شناخت اجتماعی از دیدگاه فلسفه و روانشناختی

شناخت اجتماعی

شناخت موضوعی است که در میان مباحث فلسفی و روان­شناختی، سابقه­ای بسیار طولانی دارد. از زمان افلاطون و سقراط تا به امروز، شناخت به صورتهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. محور مباحث مربوط به شناخت متعدد است. شناخت گاه در ارتباط با جسم مورد توجه بوده و گاه آن را همراه با روح و روان به بحث گذاشته­اند و گاه همراه با فعالیتهای ذهنی مورد توجه بوده است. شناخت مفهوم جامع و گسترده­ای است و به فعالیتهای ذهنی­ای اطلاق می­شود که اکتساب، پردازش سازمانبدی و استفاده از دانش دخالت دارد. ربر[1] 1985(نقل از کله و چان[2]، 1992؛ ترجمۀ ماهر، 1386، ص361) می­گوید: «شناخت، اصطلاح وسیعی است که عمدتاً درارجاع به فعالیت­های ذهنی مثل تفکر، ادراک و استدلال مورد استفاده قرار می­گیرد». سیفرت[3] 1991(نقل از سیف، 1388،ص55) می­گوید: «شناخت به فرایندهایی اشاره دارد که افراد به کمک آنها یاد می­گیرند، فکر می­کنند و به یاد می­آورند و به طور خلاصه، شناخت یعنی دانستن و کسب شناخت دربارۀ جهان هستی یعنی دانستن جهان هستی». بایلر و اسنومن[4]، شناخت را به فرایندهای ذهنی یا راههایی که در آن اطلاعات پردازش می­شوند، یعنی راههایی که افراد توسط آنها به اطلاعات، توجه می­کند آنها را تشخیص می­دهد و به رمز می­آورد و در حافظه ذخیره می­سازد و هر وقت که نیاز داشته باشد آنها را از حافظه فرا می­خواند و مورد استفاده قرار می­دهد؛ گفته می­شود.

با وجود این تعاریف برای شناخت توسط روان­شناسان و داشتن ایده­ها و رویکردهای جدید در مورد شناخت، و تصور سنتی در باب شناخت که آن را بر فرایندها و تولیدات هوشی دقیق ذهنی آدمی محدود می­کند به مرور همراه با تصور ماهیتهای روان­شناختی سطح بالایی شامل دانش، خودآگاهی[5]، هوش، تفکر، تصور[6]، خلق[7] مفهومی­ کردن، طبقه بندی، ربط­دهی، نماد پردازی و شاید تخیل[8] و رویا می­شود. در واقع هیچ یک از روان­شناسان شناختی معاصر نمی­خواهند هیچ کدام از مفاهیم سنتی فوق را از حیطۀ شناختی خارج کنند، اما احساس می­کنند برخی مفاهیم دیگر را بر آنها بیفزایند (فلاول، 1998؛ ترجمۀ ماهر، 1377). یکی از مفاهیم مورد بحث از دیدگاه روان­شناسان شناختی، شناخت اجتماعی است.

امروزه، تاریخ روانشناسی تحولی همواره شاهد پدید آمدن و تکامل مدلها و نظریه­های علمی درباره چگونگی تغییرات رفتاری، شناختی، هیجانی و اجتماعی انسان بوده است. هدف تکاپوی علمی اندیشمندان، توصیف و درک بهتر تغییر و تحول انسان در طول عمر و کشف فرایندها و ساز و کارهای اساسی آن است. تا کنون نظریه­های مختلفی درحیطه روانشناسی تحولی ارائه شده که هر کدام باعث پیشرفت علمی گردیده و تغییرهای مهمی در حیطه نظری و عملی تعلیم و تربیت و روانشناسی را در بر داشته است (دامون و لنر[9]، 2006). شناخت اجتماعی[10] یکی از موضوعات مهم در روابط بین فردی و درون فردی که دارای جایگاه مهمی در روانشناسی تحولی نگر است. شناخت اجتماعی همه مهارت­های مورد نیاز کودک برای درک تمایلات، هیجانات و احساسات دیگر کودکان و بزرگسالان را در بر می­گیرد (سبولا و ویشات[11]، 2008).

در دهه­های اخیر شناخت اجتماعی بیش از پیش مورد توجه پژوهشگران مختلف از جمله روان شناسان تحولی­نگر، بین فرهنگی، تجربی و اجتماعی قرار گرفته است. یافته­های متعدد در زمینه­های گوناگون مانند شناخت«خود» و «دیگری»، هیجانات و عواطف، مفاهیم رفاقت و دوستی، نفوذ و قدرت، تعهد، اخلاق، قراردادهای اجتماعی و مانند اینها بر بسیاری از وجوه دنیای اجتماعی از دید کودک سایه افکنده­اند (لزلی، فریدمن و جرمن[12]،2004).

