مورد علاقه ی بسیاری از روانشناسان قرار گرفته است . برای نمونه کینگ[1] 1985 ، کسلر[2] و همکاران 1985 . اساس نظری این موضوع دیدگاه جرج کلی ( 1902 ) است که بر اهمیت پذیرش اجتماعی یا تأئید اجتماعی تأکید می کند و آن را در چگونگی مثبت یا منفی بودن خود پنداره افراد مؤثر می داند.

چندین مطالعه ی تحقیقاتی تأثیر منابع حمایتی چون مادر ، پدر و دوستان را بر عزت نفس و سلامت نوجوانان مورد تأئید قرار داده است (بیابانگرد،1382).

_تعریف حمایت اجتماعی:

حمایت اجتماعی عبارت است از ادراک فرد از اینکه مورد توجه و علاقه دیگران است. از دیدگاه آنان فردی ارزشمند است و چنانچه دچار مشکل و ناراحتی شود ، افراد مثل دوستان و همکاران به او یاری خواهند رساند. حمایت اجتماعی به احساس تعلق داشتن ، پذیرفته شدن ، مورد عشق و محبت   قرار گرفتن اطلاق می شود . حمایت اجتماعی برای هر فرد یک ارتباط امن بوجود می آورد که احساس محبت و نزدیکی از ویژگی های اصلی این روابط است ( هاوس[3]،1985).

دیدگاههای نظری در مورد حمایت اجتماعی :

در ارتباط با حمایت اجتماعی نظریات گوناگونی وجود دارد که برخی از آنها به ارتباط دوران کودکی با اعضا خانواده در سالهای اولیه تولد تأکید دارد . عده ای دیگر به ارتباط فرد و تماسهای اجتماعی او با شبکه اجتماعی[4] در زندگی روزانه می پردازند و عده ای دیگر نیز هر دو ارتباط را در شکل گیری این مفهوم دخیل می دانند. در این جا به اختصار هر نظریه مورد بررسی قرار می گیرد.

– دیدگاه روان پویشی[5]:

در نظام روان تحلیل گری ، مادر برای کودک ، معرف حمایت ، ایمنی ، عشق و تغذیه است در اوان تولد کودک از درک اشیاء عاجز است و از وجود خودش و دنیای خودش آگاه نیست . تحریک مثبت ، گرما و غذا را احساس می کند ، ولی هنوز آنها را از سرچشمه شان که مادر است باز نمی شناسد. گرما همان مادر است ، غذا همان مادر است. به اصطلاح فروید ، این یکی از حالتهای حاصل از خودشیفتگی است. وقتی که کودک رشد می کند و پرورش می یابد کم کم یاد می گیرد که اشیاء را آن طور که هستند ، درک کند ، پی می برد که مادر به هنگام غذا دادن او را تحسین می کند. همه این دریافتها به صورت تجربه، متبلور و ترکیب می شود : مرا دوست دارند . دوستم دارند برای اینکه قشنگ و قابل تحسینم . دوستم دارند برای اینکه مادر هم به من نیازمند است. به طور کلی به خاطر آنچه هستم ، دوستم دارند . یا اگر دقیقتر بگوییم ، دوستم دارند برای اینکه وجود دارم . کودک احتیاج ندارد برای محبوب بودن کوششی بکند ، عشق مادر ی بدون قید و شرط است . عشق مادری موهبت است ، آرامش است ، احتیاجی به تحصیل ندارد ، احتیاجی به شایستگی ندارد ( فروم،1960،  ترجمه تبریزی،1361).

 

_در نظام اریکسون در مرحله اول ( اعتماد در برابرعدم اعتماد ) :

کودک معمولاً نخستین ارتباط را با مادر برقرار می سازد . او باید بتواند در کنار مادر احساس ایمنی به دست آورد ، یعنی این احساس را که مادر دائماً برای ارضای نیازهای وی در کنارش قرار دارد مراقبتهای منظم و محبت آمیز برای ایجاد احساس اعتماد در کودک ضروری است . اولین ارتباط عاطفی ، اگر خوب برقرار شود برای کودک یک ایمنی است که اعتماد به دنیای بیرونی را میسر    می سازد احساس ایمنی شرط هر نوع پیشرفت بعدی است. در مرحله سوم بر حسب نظریه اریکسون ، تقویت شدن از سوی همسالان ، والدین و تشویقهایی که کودک در اولین کوششهایش دریافت می کند می تواند به کودک در تشکیل تصویری مثبت از خود و همچنین ایجاد یک شخصیت مستحکم کمک کنند . در دوره نوجوانی ، اگر نوجوان در محیطی مناسب قرار گیرد، ورود وی به یک سطح رشد یافتگی معتدل و رضایت بخش تسهیل می گردد. او در برابر چندین تناوب قرار می گیرد و اگر مورد تشویقهای بجا قرار گیرد می تواند بزرگسالی مستقل با اغماض ، دیگر دوست و با اخلاق شود.(برک،2001،ترجمه سید محمدی،1384).

_ دیدگاه یادگیری اجتماعی شناختی [6]:

نظریه پردازان یادگیری اجتماعی – شناختی به این عقیده رسیدند که بخش عمده تقویت در تجربه انسان ( دست کم پس از ( طفولیت ) ارتباط اندکی با نیازهای فیزیولوژیک و یا هیچ ارتباطی با آن ندارد . در عوض اکثر تقویت کننده هایی که برای افراد اهمیت دارند و تقویت اجتماعی پاسخهای تأیید کننده یا رد کننده سایر افراد هستند،  تأیید بر این عقیده که تقویت کننده های عمده در تجربه انسان ماهیتی اجتماعی دارند – پذیرش ، لبخند ، آزار  در آغوش گرفتن ، تحسین ، تأئید علاقه و توجه از سوی دیگران – اولین مفهوم از چند مفهومی است که این نظریه ها بدان مفاهیم نظریه های یادگیری « اجتماعی » هستند. در الگوی سرمشق گیری به نظر می رسد تأکید بر حمایت ابزاری و ملموس است .

_دیدگاه پدیدار شناختی[7]:

مازلو حمایت اجتماعی را یک نیاز اساسی برای رشد هر فرد می داند . او مشاهده کرد که اکثر افراد نوروتیک  دارای سطوحی از حس فقدان امنیت ، تعلق خاطر ، عشق و توجه به حرمت نفس می باشند و هر یک از این ویژگی ها و نیازها ارتباط تنگاتنگی با تکامل شخصیت و خود شکوفایی فرد دارد. به اعتقاد مازلو افراد وابسته به محیط اجتماعی خود هستند و بدین روش نیازهای اساسی خود را رفع می کنند. و به احساسات و نیات دیگران حساس هستند. همه اینها شرایطی را فراهم می کند که شخص بتواند استعدادها و توانائیهای بالقوه خود را شکوفا و به کمال برساند. لذا بر اساس نظریات مازلو افراد خود شکوفا نیاز اندکی برای حمایت اجتماعی دارند ، زیرا آنها متکی به خود بوده و منبع حمایتی مثبتی برای دیگران محسوب می گردند (مازلو،ترجمه رضوانی،1376).

_دیدگاه شناختی :

در نظریه شناختی ، برخی از پژوهشگران از جمله لازاروس[8] ، فولکمن[9] بر این باورند که تنیدگی به شناخت فرد از خود و محیط بستگی پیدا می کند . از سوی این پژوهشگران به دو راهبرد اشاره می شود که توسط فرد برای کاهش اثرات تنیدگی استفاده می شود. راهبردهای مشکل مدار و راهبردهای هیجان مدار، راهبرد های مشکل مدار جهتشان به طرف اداره و رویارویی با مشکل است. صورتی که راهبردهای هیجان مدار جهتشان به سوی بهینه سازی پریشانی هیجانی است.به علاوه راهبردهایی وجود دارد که از هر دو کنش مشکل مدار و هیجان مدار استفاده می کند حمایت اجتماعی یکی از این  راهبردهاست . حمایت اجتماعی راهبردی است که از دو کنش سود می جوید و بدین ترتیب ناظر بر حمایت اطلاعاتی ، عاطفی و ابزاری است ( قلاتی، 1380 ).

 

_دیدگاه تحولی :

تأثیر حمایت اجتماعی ریشه در تئوری دلبستگی بالبی[10] و راتر[11] دارد که وجود ارتباط میان کودک و اطرافیان وی را در رشد تحولی ضروری می دانند.از جنبه ارتباط حمایت اجتماعی با تئوری دلبستگی می توان گفت که مراقب به عنوان پایگاه امنی است برای نوزاد تا به شیوه ی مؤثری درمحیط به کشف و دستکاری بپردازد که در نتیجه آن حسی از شایستگی و مو ثر بودن را در خود رشد دهد و از این طریق منابع بالقوه فشار زا را کمتر تهدید کننده تفسیر می کنند و منجر به ایجاد اطمینان و اعتماد در فرد و دیگران می شود ( منصور و دادستان ، 1380).

