شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به استان …

ادبیات موضوعی و پیشینه تحقیق
۲-۱ مقدمه
امروزه صنعت جهانگردی و گردشگری در اقتصاد کشورهای جهان دارای جایگاه بسیار با اهمیتی است به طوری که در ۸۳% از کشورهای جهان ، صنعت گردشگری در شمار پنج منبع اولیه ی درامدزا قرار دارد و تنها در سال ۱۹۹۸ میلادی،۶۲۵ میلیون نفر در جهان با سفر به کشورهای دیگر ۴۴۵ میلیارد دلار هزینه کرده اند.با وجود آن که کشور ایران به لحاظ جاذبه های جهان گردی در ردیف ده کشور اول جهان قرار دارد اما از نظر پذیرش جهانگردی در ردیف هفتادم و از نظر کسب درامد، در جایگاه هشتادو نهم ایستاده است. (براتیان،۱۳۸۶). پدیده گردشگری از یک پدیده ساده ی دید وبازدید فراتر رفته و ابعاد و اهمیت ویژه ای یافته است تا جایی که از آن به عنوان یک صنعت بزرگ ،مولد و مادر نام برده می شود. صنعت گردشگری عمدتا از دو جهت حایز اهمیت بسیار است.اولا موجب اشنایی ملل مختلف جهان با دیگر فرهنگ ها ،نژادها،اقوام،سرزمین ها،گویش ها، رفتارها و … را فراهم می کند و ثانیا از نظر اقتصادی به عنوان یک منبع تامین درامد و ارز محسوب می شود.(افتخاری و دیگران،۱۳۷۸). در بسیاری از کشورهای پیشرفته و توسعه یافته ،سهم بزرگی از درامد ملی از محل توسعه ی جذب گردشگر تامین می گرددد (امین بیدختی،۱۳۸۶).
بر اساس اطلاعات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، حداقل هزینه روزانه هر جهانگرد در ایران بیش از ۱۲۰ دلار است. هر جهان گرد در ایران حداقل ۱۵۰۰ دلار هزینه می کند. صنعت گردشگری نه تنها از لحاظ اقتصادی ،بلکه از نقطه نظر اجتماعی حائز اهمیت است. توسعه صنعت گردشگری به ایجاد شغل می انجامد و می تواند بخش وسیعی از نیروی کار بالقوه ی جامعه را به کار گمارد (براتیان،۱۳۸۶).
در ایران ،مانند کشورهای گردشگری دیگر کمترین بازاریابی و تبلیغات صحیح و تخصصی در این مورد صورت نمی گیرد، در صورتی که تبلیغات و بازاریابی رکن اصلی جذب گردشگر و جهانگرد است.
بررسی راهکارهای بازاریابی و کسب و کار برای ترویج و توسعه صنعت گردشگری درایران، می تواند منجر به دست یابی عوامل تاثیر گذار در رشد و تعالی این حوزه و در نهایت دست یابی به شیوه های کاربردی جهت رفع نقاط ضعف و ارتقاء و تقویت نقاط قوت را داشته باشد(رئوفی و دیگران،۱۳۹۰).
۲-۲ تعریف بازاریابی
بازاریابی، در مفهوم وسیع خود به روند مبادله می پردازد و در تعاریف قدیمی آن نیز همواره بر این اصل اولیه تاکید شده است.
بوئل بازاریابی را این چنین تعریف کرده است : ” بازاریابی جریانی است که طی آن فروشندگان و خریداران به همراه یکدیگر محیطی را فراهم می آورند تا بتوانند کالا و خدماتشان را مبادله یا قیمت گذاری(خرید و فروش) نمایند”(لومسدن[۲]،۱۳۹۰).
مدیران صاحب نامی چون دراکر با نوشتن نظریه هایی درباره بازاریابی به نفوذ و قدرت بسیاری دست یافته اند. کاتلر از جمله اندیشمندانی است که از میان دیگر مدیران بر اطلاع رسانی به مصرف کننده( آشنایی مصرف کننده) تاکید ویژه ای کرده است. کاتلر بازاریابی را اینگونه تعریف می کند:
“بازاریابی، فعالیتی انسانی در جهت ارضای نیازها و خواسته ها از طریق فرایند مبادله است”(روستا و دیگران،۱۳۸۶).
۲-۳ تعریف بازاریابی صنعت گردشگری
بازاریابی در صنعت گردشگری یک روند مدیریتی(اداری) شامل پیش بینی نیازها و جلب رضایت گردشگران فعلی و آتی است به طوری که اساساً شرکت های مسافرتی و عرضه کنندگان را در رقابت با یکدیگر قرار داده است.مدیریت مبادله توسط منفعت شخصی، سود اجتماعی و یا هر دو حمایت می شود و موفقیت یک روش بلندمدت، به رضایت متقابل عرضه کننده و مصرف کننده بستگی دارد. به عبارتی، می توان گفت که برآوردن خواست های محیطی و اجتماعی گردشگر به همان اندازه اهمیت دارد که جلب رضایت او. آنها دیگر نمی توانند نسبت به ویژگی های یکدیگر بی تفاوت باشند (لومسدن،۱۳۹۰).
تعریفی که در سال ۱۹۷۵ سازمان گردشگری جهانی در سمینار اوتاوا کانادا تحت عنوان‏”آزمون فعّالیّت‏های پیشبردی در بازاریابی سفرهای بین‏المللی‏”از بازاریابی‏ گردشگری مطرح ساخت بدین گونه بیان شده است:
بازاریابی گردشگری فلسفه‏ی مدیریت تقاضای گردشگر است و باید با پژوهش پیش‏بینی‏ و انتخاب مناسب کالاها و خدمات،خدمات گردشگری را در بازار عرضه کرد تا بیشترین‏ منافع را برای اهداف سازمان تأمین نمود.