شناخت اجتماعی شامل تفکر دربارۀ افکار، احساسات، نگرشها و رفتارهای خود و دیگران و نیز استدلال دربارۀ انسانها و روابط انسانی است (فلاول[13]، 1985 به نقل از سیگلمن[14]، 1999). موضوع شناخت اجتماعی انسان و امور انسانی به معنی شناخت مردم و اعمال آنهاست (پینکهام، پن، پرکینز و لیورمن[15]، 2003).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مبانی نظری نارسایی هیجانی در حوزه ی روانشناسی

شناخت اجتماعی یک توانایی کلیدی است که انسانها برای موفقیت در تعاملات اجتماعی در زندگی روزمره نیازمند آن هستند (نیوئن، وگلی و زینک[16]، 2008). شناخت اجتماعی به این معنی است که افراد درباره افکار، احساسات،دیدگاهها، انگیزه­ها و رفتارهای خودشان و دیگران چگونه فکر می­کنند (نسائیان، بهرامی، میرزمانی وصالحی، 1389). این شناخت شامل ادراک احساسات و هیجانات از نحوه سخن گفتن و کلماتی است که دیگران استفاده می­کنند و از صورت و نحوه ایستادن و حرکات بدن آنها حاصل می­شود. مهارتهای شناختی اجتماعی پیچیده­تر شامل توانایی برای توجیه و تحلیل کردن حالات روحی، همدلی و لطایف و فکاهیات است (یوکرمان[17] و همکاران، 2010).

شناخت اجتماعی به فهم افراد از روابط اجتماعی و نقش خود و دیگران در بافت اجتماع اشاره دارد (وارن[18]، 1994). شناخت اجتماعی با فهم بازنماییها و فرایندهای ذهنی که در امر قضاوت و رفتار اجتماعی انسان نقش دارد، مرتبط است (اسمیت و سمین[19]، 2007).

برطبق نظر فلاول و میلر[20](1998) شناخت اجتماعی عبارتست از شناخت و دانش درباره افراد و اعمالشان. شناخت اجتماعی دقیقاً مرتبط به دنیای اجتماعی و روان­شناختی است نه به دنیای فیزیکی و منطقی- ریاضی، هر چند این دنیاها آشکارا بر افراد تأثیر دارند.

به طور کلی شناخت اجتماعی، برداشت کودک یا فرد از دنیا، پدیده­های اجتماعی، چگونگی سازمان دادن به آنها و نیز فرآیندهای شناختی – اجتماعی است که از خلال آنها تجربه اجتماعی ادراک و دانش اجتماعی کسب می­گردد. از لحاظ تاریخی سه رویکرد مهم پژوهشی دربارۀ تحول شناختی-اجتماعی به خصوص در مورد کودکان وجود دارد که عبارتند از: رویکردی که به طور مستقیم و غیر مستقیم از نظریۀ پیاژه نشأت گرفته است. رویکرد«فراشناخت[21]»، و رویکرد « تئوری ذهن[22]» که از سال 1980 آغاز و در حال حاضر، حوزه بسیار گسترده را در روان شناسی تحولی در برمی­گیرد (اصلانی، طالع پسند و مشهدی، 1391).

رشد شناخت اجتماعی پیرامون سه جنبۀ مهم، سازمان داده می­شود: «تفکر درباره خود»، «تفکر دربارۀ انسانها» و «تفکر دربارۀ روابط بین انسانها» (کارپینتر، پنینگتون و راجرز[23]، 2002). شناخت اجتماعی به آهستگی رشد می­یابد. شناخت اجتماعی سه سازه دارد که عبارتند از الف) ادراک شخص، ب) مهارتهای پذیرش، ج) تئوری ذهن (قمرانی، البرزی وخیر، 1385).

طی دهه­های اخیر بررسی علمی این نوع شناخت مورد توجه روان­شناسان قرار گرفته و به بررسی سازه­های شناخت اجتماعی نظیر ادراک شخص، مهارت­های پذیرش نقش و تئوری ذهن پرداخته­اند. باید دانست که تحول شناخت اجتماعی و یا درک بهتر از روان­شناسی انسان­ها با تحولاتی که در محتوی و سطح سازمان یافتگی نظریه ذهن در کودکان رخ می­دهد، مشخص می­گردد. به عبارت دیگر، شناخت و روابط اجتماعی موفق، مستلزم داشتن مکانیسمی خاص جهت درک حالات درونی دیگران و پردازش حالات ذهنی آنها است که نظریه ذهن با دارا بودن این توانایی اختصاصی در تحول شناخت اجتماعی نقش حیاتی دارد (رازا و بلیر[24]، 2009).

[1]. Reber

[2]. Cole & Chan

[3]. Sifert

[4]. Bailer & Snoman

[5]. consciousness

[6]. imaging

[7]. creating

[8]. fantansining

[9]. Damon  & Lerner

[10]. social cognitive

[11]. Cebula  & Wishart

[12]. Leslie, Friedman & German

[13]. Flavell

[14]. Sigelman

[15]. Pinkham,Penn,Perkins & Liverman

[16]. Newen, Vogeley & Zinck

[17]. Uekerman

[18]. Warren

[19]. Smith & Semin

[20]. Flavell & Miller

[21]. metacognition

[22]. theory of mind

[23]. Carpenter, Penington & Rogers

[24]. Razza & Blair