26-2-منابع حمایت اجتماعی :

منابع حمایتی شخص مواردی همچون خانواده ، دوستان و همسالان ، افراد آشنا و نزدیک معلمان و حمایت عمومی را شامل می شود . در دوره نوجوانی به خاطر ویژگی های مخصوص این دوره شکل نیاز حمایت اجتماعی پیچیده تر می شود . نوجوانان از یک طرف به خاطر نیاز به استقلال حمایت اجتماعی را طرد می کنند و از طرف دیگر شدیداً به آن نیاز مندند با این فشار درونی برای کسب استقلال ، نیاز به خصوصی برای جستجوی حمایت از منابع دیگر در آنها به وجود می آید. از این جاست که شکل روابط انها نیز تغییر می یابد و در بسیاری از موارد نگرانی هایی را برای والدین به وجود می آورد . این مسائل معمولاً نوجوانان را به طرف گروه همسالان و دوستان سوق می دهند و نیاز به دریافت حمایتی از طرف آن گروهها بیشتر می شود. همسالان نقش عمده ای را در رشد روانشناختی و اجتماعی نوجوانان بازی می کنند تعامل با همسالان فرض هایی را برای یادگیری نحوه کنترل رفتار اجتماعی ، رشد مهارتهای مربوط به سن و علایق بوجود می آورد و باعث می شود نوجوان همسالان خود را در مشکلات و احساساتش سهیم بداند. همچنین نوجوانان در مقایسه با افراد کم سن و سال ، بیشتر به روابط همسالان وابسته اند زیرا در این دوره پایبندی به ارزشهای والدین به تدریج سست می شود و نوجوانان بیشتر به استقلال و متکی به خود بودن می اندیشند.علاوه بر خانواده ،دوستان، همسالان ، معلمان نیز از منابع حمایتی مهم به شمار می آیند  که از دوران تحصیلات ابتدایی به عنوان یکی از شبکه های حمایتی وارد عمل می شوند . اگر چه طی دوره نوجوانی نیاز به کسب استقلال تا حدودی ارتباط نوجوانان را با معلمان نیز سست می کند و حتی موجب عصیانهایی بر علیه معلمان  می شود ولی هرگز نیاز به حمایت ایشان از بین نمی رود.(میچل دمونت.مارک آ.2007).

27-2-ابعاد حمایت اجتماعی :

حمایت اجتماعی دارای دو بعد یا جنبه ی اساسی است :

الف ) جنبه ی ذهنی : بعد ذهنی حمایت اجتماعی به تصوری اطلاق می گردد که فرد از افرادی دارد که قادرند به طور مؤثر در مواقع درماندگی و ناچاری وی را مساعدت نمایند.

ب) جنبه ی عینی : بعد عینی یا بالفعل حمایت اجتماعی به میزان واقعی مساعدتها و همیاری های ارائه شده به فرد بستگی دارد . هر نوع تغییر ناگهانی یا بروز مصیبت در زندگی ، از جمله منابع فشاری است که ممکن است موجب پریشانی و نگرانی شخص شود.

جنبه ذهنی درمیزان عملکرد فرد تأثیر فراوانی دارد و یافته های پژوهشی  حاکی از آن است که هر چه ذهنیت فرد در برخورداری از حمایت دیگران ( حمایت بالقوه ) بیشتر باشد،میزان پاسخهای موفقیت آمیزی که به فشارهای روانی و موقعیتهای بغرنج نشان می دهد ، بیشتر است . به عکس اگر فرد احساس کند که از حمایت اجتماعی کافی اطرافیان برخوردار نیست ، احتمالاً آمادگی کمتری برای مقابله با خطر از خود نشان می دهد و ممکن است به جای رویارویی با مسایل ، اجتناب متوسل شود ( هاینزمن.کاپلان.1988)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مدل های فرهنگ از نظرروانشناسی

