اختلال وسواسی-جبری و مشخصه های آن

اختلال وسواسی-جبری

همه ما حداقل گاهی اوقات افکار ناگوار و نامعقولی داریم.افراد بسیاری گاهی اوقات افکاری این چنین دارند:(ممکن است نسبت به کسی که دوستش دارم خشونت نشان دهم)، (آیا کاملا مطمئن هستم که تمام درها و پنجره ها را قفل کرده ام؟)، (آیا شیر آب را بستم؟)ما اکثرا وقتی این افکار واقع می شوند،توجه کمی به آنها می کنیم و در صورت وقوع آنها،فورا آنها را از سر بیرون می کنیم.ولی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری(OCD) این گونه نیستند.خصیصه اصلی اختلال وسواسی-جبری وجود وسواس های فکری یا عملی مکرر و چنان شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه ای برای فرد همراه دارد.این وسواس های فکری یا عملی سبب اتلاف وقت می شوند و اختلال قابل ملاحظه ای در روند طبیعی زندگی فرد،کارکرد شغلی،فعالیت های معمول اجتماعی،کارکرد تحصیلی یا روابط فرد ایجاد می کنند.بیمار مبتلا به اختلال وسواسی-جبری ممکن است فقط وسواس فکری،فقط وسواس عملی و یا هر دوی آنها را با هم داشته باشد.

وسواس فکری عبارت است از فکر، احساس، اندیشه، یا حسی عود کننده و مزاحم. بر خلاف وسواس فکری که یک فرآیند ذهنی است، وسواس عملی نوعی رفتار است. اجبار رفتاری آگاهانه، استاندارد، و عود کننده است، نظیر شمارش، وارسی، و اجتناب. بیمار مبتلا به اختلال وسواسی-جبری از غیرمنطقی بودن وسواسهایش آگاهی دارد و این وسواس های فکری یا عملی را خود- ناهمخوان (ایگو دیس تونیک) می یابد(یعنی به صورت یک رفتار ناخواسته). هر چند عمل وسواسی ممکن است در تلاش برای کاستن از اضطراب همراه با وسواس فکری انجام شود، همیشه به کم شدن این اضطراب منجر نمی گردد. ممکن است پس از انجام عمل وسواسی، اضطراب فرقی نکرده باشد و یا حتی بیشتر شده باشد. وقتی فرد در مقابل انجام وسواس عملی مقاومت می کند نیز اضطراب افزایش می یابد(سادوک و سادوک[1]،2007 ؛ ترجمه رضاعی، 1390).

طبق DSM-5 اختلال وسواسی- جبری با توجه به ملاک های زیر تشخیص داده می شود:

الف. وسواس فکری(obsession)یا عملی (compulsion) یا هر دو وجود داشته باشد:

تعریف وسواس فکری عبارت است از(1) و (2):

  1.   افکار،امیال، یا تصورات ذهنی تکراری و دائمی،که فرد در طول برهه ای از ناراحتی،آنها را ناخواسته و مزاحم می داند، و در اکثر افراد رنج و عذاب شدیدی به وجود می آورند.
  2.   فرد تلاش می کند تا این افکار،امیال، یا تصاویر ذهنی را نادیده بگیرد یا سرکوب کند،یا به وسیله یک فکر یا یک عمل دیگر،آنها را خنثی کند(یعنی با انجام دادن یک اجبار)

تعریف وسواس عملی (اجبار) عبارت است از(1) و (2):

  1. رفتارهای تکراری (مثلا، شستن دست ها، مرتب کردن، وارسی کردن) یا اعمال ذهنی تکراری (مثلا، دعا کردن، شمردن، تکرار کلمات در سکوت) که فرد احساس می کند،در واکنش به یک وسواس، یا مطابق با قوانینی که باید به طور سفت و سخت اعمال شوند، باید به اجرا در آورد.
  2. هدف از انجام این رفتارها یا اعمال ذهنی آن است که از رنج و عذاب فرد، پیشگیری یا کاسته شود یا از وقوع واقعه یا موقعیت وحشتباری ممانعت به عمل آید، منتها این رفتارها یا اعمال ذهنی با آنچه برای پیشگیری یا خنثی کردنش طراحی شده اند، ارتباطی واقعگرایانه ندارندیا به وضوح افراطی اند.
  3. توجه:کودکان خردسال ممکن است نتوانند هدف این رفتارها یا اعمال ذهنی را بیان کنند.

ب. وسواس ها و اجبارها یا همان وسواس های فکری و عملی وقت گیر هستند (برای مثال، هر روز بیش از یک ساعت از وقت فرد را می گیرند) یا در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر جنبه های مهم زندگی رنج، عذاب و نابسامانی شدید به وجود می آورند.

پ. علائم وسواسی-اجباری را نمی توان به تاثیر فیزیولوژیک و مستقیم یک دارو (مثلا، مواد مخدر، یا داروهای تجویزی) یا یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.

