تفاوت های فردی در پاسخدهی به استرس

تفاوت های فردی در پاسخدهی به استرس
از آنجا که مواجهه با استرسور ها بخش جدایی ناپذیری از زندگی روزمره است ، تحقیقاتی که به بررسی تفاوت های بین فردی در واکنش به استرس می پردازند ،از اهمیت خاصی برخوردارند؛ چراکه به آگاهی ما ازاین مسئله کمک می کند که چرا سازگاری با استرسور های روزمره در برخی افراد نسبت به دیگران ، نتایج سلامت بار متفاوتی را در بر خواهد داشت .
نقش تفاوت های فردی در مطالعه استرس ، سهم بسیار مهمی داراست ؛چرا که تنوع بسیاری در نحوه پاسخدهی افراد مختلف به استرس ونتایجی که استرس برای آنها به بار می آورد ، موجود است . یک استرسور واحد ممکن است برای افراد مختلف ، اضطراب برانگیز ، خنثی و یا حتی خوشایند تجربه شود . همینطور ، یک موقعیت استرس آور یکسان ، ممکن است پاسخ های بین قردی ( بین آزمودنیها ) متفاوتی را برانگیزد . این تفاوت ها می تواند در سطح درون فردی (درون آزمودنی ) ایجاد شود و پاسخها و رفتارها ی متفاوتی را از یک فرد در موقعیت های مختلف موجب گردد . البته محرک هایی نیز وجود دارد که همواره در اکثر افراد ایجاد استرس می نمایند (هیپونیمی ،2004) .
بعلاوه عوامل دیگری نیز وجود دارند که بر ساختار و فیزیولوزی مغز تاثیر می گذارند . مثلا تجربیات نخستین زندگی ( چگونگی مراقبت ، جدایی از مادر …..) یا چگونگی پاسخدهی غدد درون ریز به استرس ، در بزرگسالی ، مرتبط نشان داده شده اس ( استپتو ، 2000) .آسیب ها یا سابقه سوءاستفاده در دوره کودکی نیز ممکن است فرد را نسبت به تجربه های استرس برانگیز بعدی حساس کند ( همان منبع ) .
لازاروس (1999) بر این باور است که چگونگی پاسخدهی فرد به استرسورهای روزانه تحت تاثیر شخصیت وی ، شیوه انطباق و اینکه مابقی روز را چگونه گذرانده است ،قرار دارد
آیزنک (1990) نیز اطهار میدارد که ویژگیهای شخصیتی یکی از عوامل تعدیل کننده رابطه استرس – بیماری هستند ، در نتیجه ، با استناد به عقیده لازاروس ، اشاره می کند که اهمیت نقش عوامل شخصیتی در ایجاد واکنشهای استرس ، ایجاب می نماید که استرس در اصطلاحات تبادلی بین افراد و موقعیت ها تعریف شود ؛ نه اینکه آن را به تنهایی و مجزا فرض کنیم.
سابقه پژوهشی حاکی از آن است که بطور کلی زنان پاسخهای ضربان قلب (HR) بیشتری به استرسور های آزمایشگاهی نشان می دهند (مثلا پاسخدهی ضربان قلب و فشارخون ) در زنان و مردان متفاوت است (استونی و دیگران ،1987؛گردلر ، 1990 ؛ فیشرا و دیگران ، 2000) ؛ در حالیکه مردان پاسخهای فشار خونی BP بیشتری را نشان می دهند (لاولر و دیگران ، 1995 ؛ شایپرو ، 1995 ؛ استپتو ، 1996؛فیشرا و دیگران ، 2000) .علیرغم اینکه برخی تحقیقات تفاوت های معنی داری را بدست نیاورده اند ( لش و دیگران ، 1991 ؛ گردلر ، 1993 ؛ پارکر جونز ، 1996 ؛ ادوویجیس ، 2001 ) .
اخیرا پیشنهاد شده است که جنسیت ، یک عامل اساسی ارتباط بین پاسخدهی HR و تفاوت های افراد است ( شارپلی و دیگران ، 2000) .
همینطور ، پیش بینی یک استرسور روانشناختی ، در هر دو جنس ، فشار خون را افزایش می دهد (ساسن و دیگران ، 1991 ؛ وارویک – اوانس و دیگران ، 1988 ) .
عوامل بسیاری در پاسخدهی فیزیولوژیک متفاوت افراد به استرس نقش دارند که ممکن است با بیماریهای قلبی – عروقی در ارتباط باشند . این عوامل عبارتند از جنس ( لایت و دیگران ، 1993 ؛ تریبر و دیگران ،1993 ) ؛ نژاد ( لایت و دیگران ، 1993) ؛ سبکهای سازگاری ( دولان و دیگران ، 1992 ) ؛ و شخصیت ( پالمرو و دیگران ، 1993 ) .
دمبروسکی و مک دو گال ( 1983 ؛ به نقل از لاولر ، 2001 ) ، سه الگوی پاسخدهی همودینامیک به استرس را معرفی می نماید :
پاسخدهی قلبی ، پاسخدهی عروقی ،پاسخدهی قلبی – عروقی .این محققان اظهار میدارند افرادی که از الگوی پاسخدهی قلبی و مختلط تبعیت می کنند ، بیش از افرادی که نسبت به استرس پاسخدهی عروقی دارند ، در اثر مواجهه با آن تحت فشار قرار می گیرند .کمترین میزان فشار و تغییر در اثر استرس ، در میزان فشارخون دیاستولیک افرادی مشاهده شد که الگوی پاسخدهی عروقی داشتند .
لاولر و همکاران (2001) ، نشان دادند زمانیکه افزایش فشارخون دیاستولیک در مواجهه با استرس مد نظر قرار گیرد ،گروه پاسخدهی مختلط بیشترین افزابش را در این مشخصه بروز می دهند ؛ در حالیکه اگر نوع واکنشدهی به استرس را در نظر بگیریم ، گروههای پاسخدهی قلبی و مختلط بیشترین افزایش را در پاسخدهی فشارخون سیستولیک نشان خواهند داد .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   موضع گیری‌های نظری در خصوص افکار خودآیند منفی