با توجه به بعد عینی حمایت اجتماعی، افراد مؤثر در مساعدت و یاری فرد تا حد زیادی از شدت فشار روانی می کاهد و فرد را به انطباق دوباره قادر خواهد ساخت. به عنوان مثال : ازدواج از جمله وقایعی است که سبب ایجاد فشار روانی مضاعف بر فرد می شود ، حضور شرکت افراد خانواده و دوستان در مجلس عروسی تا اندازه ای پذیرش نقش همسری و مسئولیت را برای عروس و داماد آسانتر می کند . همچنین مساعدت هایی که تا مدتها بعد از عروسی به زوج  جوان از سوی اطرافیان به خصوص خانواده ارائه می شود . به میزان قابل توجهی از فشار روانی ناشی از تغییر زندگی و بار مسئولیتها می کاهد و آنها را قادر می سازد که با موفقیت و شرایط تازه انطباق لازم را  به عمل آورند

28-2-سیستم های حمایت اجتماعی :

سیستمهای حمایت اجتماعی مطابق با نظر کاپلان( 1996 )،عبارت است از واگذار کردن بخشی از ضروریات بین فردی به گروهی از افراد که قادرند در مواقع اضطراری حفاظتهای عاطفی و منابع حمایتی را برای افراد نیازمند مهیا کنند. بعلاوه مردم با فراهم کردن کمک ها ، منابع اطلاعات و آگاهیهای شناختی برای افراد نیازمند موجب افزایش توانایی آنان در مقابله با بحرانهای روحی می شوند. مطابق نظر کاپلان یک فرد به گروههای حمایتی متعددی در خانه ، محل کار و تفریحگاههای عمومی نیازمند ا ست. در سال (1996) به وسیله کاپلان نظریه مفیدی درباره ی اینکه چگونه خانواده به عنوان سیستم حمایتی عمل می کند ارائه شد. کاپلان می گوید : که خانواده به چند راه مختلف به عضو خود خدمت می کند، منبع ایدئولوژی و راهنما و واسطه ای در حل مشکلات ، خدمت عملی و راهنمایی صحیح پناهگاهی برای استراحت و رفع خستگی و به عنوان یک گروه کنترل و مرجع خانواده تاریخچه ای از چگونگی زندگی اعضا و ارتباط متقابل و طریقه متقابل با مشکلات زندگی رابرای اعضای خود تمهید می کند . به عنوان یک حلال مشکل برای تصمیم گیری در شرایط بحرانی کمک می کند و می تواند به عنوان نیروی قدرتمندی برای حمایت در برابر دگرگونی ها عمل نماید سیستم های حمایت اجتماعی در خانه و محل کار، افراد را در مقابله با استرس های محیطی یاری می رسانند و به عنوان سپر عمل می کنند.

محققان گاهی این سوال را مطرح می کنند که چرا سیستم های حمایت اجتماعی چنین اثرات مشخصی دارند و تحلیل کنونی پیشنهاد می کند که یکی از دلایل این است که اشخاص حمایت کننده اطمینان مجدد و پذیرش را به شخص عرضه می کنند ( شریفی درآمدی ، 1380 ) .

_افزایش حرمت نفس :

کار کردهای حمایتی و هویتی خود به صورتی کلی به آنچه که فرد پیرامون خود آموخته است اشاره دارد. فرد قادر است خود را موجودی ارزشمند و با کفایت قلمداد کند منابع مربوط به کارکرد حرمت نفس عبارتند از :

1- دریافت اطمینان و تصدیق

2- ارزشمندی تایید و تحسین

3- ابراز احترام به فرد دریافت کننده حمایت

ساراسون[12] (1987) ، ابعاد حمایت اجتماعی را به پنج دسته تقسم کرده است :

  • حمایت هیجانی
  • حمایت شبکه اجتماعی
  • حمایت عزت نفس
  • حمایت وسیله
  • حمایت اطلاعاتی

حمایت هیجانی : عبارتست از مهارت درکسب کمک از دیگران به هنگامیکه فشار روانی افزایش می یابد.

حمایت شبکه اجتماعی : موجب کاهش فشار روانی از طریق دسترسی به عضویت در شبکه به فراموش کردن مشکلات می گردد.

حمایت عزت نفس : بدین مفهوم است که دیگران به فرد بقبولانند قابلیتهای ویژه ای دارد .

حمایت وسیله ای : عبارتست از دسترسی به منابع مالی و خدماتی ، زمانی که فرد برای سازگاری با رویدادهای فشار زای روانی بدانها نیاز دارد .

حمایت اطلاعاتی: ارائه اطلاعات برای درک رویدادهای فشار زای روانی(سارا سو[13]ن، 1987).

فلتون و بری (1992 ) می خواستند بدانند که آیا تغییر در منشاء حمایت فرزندان باعث تغییر در دسترسی به حمایت اجتماعی و رضایت مندی از آن می شود.

نتایج نشان می دهد که گر چه عموماً دسترسی به حمایت اجتماعی با ارزش است لیکن برخورداری از حمایت عزت نفس به مراتب سودمند تر است به ویژه اگر منشأ آن خارج از خانواده باشد.(کشاورز هدایتی. 1388)

کاپلان ( 19981 ) معتقد است که به هنگام افزایش فشار روانی ، اشخاصی که از حمایت اجتماعی بالایی برخوردارند علائم افسردگی در آنان دیده نمی شود و بنابراین حمایت اجتماعی با افزایش درک صریح از رویدادهای روانی فشار زا باعث کاهش تأثیر فشار روانی می شود.(کاپلان ، 1996،ترجمه پور افکاری ، 1380 ).

 

_عوامل فردی و اجتماعی حمایت اجتماعی:

اکنون تقریباً مسلم شده است که حمایت اجتماعی یکی از عوامل بسیار مهم در سلامت روانی نیز هست . در طی بیست سال گذشته مجموعه ای از اطلاعات و داده ها پیوند حمایت اجتماعی نسبت به سلامتی را جمع آوری کرده اند . تحقیقات نشان می دهد که ارتباط قابل توجهی بین سطوح پایین حمایت اجتماعی و میزان بروز بیماریها و مرگ و میر وجود دارد. پیوند مکانیزم های مطرح شده نسبت به سلامتی بر پایه روانشناختی است. یعنی اینکه حمایت اجتماعی ممکن است با بیشتر وضعیتهای عاطفی مثبت احساس تعلق صمیمیت ، خود ارزشی ، و افزایش حس کنترل در ارتباط باشد. وضعیتهای روانشناختی مثبت مشتق شده از حمایت اجتماعی ممکن است رفتار های سلامت را افزایش دهدیا ممکن است مانع واکنشهای فیزیولوژیکی آسیب زای مرتبط با وضعیتهای روانی منفی شوند . تحقیقات نشان داده اند زنانی که از حمایت اجتماعی کمتری برخوردار بوده اند نسبت به مردانی که از حمایت بیشتری برخوردار بودها ند طول عمر کمتری داشته و آمادگی بیشتری برای ابتلا به بیماری از خود نشان داده اند . البته حمایت اجتماعی نیز برای ادراک فرد از محبت و حمایت خانواده ، دوستان و اطرافیان در مقابل استرس و مشکلات زندگی اطلاق می شود . افرادی که حمایت اجتماعی بیشتری دریافت می کنند درد کمتری را متحمل شده و کمتر به بیماری مبتلا  می شوند .

 

29-2-طبقه بندی حمایت اجتماعی و انواع آن :

کوب[14] 1976 حمایت اجتماعی را به عنوان اطلاعاتی تعریف کرده است که باعث می شود افراد به این اعتقاد پیدا کنند که می بایستی مورد مراقبت قرار بگیرند و دوست داشته باشند ، مورد احترام قرار گرفته وبه آنها ارزش داده شود و متعلق به یک شبکه اجتماعی بوده و این ارتباط نیز دو طرفه می باشد. این سه نوع اطلاعات فرد را با انواع مختلفی از حمایت اجتماعی مواجه می کنند ،حمایت ازحرمت نفس ، ارزشمند شدن و حمایت عاطفی وحمایت از طرف جامعه.

شی فر [15]، کوین[16] و لازاروس ( 1981 ) سه محور را برای حمایت اجتماعی بر شمرده اند .

1- حمایت اجتماعی هیجانی یا عاطفی که در برگیرنده صمیمت و به دست آوردن آن در روابط بین فردی است .

2- حمایت عینی یا ملموس که کمک مستقیم و قابل لمس در ارتباط با امکانات و خدمات می باشد .

3- حمایت اطلاعاتی : که در برگیرنده راهنماییها با اطلاعات و راه حلهایی است که یک شخص در ارتباط با مشکل خود به آن نیاز داشته و پسخوراندی به رفتار می باشد(قلاتی ،1380).

بر کمن[17]( 1986 )، بیان می کند که حمایت اجتماعی به دو نوع اساسی ساختاری و کارکردی تقسیم  می شود . حمایت ساختاری معمولاً به جنبه عینی حمایت اشاره دارد و در برگیرنده ارتباطات اولیه و اساسی می باشد . از قبیل تأهل ، عضویت در گروهها ، دلبستگی ،علایق و غیره – حمایت کارکردی شامل کار کردهای مثل حمایت اطلاعاتی و ابزاری و محترم شمردن فرد ، صمیمت در روابط اجتماعی ، میزان و مکان دسترسی به فرد مذکور در زمان معین و مورد نیاز را در بر می گیرد .

وان[18] ( 1996 ) اعتبار افتراقی چهار نوع حمایت اجتماعی ( اطلاعات ، عاطفی ، ملموس و رفاقت) را مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از تأثیر حمایتهای اجتماعی بر عوامل متعددی بود. نتایج قطعی و مهمی از اینکه چه افرادی این حمایتها را بوجود می آورد در دست است. تجزیه و تحلیل داده ها یک همبستگی میان اعضای خانواده وا نواع حمایت اجتماعی را نشان می دهد. (یار احمدی ،1378).

کاپلان و هاینزمن (2010) حمایت اجتماعی را یک مفهوم چند بعدی می دانند که شامل دو بخش است:

1- حمایتی که در عمل دریافت شده است. که خود به سه نوع حمایت قابل تقسیم اند:

1- حمایت آگاهی دهنده   2- حمایت عاطفی    و 3- حمایت ابزاری

2- حمایت در دومین  قسمت به منابع حمایتی اشاره دارد: 1- خانواده 2- دوستان 3- غریبه ها 4- حیوانات.

کوهن[19] (2009) برای توضیح نقش های دفاعی حمایت های اجتماعی دو نوع الگو را شناسایی کرده است:

1- اولین الگو به نام «الگو عامل موثر بنیادی» شناخته می شود و فرض را بر این می گیرد حمایت اجتماعی بدون در نظر گرفتن تجارب واقعی رویدادهای استرس آور، یک موقعیت کلی مثبت را به فرد می دهد.

2-الگوی دوم به عنوان «الگو عامل موثر بازدارنده استرس» تعریف می شود و فرض را بر این می گرد که داشتن حمایت اجتماعی مناسب تاثیر استرس را روی سلامت فرد تعدیل (کاهش) می کند. (میچل دمونت.مارک آ.2005)

دیویدسون و نیل[20] حمایت اجتماعی را به 4 طبقه کلی تقسیم نموده اند:

1- حمایت اطلاعاتی   2- حمایت ابزاری     3- حمایت معاشرت اجتماعی         4- حمایت عزت نفس(بخشایی.1387)

راتوس [21](2008)معتقد است حمایت اجتماعی از پنج طریق عمل می کند:

1- توجه عاطفی: شامل گوش دادن به مشکلات افراد و ابراز احساسات همدلی، مراقبت، فهم کردن و قوت قلب دادن؛

2- یاری رسانی: یعنی ارائه حمایت و یاری که به رفتار انطباقی می انجامد.

3- اطلاعات: ارائه توصیه و راهنمایی جهت افزایش توانایی مقابله ای افراد.

4- ارزیابی: ارائه پسخوراند از سوی دیگران در زمینه عملکرد منجر به تصحیح عملکرد.

5- جامعه پذیری: دریافت حمایت اجتماعی معمولاً بواسطه جامعه پذیری به وجود می آید. در نتیجه اثرات سودمندی به دنبال دارد.

 

روک واتیارد[22](2009)حمایت اجتماعی را دارای دو شکل می دانند:

  • حمایت اجتماعی عاطفی

 2- حمایت اجتماعی ابزاری

_حمایت اجتماعی عاطفی: را می توان ایجاد نوعی رابطه صمیمی و محبت آمیز با دیگر افراد دانست. مثل خانواده؛

_حمایت اجتماعی ابزاری: ارائه خدمات، کمک در انجام فعالیت ها، دادن پول و سایر کمک هایی است که از افراد دیگر به فرد می گردد.

اعضای خانواده به عنوان مهم ترین منبع حمایت ابزاری به شمار می آیند در حالی که دوستان معمولاً کمتر چنین کمکی را فراهم می کنند. از سوی دیگر حمایت عاطفی هم از طرف اعضاء، خانواده و هم دوستان بروز می کند.(روک و ایتارد.2000)

1- King

2-Kessler

3-House

1- social net work

2 psycho dynamic approoch

1- cognitive  leaxning approach

2-  phenomenological  approach

1-Lazarus

2- Folkman

[10]-Bowlby

[11]-Rotter

1–Sarason

 

1–Cobb

2–Shefr

3-Coine

1-Ber kman

2- Wan

[19] – cohen

1-Davidsun & neil

2-Ratuse

[22] – Rook & Ituaed