ت. علائم یک اختلال روانی دیگر نمی تواند توضیح بهتری برای ناراحتی فرد باشد (مثلا، نگرانی های مفرط، در اختلال اضطراب منتشر، اشتغال فکری به ظاهر خود در اختلال بدریخت انگاری بدن، ناتوانی در دور انداختن اشیا یا جدا شدن از آنها در اختلال احتکار، کشیدن مو در اختلال کندن مو{تریکوتیلومانیا}، کندن پوست در اختلال کندن پوست{اکسکوریشن}، رفتارهای کلیشه ای در اختلال حرکت کلیشه ای، رفتارهای مراسمی (آئینی) خوردن در اختلالات خوردن، اشتغال فکری به مواد یا قمار در اختلالات مصرف مواد و اختلالات مرتبط، اشتغال فکری به بیماری جدی در اختلال اضطراب بیماری{هیپوکندری}، اشتغال فکری به امیال یا خیالپردازی های جنسی در یکی از پارافیلیاها، اشتغال فکری به امیال در اختلالات کنترل امیال{تکانه}، نشخوار فکری به همراه احساس عذاب وجدان در اختلال افسردگی عمده، تزریق فکری یا افکار هذیانی دائم در اختلالات سایکوتیک، یا رفتارهای تکراری در اختلال طیف اوتیسم).

2-2- مشخصه:

به همراه بینش خوب یا کافی: فرد می داند که باورهای OCD او قطعا یا احتمالا واقعیت ندارند، یا این که شاید واقعی باشند و شاید واقعی نباشند.

به همراه بینش ضعیف: فرد فکر می کند که باورهای OCD او احتمالا واقعی هستند.

به همراه عدم بینش: فرد کاملا مطمئن است که باورهای OCD  او واقعی هستند.

مشخصه:

مرتبط با تیک: فرد در حال حاضر یک اختلال تیک مزمن دارد یا در گذشته داشته است.

 

2-3- خصایص بالینی

بیمارانی که هم وسواس فکری و هم وسواس عملی دارند، لااقل هفتاد و پنج درصد از کل بیماران مبتلا  به این اختلال را تشکیل می دهند. برای وضوح بیشتر، بهترین کار آن است که وسواس را فکر، و وسواس عملی را رفتار بدانیم. خصایص مشترک وسواس فکری و وسواس عملی از این قرار است: فکر و تکانه ای خود را به زور و به طور دائم به حوزۀ با خبری خودآگاهانه فرد تحمیل می کند. وسواس های فکری معمول در OCDعبارتند از افکار مربوط به آلودگی یا شک و تردید(یادم رفت اجاق را خاموش کنم).

احساس ترسی آمیخته با اضطراب، لازمه ی این تظاهر محوری است و مشخصه کلیدی وسواس عملی این است که اضطراب همراه با وسواس فکری را کاهش می دهد. وسواس فکری یا عملی خود ناهمخوان(Ego-Alien) است،یعنی فرد آن را غریبه با احساسی می یابد که از خود به مثابه یک موجود روانی دارد. وسواس فکری یا عملی هر قدر هم عمیق باشد ،فرد معمولأ آن را مهمل و غیر عاقلانه می داند. فرد دچار وسواس فکری یا عملی معمولأ تمایل عمیقی در خود برای مقاومت در برابر آنها می بیند. با این حال حدود نیمی از کل این بیماران مقاومت چندانی در برابر وسواس عملی از خود نشان نمی دهند. حدود هشتاد درصد از کل بیماران معتقدند که وسواس های عملی شان غیر عاقلانه است.( سادوک و سادوک،2007 ؛ ترجمه رضاعی، 1390).

 

2-4- الگوی علائم

آلودگی[2]. شایعترین الگو، الگوی آلودگی است بیمار ممکن است دست هایش را به افراط بشوید و در واقع بساید و بخراشد، یا از ترس میکروب، حتی قادر به ترک خانه هم نباشد. بیمارانی که وسواس آلودگی دارند معتقدند که آلودگی با کوچکترین تماس از شی به شی دیگر و از فردی به فرد دیگر منتقل می شود.

تردید مرضی. دومین الگوی شایع این الگو می باشد که به دنبالش وسواس عملی به صورت وارسی کردن روی می دهد. مثلأ بیمار ممکن است هنگام مسافرت چندین بار از قفل بودن درب منزل اطمینان حاصل کند و باز نگران این باشد که مبادا قفل ها را خوب کنترل نکرده است. این بیماران تردید وسواسگونه ای در مورد خود دارند. به طوری که همیشه به خاطر فراموش کردن چیزی یا انجام چیزی ، احساس گناه می کنند.

افکار مزاحم. سومین الگوی شایع افکار مزاحم را شامل می شود. بیمار صرفأ افکار وسواسی مزاحمی بدون هیچ گونه وسواس عملی دارد. این گونه وسواس ها معمولأ افکاری تکراری دربارۀ نوعی عمل جنسی یا پرخاشگرانه است که به نظر فرد شرم آور تلقی می شود.

تقارن[3]. چهارمین الگوی شایع اختلال وسواس لزوم رعایت تقارن و دقت است.که موجب کندی اعمال فرد می شود. بیمار ممکن است ساعت ها وقت صرف شستشو یا مراسم آیینی همراه با آن کند.

سایر الگوها. وسواس های مذهبی و ناخن جویدن هم ممکن است خود را نشان دهند. خود ارضایی هم ممکن است جنبه وسواسگونه ای پیدا کند) کاپلان[4] و سادوک 2007).

.

[1]-Sadock & Sadock

[2]- Contamination

[3]- Symmetry

[4]- Kaplan

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   موانع خلاقیت کدامند؟