طبقه بندی باورهای غیر منطقی

– طبقه بندی باورهای غیر منطقی

اعتقادهای غیر منطقی می توانند به صورت زیر تجلی پیدا کنند(ساعتچی،1374 ):

1-   باور غیرمنطقی تأیید دیگران: این باور که نیاز به حمایت و تأیید افرادی داریم که آنها را می شناسیم و یا به آنها علاقه داریم. این باور می تواند به دلایل متعدد مشکلاتی برای انسان ایجاد کند. برای مثال تقاضای مورد تایید دیگران بودن سبب می شود که انسان خودش را به خاطر این که آیا می تواند این تایید را بدسات آورد یا نه ناراحت و نگران نماید. اگر این تایید را قطعاً بدست آورند آنگاه خواهد بود که مبادا دوباره آن را از دست بدهد. نگرانی کامل داشتن در مورد تایید دیگران بر روی تصمیم و عملکرد فرد در مورد زندگی اش تاثیر می گذارد. اینکه خواستار یا تقاضامند تایید و تقویت هر کسی باشیم هدفی غیرقابل دسترس است، چرا که هر کاری که فرد انجام می دهد ممکن است بعضی آن را تایید کنند و بعضی دیگر تایید نکنند و گروهی نسبت به آن بی تفاوت باشند. بنابراین انسان اگر به زندگی خود ادامه دهد و زندگی خود را طبق میل و آرزوهای خویش اداره کند مردم وی را تایید می کنند و او را دوست دارند اگر چه آنان ممکن است همان مردمی نباشند که وی خواستار تایید آنها است(همان منبع).

 2- باورغیرمنطقیدرموردمشکلاتآینده: این باور که در آینده اتفاق خطرناکی رخ می دهد و باید بشدت در مورد آن نگران باشیم. خیلی از مردم معتقد هستند که انها باید خود را نگران مشکلات احتمالی بکنند. آنها معتقد هستند که اگر در مورد مسائل و مشکلات نگران نباشند به نظر دیگران مزخرف به حسال می آیند(همان منبع).

 3- باور غیرمنطقی توقع از خود: این باور که ما موفق هستیم و در هر کاری صلاحیت لازم را داریم و داوری ما در مورد شایستگی مان بر اساس موفقیت مان در کارهایمان است. این باور در موردی مخصوصاً مواقعی که فرد در زندگی با شکست روبرو می شود بسیار آسیب پذیر است چرا که فرد تصور می کند که نالایق است و لیاقت زندگی کردن را ندارد. همچنین انگیزه بسیار زیاد و مداوم برای موفقیت از لحاظ جسمی استرس هائی ایجاد می کند که موجب بیماری هائی نظیر زخمهای معده، سردرد و فشار خون بالا می شود(ساعتچی،1374 ).

 4-باور غیرمنطقی سرزنش کردن: این باور که همه از جمله خود ما مستحق سرزنش و مجازات شدن به خاطر اعمال اشتباهی که انجام می دهند، هستند. این باور باعث می شود که فرد با انجام دادن عمل اشتباه دچار خشم و احساس گناه و عذاب شود. همچنین در صورتی که هدف از دیگران اشتباهی صورت گیرد به علت معتقد بودن به این باور در روابط فرد با دیگران مشکل پیش می آید و می تواند به وجود آوردن حس انتقام جویی تاثیر داشته باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   موانع خلاقیت کدامند؟

5- باور غیرمنطقی واکنش به ناامیدی: این باور که بسیار بد و وحشتناک فاجعه آمیز است وقتی که کارها همانطور که باید باشند، نیستند این باور باعث می شود که فرد هنگامی که کارها همان طور صورت نمی گیرد، آشفته و ناراحت شود. مثلا اگر در هنگام تعطیلات باران ببارد موجب نگرانی وی می شود و وی پیش بینی آب و هوا را الکی و مزخرف می داند(همان منبع).

 6-باورهای غیرمنطقی کنترل هیجانات: این باور که ما را برای ناراحتی و هیجانات خود هیچ کنترلی نداریم. چرا که این ناراحتی ها از جانب دیگران بوجود می آید و اگر دیگران تغییر کنند تمام امور اصلاح شود. هنگامی که فرد در ارتباط با دیگران برداشت منفی می کند و ناراحت می شود دچار هیجان و تظاهرات جسمانی مثل قرمزشدن، ضربان قلب، فشار خون و غیره می شود در حالیکه فرد سبب این عامل را دیگران می داند در واقع مشکل از ناحیه شناختی و تفکر فرد می باشد(همان منبع).

 7-باور غیرمنطقی فرار از مشکلات: این باور که اجتناب کردن از مشکلات و شانه خالی کردن از مسؤلیت خیلی آسانتر از روبرو شدن با مشکلات است. این باور می تواند آزار دهنده باشد، زیرا طفره رفتن از کارهای ناخوشایندی که فرد با آن سر و کار دارد باعث می شود که این کارها اثر پایدارتری در ضمیر ناخودآگاه فرد بوجود آورد و هنگامی که فرد سرانجام با آن روبرو شد مشکل تر می شود(همان منبع).

 8-باور غیر منطقی اتکاء به دیگران: این باور که ما باید فردی قوی تر از خودمان داشته باشیم تا به او تکیه کنیم. این باور باعث می شود که همیشه به دیگران نیازمند و محتاج باشد و از خود خلاقیت و ابتکار نداشته باشد و در غیر این صورت اگر فرد تنها بماند عاجز و درمانده شود و دچار اضطراب شود(ساعتچی،1374).

 9- باور غیرمنطقی درمانده شدن از تغییر خود: این باور که چون ما زاییده گذشته خود هستیم کمتر می توان به اثرات آن فائق شد. این باور باعث ناامیدی و عدم تلاض و کوشش برای رسیدن به هدف می شود و اینکه فرد یک بهانه و عذر در مقابل مشکلات پیش آمده دارد چرا که روی هیچ دستی در آن نداشته است(همان منبع).

10-باور غیرمنطقی کمال طلبی: این باور که هر مشکل یک راه حل دارد و اگر به آن راه حل نرسیم ناراحت و ناراضی شویم. اعتقاد به کمال در واقع خلاف واقعیت است چرا که ما در دنیائی پر از شانس زندگی می کنیم و چیزی بنام حقیقت محض وجود ندارد (ساعتچی،1374 ).