تحقیق درباره روایاتی که مشروعیّت و رجحان تقیّه را بیان می‌کند و مبانی مشروعیّت تقیّه در روایات اهل‌بیت

مَا بَلَغَتْ تَقِیَّهُ أَحَدٍ تَقِیَّهَ أَصْحَابِ الْکَهْفِ إِنْ کَانُوا لَیَشْهَدُونَ الْأَعْیَادَ وَ یَشُدُّونَ الزَّنَانِیرَ فَأَعْطَاهُمُ اللَّهُ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْن ‏
Widget not in any sidebars

«تقیّه نمودن کسی به درجه تقیّه اصحاب کهف نرسد. آن‌ها در اعیاد (بت‌پرست‌ها) حاضر می‌شدند و زنّار می‌بستند( با آن‌که خدا شناس و موحد بودند) از این رو خدا پاداششان را دوبار داد.
و این نوع تقیّه نیز از نوع تقیّه سیاسی است. یعنی این که انسان ده سال یا بیش‌تر با یک قومی معاشرت کند و ایمان خود را کتمان کند تا روزی که حساس‌ترین روزهاست بیاید و موضع خود را آشکار کند.
تقیّه سازنده
از تعبیرات آیات فوق استفاده می‌شود که اصحاب کهف اصرار داشتند که در آن محیط کسی از موقعیّت آن‌ها آگاه نشود. تا مبدا آن‌ها را مجبور به قبول آیین بت‌پرستی کنند. و یا به بدترین وضعی آن‌ها را به قتل برسانند. یعنی سنگسارشان کنند. آن‌ها می‌خواستند ناشناخته بمانند تا از این طریق بتوانند نیروی خود را برای مبارزات آینده و یا لااقل برای حفظ ایمان خویش نگهدارند.
این خود یکی از اقسام تقیّه سازنده است. زیرا حقیقت تقیّه این است که انسان از به هدر دادن نیروها جلوگیری کند و با پوشاندن عقیده خویش موجودیّت خود را حفظ کند. تا در موقع لزوم بتواند به مبارزات مؤثر خود ادامه دهد.
4- … وَ لَا تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلىَ التهَّلُکَه…
با دست خویش، خود را به هلاکت نیفکنید.
این آیه گر‌چه در مورد تشویق به انفاق و تحذیر از افتادن به هلاکت جامعه در صورت عدم انفاق نازل شده است اما می‌توان از حکم کلی آن مشروعیّت تقیّه را به اثبات رساند. زیرا با آن حکم کلی، یعنی نهی آیه از انداختن خود به هلاکت و نابودی می توان استفاده کرد که یکی از مصادیق افتادن به هلاکت، عدم کاربرد تقیّه است.
مبانی مشروعیّت تقیّه در روایات اهل‌بیت ♣
روایات منقول از اهل بیت ♣ پیرامون تقیّه ده‌ها روایت است. و عمده این ادلّه روایی مربوط به تقیّه سیاسی است. بسیاری از این روایات در کتاب وسایل الشیعه در کتاب «الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر»، گرد آوری شده است و بسیاری از آن‌ها روایات صحیحه و معتبره هستند.
دسته‌ای از این روایات دلالت بر اصل مشروعیّت تقیّه، و دسته‌ای دیگر دلالت بر وجوب تقیّه دارد که از باب نمونه به برخی از این روایات اشاره می‌گردد.
الف) روایاتی که مشروعیّت و رجحان تقیّه را بیان می‌کند
1- امام صادق ☻ فرمود: پدرم می فرمود: وَ أَیُّ شَیْ‏ءٍ أَقَرُّ لِعَیْنِی مِنَ التَّقِیَّهِ إِنَّ التَّقِیَّهَ جُنَّهُ الْمُؤْمِنِ
چه چیزی بهتر از تقیّه چشم مرا روشن می‌کند؟ تقیّه سپر مؤمن است.
2- امام صادق ☻ می‌فرماید: التقیّه ترس الله بینه و بین خلقه
«تقیّه سپری است خدایی، میان او و مخلوقش.
3- حدیث دیگری از امام صادق ☻ وارد شده که می‌فرماید: التَّقِیَّهُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ وَ التَّقِیَّهُ حِرْزُ الْمُؤْمِن… ‏
تقیّه سپر مؤمن است، تقیّه نگه‌دار مؤمن است…
4- امام صادق ☻ می فرماید:…إِذَا عَمِلْتَ بِالتَّقِیَّهِ لَمْ یَقْدِرُوا لَکَ عَلَى حِیلَهٍ وَ هُوَ الْحِصْنُ الْحَصِینُ وَ صَارَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ أَعْدَاءِ اللَّهِ سَدّاً لَا یَسْتَطِیعُونَ لَهُ نَقْباً
هرگاه از تقیّه استفاده کنی، از هر مکر و نیرنگی مصون می‌مانی و تقیّه دژ محکمی است و همچون سدّی آسیب ناپذیر است که بین تو و بین دشمانان خدا قرار می‌گیرد.