درمان افسردگی براساس نظریه یادگیری

درمان افسردگی براساس نظریه یادگیری

لوین سوهن و همکارانش[1] سخت و کوشش می­کنند تأثیر متقابل و شخص بین فرد و محیط در رویدادهای مرتبط یا افسردگی را به دقت تعیین نمایند به یک گام در این راه عبارت است از مشاهده شخص در خانواده به­عنوان قسمتی از ارزیابی اولیه. مراجع را نسبت به این اندیشه آگاه می سازد که افسردگی به تأثیر متقابل شخص با دیگران و محیط ربط دارد و نیز به درمان­گر یک راه سودمند و به نسبت خالی از تعصب از نحوه کسب اطلاع درباره گفتار مراجع کسانی دیگر در محیط نشان می­دهد ابزارهای دیگر که در درمان بر پایه یادگیری مورد استفاده واقع می­شود عبارت است از فهرستی از رویدادهای خوشایند و ناخوشایند (پورافکاری،1373،ص54).

2-2-8 انواع درمان­های افسردگی

  1. شناخت درمانی
  2. رفتاردرمانی
  3. درمان بین فردی (IPT)
  4. روان­درمانی تحلیل­گرا
  5. روان­درمانی حمایتی
  6. گروه درمانی
  7. روان­درمانی خانواده

2-2-8-1 شناخت درمانی[2]:

متکی بر اصلاح دگرگونی­های مزمن در تفکر، که به افسردگی منجر گردیده خصوصاً از دید شناختی: احساس درماندگی و نومیدی در مورد خود آینده خود و گذشته خود.

درمان کوتاه مدت با درمان­گر متعادل و تکالیف خانگی برای آزمایش و اصلاح شناخت­های منفی و مفروضات ناخود آگاه که زیر آن­ها پنهان است.

 

 

 

2-2-8-2 رفتار درمانی[3]:

متکی بر اصول نظریه یادگیری (شرطی­سازی کلاسیک و عامل) معمولاً کوتاه­مدت و بسیار سازمان­یافته، که معطوف رفتارهای خاص نامطلوب محدود است روش شرطی­سازی عامل تقویت مثبت ممکن است مکمل مؤثری در درمان افسردگی باشد.

2-2-8-3 درمان بین فردی[4]

به­عنوان یک روش کوتاه مدت اختصاصی برای افسردگی بیماران غیر دو قطبی و غیر پسیکوتیک و سرپائی به­وجود آمد. در این روش درمان تأکید بر مطالب بین فردی جاری است تا پویائی­های درون روانی ناخود آگاه.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مدل های فرهنگ از نظرروانشناسی

2-2-8-4 روان­درمانی تحلیل­گرا

درمان بینش­گرا با طول مدت نامعین معطوف به کسب آگاهی از انگیزه­ها و تعارض­های ناخود­آگاه که ممکن است سوخت رسان و دوام­دهنده افسردگی باشند.

2-2-8-5 روان­درمانی حمایتی

درمانی با طول مدت نامعین معطوف به حمایت روانی بیمار، خصوصاً در بحران­های حاد، سوگ یا در دوره­هایی که بیمار از یک دوره افسردگی به در می­آید اما هنوز قادر به درگیری با درمان­های پرتوقع و تعاملی نمی­باشد کاربرد دارد.

2-2-8-6 گروه درمانی

برای بیماران دچار افسردگی حاد و انتحاری جایز نیست سایر بیماران افسرده ممکن است بتوانند از حمایت تخلیه هیجان و تقویت مثبت گروه و نیز از تکامل بین فردی و اصلاحات فوری دگرگونی­های شناختی و انتقالی سایر اعضاء گروه بهره­مند گردند.

 

2-2-8-7 روان­درمانی خانواده

خصوصاً زمانی به مورد است که افسردگی بیمار ثبات خانوادگی را به مخاطره می­اندازد یا وقتی افسردگی به رخدادهای خانوادگی مربوط است و یا وقتی افسردگی را الگوهای خانوادگی تقویت نموده یا دوام می­بخشد. (پورافکاری1374)

[1] Louin shoal et.al

[2] Cognitive Therapy

[3] Behavior therapy

[4] IPT