تعریف دیگری که بازاریابی گردشگری را بسیار روشن و آشکار مطرح می‏کند تعریفی است که‏”چمبر و لوایز” در ۱۹۹۵ در کتاب خود با عنوان‏”رهبریت بازاریابی در مهمان‏پذیری‏”ارائه کرده‏اند؛بدین ترتیب که‏”بازاریابی گردشگری عبارت است از برقراری‏ ارتباط با خریداران بازار هدف و عرضه آن چه که آنها در هر زمان و در هرکجا می‏خواهند با قیمتی که تمایل به پرداخت آن دارند.هرکسب و کاری که بتواند این مهم را انجام دهد به دو هدف دست‏یافته است یکی خلق و حفظ خریدار و دیگری ایجاد درآمد” (رحمان سرشت،۱۳۸۲).
۲-۴ تعریف گردشگری
گردشگری به دلیل بین رشته ای بودن و ارتباط ان با علوم مختلف، از دیدگاه افراد مختلف با گرایش های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و دارای تعاریف متنوعی است ولی در ریشه و مبنا تمامی تعاریف دارای نکات کلیدی مشترکی می باشد(خدابخش و مشایخی ،۱۳۹۰).
لغت توریسم (tourism) از کلمه (tour) به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین tours به معنای دور زدن،رفت و برگشت بین مبدا ومقصد چرخش دارد که از یونانی به اسپانیا و در نهایت به انگلیس راه یافته است.در فرهنگ لغت لانگمن توریسم به معنای مسافرت و تفریح برای سرگرمی معنا شده است.در فرهنگ لاروس توریسم به معنای مسافرت برای تفریح می باشد (امیدی و خراسانی زاده،۱۳۹۰).
گردشگری به مجموعه فعالیتی اطلاق می شود که در جریان مسافرت یک گردشگر اتفاق می افتد. این فرایند شامل هر فعالیتی از قبیل برنامه ریزی سفر، مسافرت به مقصد، اقامت، بازگشت و حتی یادآوری خاطرات آن نیز می شود. همچنین فعالیت هایی را که گردشگر به عنوان بخشی از سفر انجام می دهد نظیر خرید کالاهای مختلف و تعامل میان میزبان و مهمان را نیز در بر می گیرد. به طور کلی می توان هرگونه فعالیت و فعل و انفعالی را که در جریان سفر یک گردشگر اتفاق می افتد را گردشگری تلقی کرد.
این تعریف چهار مرحله از فعالیت مصرف کننده را دربر می گیرد:
اقدامات اولیه نظیر کسب اطلاعات، پرس وجو از اقوام و دوستان، نگه داری جا یا برنامه ریزی برای یک بازدید روزانه و آماده شدن برای سفر.
مسافرت به مقصد و بالعکس که احتمالا شامل توقف شبانه در مسیر نیز می شود.
فعالیت هایی که در مقصد انجام میشود و ممکن است به صورت یکنواخت و معین یا بسیار متنوع باشد.
فعالیت های بعد از سفر نظیر چاپ عکس و گفت و گو و بحث درباره تجارب سفر(لومسدن،۱۳۹۰).
این مراحل متوالی نقطه آغاز خوبی برای تحلیل فعالیت گردشگری هستند و دیدگاه روشنی را درباره چگونگی و دلایل انجام سفر و نقطه نظرهای افراد درباره عوامل با ارزش هر سفر و همچنین نکات مهمی را درباره توانایی یک مقصد در جلب دوباره مشتری پیش روی ما قرار می دهند.
همچنین برخی از صاحب نظران، گردشگری را در قالب یک شبکه مبدا – مقصد مورد بررسی قرار داده اند.برای مثال تعریفی از پیرس در رابطه با گردشگری را در زیر آورده ایم:
گردشگری فعالیتی چندجانبه بوده و از آنجاکه در مراحل مختلف آن از مبدا تا مقصد، خدمات گوناگونی درخواست و عرضه می شود از لحاظ جغرافیایی نیز پیچیده است. علاوه بر این احتمالا در کشور یا منطقه ای تعداد زیادی مبدا یا مقصد وجود دارد که اغلب آنها دارای هر دو خصوصیت حرکت(مبدا) و پذیرش(مقصد) هستند(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).
۲-۵ اصول گردشگری
با وجود اینکه تعاریف، از نظر تقسیم بندی، دیدگاه یا هدف متفاوت هستند اما ظاهراً یک عامل مشترک در همگی آنها وجود دارد. بنابراین می توان گفت که بسیاری از تحلیل های گردشگری بر اصولی استوار شده اند که برخارت و مدلیک آن را ارائه کرده اند. این اصول به شرح زیرند:
گردشگری، ترکیبی است از گرایش ها و ارتباطات .
دو عامل، حرکتی( سفر به مقصد) و ایستایی( اقامت)، در گردشگری بسیار مهم تلقی می شوند.
گردشگری فعالیتی است که خارج از محل سکونت و کار انجام می گیرد و بنابراین با امور مردمی که در آن مقصد زندگی می کنند متفاوت است.
عامل حرکت کوتاه مدت بوده و ماهیت آن نیز موقتی تلقی می شود.
بازدید از مقصد، به دلایل متنوع انجام می شود و هدف از آن، انتخاب محل سکونت دائمی یا اشتغال به عنوان عاملی درآمدزا نیست(لومسدن،۱۳۹۰).
سه ویژگی دیگر را نیز می توان به موارد بیان شده اضافه کرد:

این مطلب را هم بخوانید :  مقاله - بررسی رابطه بین نسبت‌های مالی و میزان موفقیت در آینده در ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

Author: