دانلود پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، نظام بین الملل، نظام بین المللی

دانلود پایان نامه

نتیجه امکان شکل گیری همکاری بیشتر است.
نوآرمانگرایی، نهاد های بین المللی را به عنوان مهم ترین ابزار می داند که شکل گیری همکاری بین کشورها را تسهیل می کند. در شرایط بی نظمی و در فقدان یک دولت مرکزی یا قدرت سلطه گرا، همکاری های بین المللی با کمک نهاد های بین المللی قابل دستیابی است. در حقیقت، نهاد های بین المللی اثرات و پیامد های بی نظمی را تعدیل کرده و مشکلات فریب کاری و ترک همکاری که موانع اصلی همکاری هستند را حل می کنند.
تحلیل نوآرمانگرایان از همکاری بین المللی، در حقیقت مبتنی بر برداشت آن ها از اثرات و پی آمد های بی نظمی و ماهیت منافع کشور ها می باشد. نو آرمانگرایان عقیده دارند برای تعدیل بی نظمی و تسهیل همکاری کشور ها باید از سمت و سوی منافع مطلق، به سمت و سوی منافع نسبی و مشترک حرکت کنند. فراتر از این، نوآرمانگرایان ادعا می کنند که بی نظمی متضمن عدم همکای نیست. حتی اگر کشورها نگران منافع نسبی باشند، چون تعقیب منافع نسبی مشروط است. یعنی کشورها تنها وقتی که انتظار دارند سایر کشورها با آن ها خصومت آمیز رفتار کنند و احساس نا امنی و نابود شدن کنند، به منافع نسبی توجه می کنند.
بنابر این نو آرمانگرایان، خاطر نشان می کنند که کشوره منافع ملیشان را با توجه به توانایی ها و نیاتشان تعریف می کنند. به نظر آن ها آنچه منافع ملی کشور ها را تایید می کند، مبتنی بر چهار چوبه نهادی که کشورها رد آن تعامل دارند و نیز توزیع بین المللی قدرت و جایگاه کشورها در نظام بین الملل می باشد.

2-22 انواع نظریه های سیاست خارجی از نظر متدولوژیک:
از طرف دیگر نظریه های مربوط به سیاست خارجی را می توان از لحاظ متدولوژیک تحت سه رهیافت زیر طبقه بندی نمود:
– رهیافت کلان نظام
– رهیافت خرده نظام
– رهیافت اتصال دو سطح کلان و خرد
2-22-1 رهیافت کلان نظام به عنوان راهنمای مطالعه و اقدام سیاست خارجی:
رهیافت کلان نظام به کل نظام بین المللی اشاره دارد. متفکرینی که نظریه هایشان در این سطح تحلیلی جای می گیرند بر مفاهیم، مفروضه ها، قضایا و حجت های تجریدی انتزاعی کلی تأکید دارند. با این معنا، مرجع بررسی و تحلیل اطلاعات برای نظریه پردازان کلان نظام مبتنی بر ورودی های زمینه ساز از محیط بین المللی، عوامل تعدیل کننده و صحنه های پذیرنده ی سیاست خارجی ناشی از کل نظام بین المللی است. این دسته از دانشمندان با نا دیده گرفتن و یا کم بها دادن به نقش کشور به عنوان زیر مجموعه ی نظام بین المللی در شکل گیری و اجرای سیاست خارجی اصالتاً توجه خود را به مسائلی چون ترکیب ساختاری قدرت معطوف می کنند. از نظریات کلان نظام، می توان به نظام های موازنه ی قدرت، بحران زا_بحران زدا، کشاورزی_صنعتی، متعادل_نا متعادل، و شش مدل با حق وتو واحد ها، موازنه ی قدرت، دو قطبی منعطف، دو قطبی متصلب، سلسله مراتبی و حکومت جهانی اشاره کرد.
یک بررسی کلی از نظریات فوق حاکی از آن است که نظریه پردازان رهیافت کلان نظام، با تکیه بر سطح نظام بین الملل اصولاً بر این مدعا پا می فشارند که شاخصه های رفتاری کشور ها تابع خروجی حاصل از شکل گیری قدرت در سطح کلان نظام بین المللی است که به طور جبری به عنوان ورودی دستگاه تصمیم گیری واحد های عضو در نظام بین المللی حاکم شده و بدان سبب بر رفتار خارجی آن ها اثر می گذارد. بنابر این کشور ها در این نظریه، به عنوان واحد های عضو، ماهیت یکسانی دارند. این نظریه، نوعی همگونی برای بازیگران قائل است و تمایز های موجود بین واحد ها و بازیگران نظام را نادیده می گیرد و ملت_کشورها را به عنوان واحد های یک دست و مشابه به حساب می آورد که نظام های ارزشی و پویش های داخلی آنان در رفتار سیاست خارجی ثانویه و ناچیز محسوب می شود. بنبر این در این مدل بر وجود نوعی سلطه ی جبری نظام بین الملل بر روند سیاستگذاری کشورها تأکید می شود. (ولفرام هانریدر، 1368 ،82_94)

2-22-2 رهیافت خرد در تجزیه و تحلیل های سیاست خارجی:
رهیافت خرد توجه گروهی دیگر از نظریه پردازان را به خود جلب کرده است. این دسته از پژوهشگران، با عنایت به تجربیات ملموس و عینی مدعی اند که وجود کشور های مختلف خود شاخصه های متمایز کننده ای را به وجود می آورد که به روش های گوناگون بر چگونگی رفتار سیاست خارجی کشور ها تأثیر می گذارد. متفکرین این رهیافت فرض می نمایند که وجود مختلف کشور ها موجب ارائه ی برونداد های گوناگونی می شود که به عنوان درونداد برای نظام بین المللی عمل می کنند. شاهد ادعای این متفکران نه تنها وجود اقدامات تئوریکی است بلکه مؤلفه های نظام بین المللی را به بخش جهان اول_ دوم_ سوم و یا شمال_ جنوب و یا منطقه های مختلف تقسیم می کنند.
نظریه پردازان رهیافت خورد معتقدند رفتار سیاست خارجی کشور ها عمدتاً تابعی از عوامل و عناصر داخلی است. البته پیروان این رهیافت به دو گروه عینی گرا و عقل گرا تقسیم می شوند. گروه عینی گرا عملکرد و رفتار سیاست خارجی کشور را تابع مقتضیات داخلی و محیط استقرار هر واحد خاص جغرافیایی به حساب می آورند. گروه عقل گرا، به عواقب تصمیم گیری توجه نموده و اثرات آن را بر شکل گیری اخذ و اجرای تصمیم، مورد بررسی قرار می دهند. در دیدگاه این نظریه پردازان، تصمیم سیاسی هر جامعه، محل برخورد درون داد های مؤثر بر تصمیم گیری و برون داد های ناشی از دستگاه تصمیم گیری است که به شکل سیاست های آمرانه و رسمی هر جامعه وارد محیط می شود.
دسته ی عقلگرا فرض می کنند که کشور مهم ترین واحد اقدام در نظا
م بین المللی است و در آینده هم این نقش را ایفا خواهد کرد. در نتیجه ی چنینی فرضی، آن ها اقدام کشور در روابط بین المللی را نتیجه ی اقدام تصمیم گیرندگان هر کشور فرض کرده و به مطالعه ی آن می پردازند.
یک ارزیابی اولیه از تلاش های نظری رهیافت خورد پژوهش گر را متوجه این واقعیت می کند که در این دید گاه علاوه بر کم بها دادن به محیط عملیاتی خارجی و فاز های مختلف درون داد، برون داد و اجرا، عمدتاً به بخشی از عوامل تعدیل کننده از درون_نهاد، آن هم در محیط عملیاتی داخلی توجه نموده است. بدیهی است که از لحاظ متدولوژیک، نظریه ای که تا این حد محدود و تقلیل گرا است، نمی تواند به طور کامل پاسخ گوی نیاز تجزیه و تحلیل سیاست خارجی باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد درموردنهج البلاغه، امام علی (ع)، پیامبر (ص)

2-22-3 رهیافت اتصال دو سطح تحلیل:
به دنبال مباحث متدولوژیک و ارزیابی کارآیی هر یک از دو رهیافت در تجزیه و تحلیل سیاست خارجی، از همان اویل دهه ی شصت میلادی، اقدامات جهت ارائه ی رهیافت سومی که بتواند دو سطح تحلیل کلان و خرد را به هم اتصال دهد آغاز شد.
از همان ابتدا دو مفهوم سازگاری و اجماع با شرط حفظ شباهت های ساختاری و اصول متدلوژیک به عنوان معیار های امکان پذیری اعمال سیاست خارجی در دو صحنه ی عملیاتی خارجی و داخلی ارائه می دهد. می توان گفت سازگاری به عنوان معیار ارزیابی درجه ی امکان پذیری هدف های مختلف سیاست خارجی در صحنه ی بین الملل تعریف می شود. یعنی در صحنه ی روابط بین الملل هر هدف سیاست خارجی احتمالاً با موانع و فرصت های معینی مواجه می شود. به میزانی که هدف مزبور با موانع کمتری روبرو شود و فرصت های مناسبی برای محقق شدنش در صحنه ی بین الملل وجود داشته باشد میزان سازگاریش بیشتر و لذا احتمال موفقیتش افزون تر خواهد بود. (ولفرام هانریدر،1368 ، 17)

2-23 دیدگاه نخبگان طیف تحصیل کردگان انگلیسی (غربی):
شاید بهترین و روشن ترین بیان در باب سیاست خارجی مناسب و راهبرد کنترل تهدید را حسن روحانی بیان کرده اند. آقای روحانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی در دوره ی اصلاحات بودند، در کنفرانس ملی « چشم لنداز ملی توسعه ی 20 ساله و الزامات سیاست خارجی توسعه گرا » سیاست خارجی اصول گرای جمهوری اسلامی ایران را مورد نقد قرار داد. ایشان با بررسی استراتژی های حفظ محور، رشد محور و بسط محور، به دلیل نیاز مبرم کشور به توسعه ی جامعه بر استراتژی رشد محور تأکید ورزیدند و در همین جهت سؤالات زیر را مطرح نمودند:
آیا ما به دنبال تعامل با دنیا هستیم یا تقابل؟
ما به دنبال ابهام هستیم یا شفافیت؟
آیا دنیا می خواهد هر روز از ما بترسد یا جاذبه دار تر باشیم؟
آیا نحوه ی رفتار ما با دنیا می خواهد به نحوی باشد که دنیا احساس کند ما برای نوعی انعطاف و چانه زنی در مسائل آمادگی داریم یا نه؟
آیا می می خواهیم فضای جمهوری اسلامی ایران در دنیا فضای امنیتی باشد یا فضای غیر امنیتی؟
ایشان در ادامه ابراز داشتند: « ما به سیاست خارجی خوب نیاز داریم. سیاست خارجی یعنی حرف هایی بزنیم که تکبیر آفرین باشد، نیست. سیاست خارجی درشت گویی و حرف های گنده زدن نیست. این ها سیاست خارجی را درست نمی کند. سیاست خارجی یعنی راه و روش سلوک با دنیا که نتیجه ی آن تهدیدی را کم یا منفعتی را جذب کند… . دنیا هنجارها، قواعد، عرف بین المللی دارد، ما به یک راه بینابینی نیاز داریم. هنوز می گوییم تسلیم نشویم، چه کار کنیم؟ بایستیم و به دنیا بفهمانیم، به این محکمی که نمی شود به دنیا فهماند، باید با منطق، استدلال و آرام آرام به دنیا بفهمانیم. با دشمن چگونه باید رفتار کرد؟ پیامبر با کفار معاهده امضا کرد، باید شرایط و اهدافمان را هم ببینیم و مورد نظر قرار دهیم، باید دنبال سیاست خارجی باشیم که تعامل سازنده داشت باشیم. »
در واقع این گفتمان دال سیاست خارجی دولت اصلاحات بود که نخبگان فکری زیادی در دانشگاه از آن حمایت می کردند. از جمله آقای دکتر محمود سریع القلم از اساتید برجسته ی عقل گرا در مقدمه ی کتاب « آینده ی قدرت » نوشته ی جوزف نای به نحوی همین خط فکری را پی می گیرد و می نویسد:
« دنگ شائوپینگ رهبر چین در دهه ی 1980، عبارتی را مطرح کرد که به قطب نمای سیاسی و فرهنگی چین تبدیل گشت. او گفت: ما برای افزایش قدرت چین به نیم قرن صلح با جهان نیاز داریم. این عبارت بی تردید اوج سیاستمداری است. به محض اینکه یک کشور در پی دفاع از سیاست های خود باشد در سراشیبی ضعف افتاده است. در سه دهه ی گذشته چین با اعتماد به نفسی چشمگیر، استراتژی ملی خود را دنبال کرده است. چین و سیاست مداران فهیم و سیاست فهم و قدرت فهم آن توانسته اند با احترام ومنطق جایگاه ویژه ای در سطح جهان کسب کنند. » (سریع القلم، 1391، 225)
این نوع تفکر در رابطه با سیاست خارجی تقریبا در تمامی نخبگان تیپ تحصیل کردگان غربی وزارت امور خارج مشاهده می شود. این گروه با توجه به روش پوزیتوویستی اقدام به کشف واقعیت های علمی می نمایند و نگاه کمتری به علم دینی و روش های وحیانی دارند. ( صدقی،1392؛ 243_248 )

2-24 دیدگاه نخبگان طیف تحصیل کردگان هندی (شرقی):
طیف تحصیل کردگان هندی معتقدند برای داشتن یک سیاست خارجی مناسب علاوه بر استفاده از عقل باید از قرآن وسنت (وحی) نیز کمک بگیرند. البته در دیدگاه گزاره های عقلانی ای را دینی می دانند که خلاف وحی نباشد. در واقع در این دیدگاه وحی حرف آخر را می زند. طیف تحصیل کردگان هندی به شدت سنت های الهی را به عنوان علم یقینی و گزاره های مسلم علمی می پندارند، هرچند نتوانند با عقل معاش (ابزاری) آن را تحلیل
نمایند. در باب جهت گیری سیاسی مناسب طیف تحصیل کردگان هندی توجه ویژه ای قرآن دارند و از آن در راهبرد نویسی بهره می گیرند و جهت گیری سیاست خارجی را ترسیم می نمایند. آن ها بر اساس همین اصول به اصل نه شرقی ونه غربی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اعتقاد داشته و دستیابی به حاکمیت واقعی و نمادین را در دولت اسلامی می دانند. بر اساس قاعده ینفی سبیل که بر آمده از آیه ی 141 سوره ی نساء و حدیث اعتلاست، خداوند هیچ راهی را برای تسلط کافران بر مؤمنان قرار نداده است. خداوند در آیه ی 89 سوره ی نساء می فرمایند: « آنان دوست دارند که شما هم مانند آنان کافر شوید و مساوی یکدیگر گردید. بنابراین از آن ها دوستانی انتخاب می کنید؟ »
طیف تحصیل کردگان هندی (شرقی)معتقدند که: زا آنجا که کافران برای اعمال ظالمانه ی خود به دنبال شریک می گردند سعی دارند یا مؤمنان را همراه خود سازند و یا آن ها را به زور زیر سلطه ی خود در آورند، اما خداوند در آیه ی 144 سوره ی نساء

دیدگاهتان را بنویسید